جاسوس و جاسوس بازی در جنگها نقش اساسی دارند و چه داستانی برای شروع بهتر است از داستن کوهنها؟
صبح یکشنبه، هفتم دسامبر ۱۹۴۱ بود. بندر پرلهاربر هنوز در خواب بود، اما در دوردست، شش ناو هواپیمابر ژاپنی با همراهی ناوهای رزم و پشتیبان، آرام و بیصدا نزدیک میشدند.
هشت نبردناو عظیم آمریکایی که در لنگرگاه بودند، بیآنکه بدانند تنها دقایقی با مرگ فاصله دارند. پرسنل رادارها در پایگاه دریایی در حال تعویض شیفت بودند که اولین موج جنگندهـبمبافکنهای ژاپنی ظاهر شد. حملهای برقآسا آغاز شد و لحظاتی بعد، موج دوم هواپیماها کار ناتمام را تمام کرد. در عرض چند ساعت، ۵ نبردناو غرق شدند، سه نبردناو دیگر از کار افتادند، نزدیک به ۴۰۰ هواپیمای آمریکایی نابود یا آسیب دیدند، و بیش از دو هزار کشته برجای ماند.
اما ژاپنیها چگونه چنین نقشه دقیقی طراحی کردند؟ شش سال پیش از حمله، خانوادهای آلمانیتبار به نام کوهن به هاوایی آمده بودند. برنارد کوهن، همسرش فریدِل، دخترخواندهاش سوزی روث و پسرشان هانس، به درخواست جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات هیتلر، برای سرویس مخفی ژاپن جاسوسی میکردند.
فریدل خانهاش را به محفلی برای همسران افسران آمریکایی تبدیل کرده بود و از زیر زبانشان حرف میکشید. سوزی روث ۱۷ساله، با زیباییاش افسران جوان را شیفته میکرد تا اسرار نظامی را فاش کنند. حتی پسر کوچک خانواده، با لباس ملوانی، از ملوانان درباره کشتیها میپرسید و اطلاعات میگرفت!
تمام دادهها بهدست برنارد جمعآوری و سپس به سرجاسوس ژاپن، تاکئویوشی کاوا، منتقل میشد. کاوا که افسر باهوش و رمزگشای سابق نیروی دریایی ژاپن بود، از خانهای مشرف به بندر پرلهاربر، ورود و خروج کشتیها را زیر نظر داشت و گاه با هواپیماهای اجارهای از تأسیسات بندر عکس میگرفت.
گرچه او از طرح حمله نهایی خبر نداشت، اما گزارشهای او و خانواده کوهن، نقشه دقیق و حیاتی ژاپن برای حمله را کامل کرد.
پس از حمله ژاپن، مأموران افبیآی سراغ جاسوسان ژاپنی رفتند. کاوا مدارکش را نابود کرده بود و بهزودی با مبادله اسرا به ژاپن بازگشت. خانواده کوهن بازداشت شدند؛ برنارد ابتدا به اعدام محکوم شد اما با لو دادن شبکه جاسوسی آلمان–ژاپن از مرگ گریخت و به پنجاه سال زندان محکوم گردید. پس از جنگ، این خانواده از آمریکا اخراج و به آلمان بازگردانده شدند.
روایتی شگفت از خانواده ای کوچک که در سایه جنگید و سرنوشت نبردی بزرگ را تعیین کرد.
فشار نظامی روسیه که بیشتر می شود بحث درباره چتر هسته ای ناتو هم داغ می شود. اما چتر هسته ای چیست؟
چتر هستهای مفهومی است که پس از جنگ جهانی دوم و در دل جنگ سرد شکل گرفت. بر اساس آن، یک قدرت هستهای (بهویژه آمریکا) متعهد میشود از متحدان غیرهستهای خود در برابر تهدید یا حمله هستهای حفاظت کند.
در چارچوب ناتو، ایالات متحده اصلیترین ضامن این چتر بوده و از آغاز تشکیل پیمان، اعلام کرده که زرادخانه هستهایاش فقط برای حفاظت از خاک آمریکا نیست، بلکه شامل تمام کشورهای عضو ناتو هم میشود.
آمریکا حتی بخشی از بمبهای هستهای تاکتیکی خود را در خاک برخی کشورهای اروپایی عضو ناتو مستقر کرده است؛ وضعیتی که به آن «اشتراک هستهای ناتو» گفته میشود.
بریتانیا و فرانسه هم پس از دستیابی به سلاح هستهای نقش تکمیلی ایفا کردند، هرچند تعهد اصلی همچنان با آمریکاست.
امروز، در کنار اعضای ناتو، برخی کشورهای غیراروپایی هم زیر چتر هستهای آمریکا قرار دارند. مهمترین آنها: ژاپن، کرهجنوبی، استرالیا (تا حدی در قالب پیمانهای امنیتی)
این سیاست همواره بحثبرانگیز بوده است: از یک سو اعتماد متحدان را تضمین میکند و از سوی دیگر، خطر وابستگی دائمی به سلاحهای هستهای را زنده نگه میدارد.
#ناتو #چتر_هستهای #آمریکا #جنگ_سرد #ژاپن #کره_جنوبی #جنگ #بازدارندگی #استرالیا #روسیه
در نگاه اول، جنگ داخلی سوریه ممکن است صرفاً نتیجهی اختلافات سیاسی یا تأثیرات بهار عربی به نظر برسد. اما اگر دقیقتر نگاه کنیم، بحران زیستمحیطی و بهویژه بیآبی، یکی از عوامل کلیدی و تسریعکنندهی این فروپاشی اجتماعی بود.
بخش اول: خشکسالی بیسابقه
بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۱، سوریه با یکی از شدیدترین خشکسالیهای ثبتشده در
تاریخ خود روبهرو شد. مناطق شمال شرقی کشور، که قطب کشاورزی سوریه بودند، تا ۷۵٪ محصولاتشان را از دست
دادند. منابع آبی مثل رود فرات و سفرههای زیرزمینی بهشدت کاهش یافتند. نتیجه؟ دهها
هزار خانواده کشاورز، معیشت خود را از دست دادند و مجبور به مهاجرت شدند.
بخش دوم: پیامدهای اقتصادی و مهاجرت داخلی
این مهاجرت گسترده به شهرهای بزرگ مثل دمشق و حلب، فشار
عظیمی بر زیرساختهای شهری وارد کرد. مهاجران اغلب بدون شغل، درآمد یا مسکن مناسب
وارد شهر شدند. دولت نتوانست پاسخگوی نیازهای اولیهی آنان باشد. همزمان، کاهش
تولیدات کشاورزی باعث افزایش قیمت مواد غذایی شد و تورم، زندگی را برای طبقات کمدرآمد
شهری دشوارتر کرد.
بخش سوم: بحران اجتماعی و نارضایتی عمومی
مهاجران در حاشیهی شهرها ساکن شدند، بدون دسترسی کافی
به خدمات عمومی. این وضعیت، احساس محرومیت، ناامیدی و خشم را در میان مردم افزایش
داد. بیآبی و فقر ناشی از آن، اعتماد عمومی به دولت بشار اسد را تضعیف کرد. در
چنین فضایی، هر جرقهای میتوانست آتش اعتراضات را شعلهور کند.
بخش چهارم: پیوند با بهار عربی
در سال ۲۰۱۱، موج اعتراضات در کشورهای عربی آغاز شد. در سوریه،
اعتراضات اولیه حول مسائل اقتصادی شکل گرفت: بیکاری، تورم، کمبود آب. اما این
اعتراضات بهسرعت رنگ سیاسی گرفتند و به مبارزهای گسترده علیه ساختار قدرت تبدیل
شدند. خشکسالی، اگرچه عامل مستقیم جنگ نبود، اما زمینهی اجتماعی و اقتصادی لازم
برای انفجار سیاسی را فراهم کرد.
جمعبندی
بحران بیآبی در سوریه نهتنها یک فاجعهی زیستمحیطی
بود، بلکه بهعنوان یک «عامل تسریعکننده» در مسیر فروپاشی اجتماعی و آغاز جنگ
داخلی عمل کرد. این بحران:
میدانستید هسته اصلی نیروی زرهی آلمان (پانزروافه) که در آغاز جنگ جهانی دوم کشورهای قدرتمند اروپا را درهم شکست، در خاک اتحاد جماهیر شوروی و توسط یک مدرسه محرمانه شکل گرفت؟
اینجا آموزشگاه تانک کاما است؛ مکانی مخفی در نزدیکی شهر کازان شوروی سابق که قرار بود هسته اولیه زرهی آلمان در آنجا تشکیل بشود:
· هدف پنهان: بعد از جنگ جهانی اول، پیمان ورسای آلمان را از داشتن تانک محروم کرد. برای دور زدن این ممنوعیت، ارتش آلمان (رایشسور) با دولت در آن زمان منزوی شوروی سابق یک توافق محرمانه امضا کرد.
· محل تأسیس: این مدرسه از سال ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۳ در نزدیکی شهر کازان در شوروی فعال بود. نام رمز "کاما" هم از ترکیب نام کازان و یک افسر آلمانی به نام مالبرانت گرفته شده بود.
تولد بلیتزکریگ: این مرکز مکانی برای آزمایش تانکهای اولیه آلمان و مهمتر از آن، توسعه تاکتیکهای نوین جنگ زرهی بود. این آزمایشها پایه و اساس دکترین "بلیتزکریگ" یا "جنگ برقآسا" را بنا نهادند که بعدها تبدیل به کابوس متفقین شد.
· فرماندهان آینده: تنها حدود ۳۰ متخصص تانک آلمانی در اینجا آموزش دیدند، اما همین افراد بعدها تبدیل به ژنرالهای کلیدی در ارتش نازی شدند. مشهورترین آنها کسی نیست جز هاینتس گودریان، مغز متفکر جنگهای زرهی.
· پایان همکاری: با به قدرت رسیدن آدولف هیتلر و نازیها در سال ۱۹۳۳، اختلافات ایدئولوژیک بین برلین و مسکو بالا گرفت و این همکاری نظامی محرمانه خاتمه یافت.
کاما یکی از بزرگترین تناقضهای تاریخ است؛ جایی که دو دشمن ایدئولوژیک برای منافع خود همکاری کردند و یکی از مخوفترین ماشینهای جنگی تاریخ را ساختند.
کتاب جاسوسان خط آتش را قبلا معرفی کرده ام.
قسمتی از کتاب جاسوسان خط آتش (عملیات سری واحد اطلاعات نظامی اسرائیل) نوشته ساموئل کاتز ترجمه محسن اشرفی را با هم بخوانیم:
انگلستان در سال 1936 برای مبارزه با موج فزانیده جنگهای چریکی اعراب سروان جوان و از نظر مذهبی متعصبی را به فلسطین گسیل کرد. وی ارد چارلز وینگیت نام داشت و نفوذش روی نیروی دفاعی یهودیان و همچنین اثرش روی شیوه های عملیات مخفی آنها -که امروزه به خاطرش تا این حد بدنام هستند- بسیار گسترده بود.
وینگیت را از آن رو به فلسطین فرستاده بودند تا از تخصص جنگ غیرمنظم او که در سودان کسب کرده بود برای منظور خاصی استفاده کنند: جلوگیری از حملات چریکی مداوم اعراب به خط لوله شرکت نفت عراق که از شمال اسرائیل به سوی بندر حیفا امتداد می یافت و.....
وینگیت یک نیروی ضد چریکی مختلط از انگلیسی ها و یهودیان تشکیل داد که به نام جوخه های ویژه شب خوانه می شد. او به افراد این جوخه های یاد می داد در واحد های کوچک فوق العاده پر تحرک اقدام به عملیات کرده و به عنوان یک امتیاز نظامی چنین فکر کنند که تعداد زیادی هستند. مهم تر آنکه وی به یهودیان مشتاقی که تحت فرمانش بودند یاد داد همیشه هنگامی وارد نبرد شوند که دست بالا را دارند و این امر می تواند از طریق داشتن اطلاعات بهنگام و غافلگیرانه بودن نبرد متحقق شود. به آنها یاد می داد جنگ را به قلمروی دشمن بکشانند. بین آنهایی که وینگیت آموزش می داد بعضی نظامیان افسانه ای اسرائیل مانند ماشه دایان و ایگال آلون وجود داشتند که هر دو به ریاست ستاد ارتش اسرائیل رسیدند. دکترین رزمی وینگیت دایر بر اینکه شب را در اختیار خود بگیرید به زودی به تئوری مسلط در شیوه تفکر نظامی ارتش اسرائیل و شیوه استاندارد عمل واحدها نخبه اطلاعاتی تبدیل شد.
این کتاب درباره سرویس اطلاعاتی ارتش اسرائیل هست که به امان معروف است و معادل رکن دو ارتش در ایران می شود. این سرویس بیشتر عملیات جاسوسی اسرائیل در کشورهای عرب همسایه اسرائیل را هدایت می کرده و کتاب حاضر تاریخچه آن را از قبل از ظهور رژیم منحوس کثیف سگ هار منطقه تا زمان حمله عراق به کویت روایت کرده. کتابی است بسیار خوب و روان نوشته شده و ترجمه هم خوب است. مطالعه این کتاب را در این ایام به همه دوستان توصیه می کنم. کتاب را انتشارات اطلاعات منتشر کرده و قیمت آنچنانی هم ندارد.
لینک خرید
تمام تاریخ صدراسلامی که ما تا به امروز خوانده ایم و در مدرسه یادمان داده اند بر اساس تاریخ هایی است که مورخین عرب در اوایل دوره عباسی نوشته اند. نزدیک ترین نوشته درباره زندگی حضرت محمد (ص) در حدود 150 سال پس از وفات ایشان نوشته شد که تازه آن هم در دست ما نیست. حال تصور کنید که این روایتها به دست ما نمی رسید. برای بازسازی تاریخ صدر اسلام باید سراغ کدام منابع می رفتیم. اگر بخواهیم سراغ منابع تاریخی غیر اسلامی برویم روایت تاریخی جدید شکل می گیرد که رابرت هویلند در کتاب فی سبیل الله آن را بازگو کرده است. خواندن این کتاب به کسانی که دوست دارند تاریخ را از جنبه ای دیگر ببینند توصیه می شود.
لینک خرید:
کتاب فی سبیلالله : فتوحات عرب و برپایی امپراتوری اسلامی اثر رابرت ج هویلند | ایران کتاب
اصولا تاریخ و تاریخ نویسی برای کتابهای درسی دانشگاهی بیشتر از اینکه دست گروه تاریخ باشه دست گروه معارف هست. چون این عزیزان توهم دارند که خودشون تاریخ رو بهتر از هر کس دیگری می دونند. کرونا که شده بود یه سری جزوه مجازی منتشر کرده بودند و دانشجو جماعت هم باید اینها رو می خوند و امتحان میدادش. یه نمونه ش پایین هست که اصلا خود مأموریت اصلی حضرت رسول (ص) رو زیر سوال برده، عشره مبشره که حضرت (ص) بهشون وعده بهشت داده رو هم زیر سوال برده، ساده ترین مسائل تاریخی رو هم زیر سوال برده. مثلا نوشته قریش از مکه رفتند مدینه و پس از وفات حضرت (ص) دستگاه سیاسی رو قبضه کردند در حالی که هم حضرت ابوبکر و هم حضرت عمر (رضی الله عنهما) هر دو تاشون از ده سال قبل در مدینه بودند.
خلاصه که مشت نشونه ی خرواره است

یکی از مطالب قدیمی محمد قائد رو براتون گذاشتم که سر فرصت بخونیدش. قائد سعی کرده وقایع سالها 1290 تا 1300 (یعنی تقریبا بعد از پاگرفتن مشروطه تا زمان کودتای سید ضیاء) رو از دریچه چشم خودش تحلیل بکنه. خوندنش کم بد نیست مخصوصا اون قسمت مربوط به واسموس (جاسوس آلمانها در تنگستان )
در ۷ اکتبر ۱۵۷۱، در
خلیج پاترای یونان، یکی از بزرگترین نبردهای دریایی تاریخ رخ داد: نبرد لپانتو.
این نبرد میان «اتحاد مقدس» (شامل اسپانیا، ونیز، ایالات پاپی و دیگر قدرتهای
اروپایی) و امپراتوری عثمانی شکل گرفت و با شکست سنگین نیروی دریایی عثمانی پایان یافت.
اهمیت تاریخی:
- نخستین شکست بزرگ نیروی دریایی عثمانی در مدیترانه
- توقف گسترش نفوذ عثمانی در اروپا
- تقویت روحیه مسیحیان اروپا در برابر تهدید عثمانی
- نقطهعطفی در تحول استراتژیهای دریایی و اتحادهای
سیاسی
این نبرد نهتنها
توازن قدرت در مدیترانه را تغییر داد، بلکه بهعنوان نمادی از مقاومت فرهنگی و
مذهبی اروپا در برابر امپراتوری عثمانی در حافظه تاریخی غرب باقی مانده است.
#نبرد_لپانتو #تاریخ_اروپا #عثمانی #اتحاد_مقدس
#تاریخ_نظامی #رضا_کیانی #تحلیل_تاریخی #دریای_مدیترانه #اروپای_رنسانس