رجزخوانی فقط خواندن شعر یا فریاد جنگی نیست؛ یک ابزار روانی-نظامیست با ریشهای کهن در تاریخ نبردها. از عربهای شبهجزیره تا ساموراییهای ژاپنی، همه جایی برای این آیین داشتند.
در متون جنگی اسلامی—از بدر تا عاشورا—رجزخوانی نقشی فراتر از نمایش قدرت داشت.
چهار کارکرد کلیدی رجز:
1 ترساندن دشمن
با تصویرسازی از شجاعت و بیرحمی، روحیه دشمن را هدف میگرفت.
مثلاً:
من آنم که مادرم مرا حیدر نامید… (رجز منسوب به حضرت علی (ع))
2 افزایش روحیه خودی
رجز، مثل آتش در جان سپاه خودی میافتاد و انگیزه میداد.
3 تحریک دشمن به مبارزه
دعوتی رسمی برای نبرد تنبهتن؛ مبارزهای که گاه سرنوشت میدان را تعیین میکرد.
4 اعلام هویت و مشروعیت
رجز، شناسنامهای صوتی بود: نام، نَسَب، قبیله، و هدف مبارزه برای نشان
دادن برتری خودی بر دشمن.
رجز، ترکیبی بود از تهدید، حماسه، هویت و استراتژی.
در جنگهای مدرن، رجزخوانی جای خود را به تبلیغات، شعارها و عملیات روانی داده؛ اما روح رجز، هنوز زنده است.