جنگها و تاریخ

جنگها و تاریخ، فضایی برای بررسی رویدادهای تاریخی و جنگها است.

جنگها و تاریخ

جنگها و تاریخ، فضایی برای بررسی رویدادهای تاریخی و جنگها است.

جنگها و تاریخ را در جای جای فضای مجازی می توانید بیابید

مطالب ما را در پستهای کوتاه و مختصر تلگرامی دنبال کنید:


https://t.me/warsandhistory

همچنین ما یک کانال یویتویب هم داریم به آدرس زیر:

https://www.youtube.com/channel/UCIZ6jdF_b3Iv-GPYaD0cJ2A

گاه برای اثبات عملی میهن‌پرستی خود باید دست کمک به سوی بیگانه دراز کنی؛ قسمت دوم


 

نویسنده: رضا کیانی

 

در پست قبلی گفتیم که وقتی ناپلئون ارتش اشغالگر خود را به اسپانیا فرستاد، مردم محلی با شجاعت از نیروهای نظامی انگلیسی کمک خواستند و با یاری بیگانگان اشغالگران را شکست داده و آزادی میهن خود را به دست آوردند. اقدام آنان میهن‌پرستانه و مشروع بود، زیرا دفاع از خاک و آزادی همیشه مشروعیت دارد.

 

در حدود 150 سال بعد اشغالگران خارجی که قصد اشغال ایران را داشتند از شکست ناپلئون درس گرفته بودند. آن‌ها با تقلید زبان (فارسی)، مذهب (شیعه)، لباس و آداب و رسوم ایرانی، خود را به شکل مردم محلی درآوردند. هدفشان این بودکه در زمان صادر شدن فرمان حمله به ایران، حساسیت و مقاومت واقعی مردم را کاهش دهند و  به نوعی یک کودتای پنهان را سازمان دهند.

 

ظاهرا (همانند مورد ناپلئون) قرار بود تا آرمانهای انقلابی به مردم ایران صادر بشود: استقلال، آزادی، برابری، برادری، مبارزه با فساد، مبارزه با ظلم. اما آیا هیئت حاکمه بر ایران از سال 57 به این سو اهداف بالا را دنبال کردند یا چون ناپلئون این شعارهای متعالی را دست آویز غارت منابع ایران قرار دادند؟

 

مردم ایران امروز تفاوت چندانی با مردم  اسپانیا در ابتدای قرن نوزدهم ندارند: مردم ما تحت سلطۀ قوای سلطه گر خارجی قرار دارند، همان کسانی که کوچکترین اعتقادی به ایران و ایرانی ندارند. آیا وقت آن نرسیده که مردم ایران هم مانند اسپانیایی‌های میهن‌پرست، برای دفاع از میهن و بازپس‌گیری سرنوشت خود، هر کمکی مشروع و قانونی که لازم است از هر کجای دنیا که بشود دریافت بکنند؟

 

از دید من همان گونه که حق دفاع مردم اسپانیا در برابر فرانسه مشروع بود به همان اندازه حق دفاع مردم ایران امروز از در برابر اشغالگران تاریخی مشروع و میهن‌پرستانه است. حمله نظامی اسرائیل در جنگ 12 روزه جنگ با مردم ایران نبود. این حمله در حقیقت دفاع در برابر تجاوزات یک نظام سیاسی بود که ایران را در اشغال خود گرفته، مردم ایران را گروگان گرفته و به تمامیت ارضی تمام کشورهای دیگر منطقه نظر داشته و قصد اشغال آنها را دارد. در کنار اسرائیل ایستاده ای یا در کنار جمهوری اسلامی؟ قبل از پاسخ دادن، داستان اشغال اسپانیا توسط ناپلئون را دوباره بخوان.



گاه برای اثبات عملی میهن‌پرستی خود باید دست کمک به سوی بیگانه دراز کنی؛ قسمت اول

 

 نویسنده: رضا کیانی

 

در سال‌های ۱۸۰۸ تا ۱۸۱۴، ناپلئون بناپارت اسپانیا را اشغال کرد و برادرش، ژوزف بناپارت، را به عنوان پادشاه منصوب نمود. هدف ناپلئون در ظاهر صادر کردن آرمانهای انقلاب فرانسه به همسایگان بود: برابری، برادری، دموکراسی و غیره؛ اما بناپارت هدفی جز غارت منابع اسپانیا نداشت. مردم میهن گرست اسپانیا، که جز آیین کاتولیک هیچ ویژگی مشترکی با فرانسوی ها نداشتند، این اقدام را غیرقانونی و تحقیرآمیز می‌دانستند و مقاومت گسترده‌ای بر علیه اشغالگران را سازمان دادند.

 

 مقاومت مردمی ابتدا نامنظم و غیرمتمرکز بود، اما جنگجویان چریکی با حملات ناگهانی، کمین و تخریب خطوط تدارکاتی، ارتش ناپلئون را تحت فشار قرار دادند.

 

 کمک به مقاومت اسپانیایی‌ها در برابر ظلمهای ناپلئون از سوی بریتانیا تحت فرماندهی دوک ولینگتون، یک همکاری هوشمندانه و میهن‌پرستانه بود: نیروهای انگلیسی با آموزش، سلاح و تدارکات، امکان مقابله با ارتش منظم ناپلئون را برای مردم محلی فراهم کردند. این تعامل نشان داد که در دفاع از میهن، استفاده از همه ابزارها و متحدان مشروع نه تنها عاقلانه، بلکه شرافتمندانه است.

 

 نتیجه: این همکاری باعث شد نیروهای اشغالگر فرانسوی پس از شکست‌های متعدد مجبور به ترک اسپانا بشوند. مقاومت چریکی مردم محلی به همراه کمک هوشمندانه بریتانیا، نمادی از روح میهن‌پرستی و دفاع از آزادی مردم اسپانیا باقی ماند. هیچ کس تا به امروز، کمک گرفتن مردم اسپانیا از انگلیس را به حساب خیانت و وطن فروشی آن مردم قرار نداده و هیچ اسپانیایی وطن پرستی به خاطر این که اجدادش با کمک یک نیروی بیگانه اشغالگران را از وطنش بیرون کرده اند احساس سرافکندگی و خجالت نمی کند.



ایالات متحده و فتح دیوار صوتی


undefined


 

رضا کیانی

 

آغاز مسیر

 

در طول جنگ جهانی دوم، آمریکا دیرتر از آلمان و بریتانیا وارد عرصه تحقیقات مافوق صوت شد. اما سرمایه‌گذاری عظیم در هواپیماهای جت و همکاری نزدیک با دانشمندان اروپایی پس از جنگ، راه را برای پرشی سریع هموار کرد. آمریکا به جای تکیه بر طرح‌های جنگنده‌های موجود، تصمیم گرفت از همان ابتدا به سراغ هواپیماهای آزمایشی اختصاصی برود.

 

این تصمیم توسط کمیته ملی مشاوران هوانوردی (NACA)پیش‌درآمد ناسا و نیروی هوایی آمریکا اتخاذ شد. پروژه‌ای که به نام ایکس-1 نام گذاری شد و به شرکت بل سپرده شد آغاز شد، به زودی به نماد عبور از مرزهای ناشناخته سرعت تبدیل گردید.

 

انتقال تکنولوژی از بریتانیا

 

یکی از عوامل مهم در موفقیت سریع آمریکا، دسترسی به اسناد فنی محرمانه بریتانیا بود. در سال ۱۹۴۴ دولت بریتانیا پروژه مایلز 52 را به طور ناگهانی متوقف کرد. این هواپیمای آزمایشی طراحی بدنه باریک، دم عمودی بلند و سکان افقی تمام متحرک در انتهای بدنه داشت که مشخصاً برای پرواز مافوق صوت در نظر گرفته شده بودند.

 

با وجود محرمانه بودن پروژۀ مایلز، دولت بریتانیا تصمیم گرفت بسیاری از داده‌های پروژه مایلز از جمله نتایج تونل باد، طراحی‌های ایرودینامیکی و ایده اصلی آن(سکان افقی تمام متحرک) را به متحد خود یعنی آمریکا منتقل کند. این انتقال در چارچوب همکاری‌های متفقین صورت گرفت، اما بعدها در بریتانیا بحث‌برانگیز شد، زیرا آمریکایی‌ها توانستند با استفاده از همین ایده‌ها نخستین کشوری شوند که به طور رسمی دیوار صوتی را بشکنند.

 

در واقع، بخش کلیدی طراحی ایکس-1، یعنی دم افقی تمام‌متحرک که امکان کنترل پایدار در سرعت‌های نزدیک به سرعت صورت را فراهم می‌کرد، مستقیماً از تجربیات پروژه مایلز اقتباس شده بود.

 

طراحی Bell X-1

 

ویژگی‌های فنی این هواپیما باعث شد بتواند برای نخستین بار دیوار صوتی را بشکند:

  • بدنه: باریک و استوانه‌ای شکل، الهام‌گرفته از گلوله اسلحه کالیبر .50، برای کاهش مقاومت موجی.
  • بال‌ها: کوتاه و مستقیم، برای کنترل بهتر در سرعت‌های بالا.
  • موتور: راکت‌ Reaction Motors XLR11 با چهار محفظه احتراق، مجموع رانش حدود ۲۷۰۰ کیلوگرم.
  • روش پرتاب: X-1 توسط یک بمب‌افکن B-29 به ارتفاع پرواز می‌رسید و سپس رها شده و موتور راکت روشن می‌شد.

 

پرواز تاریخی

در ۱۴ اکتبر ۱۹۴۷، خلبان آزمایشی چاک ییگر در صحرای موهاوی کالیفرنیا با Bell X-1 – که به افتخار همسرش «Glamorous Glennis» نامیده شده بود توانست به سرعت Mach 1.06  در ارتفاع ۱۳ هزار متری برسد.

این پرواز برای نخستین بار به طور رسمی و مستند ثابت کرد که «دیوار صوتی» یک سد نفوذناپذیر نیست، بلکه پدیده‌ای فیزیکی است که با طراحی درست می‌توان از آن عبور کرد.

 

ادامه پروژه‌های آمریکایی

 

پس از X-1، آمریکا برنامه گسترده‌ای برای هواپیماهای آزمایشی سری X به راه انداخت:

  • X-2با موتور قوی‌تر، رسیدن به سرعت  3 ماخ.
  • X-15  هواپیمای فضایی که رکورد پروازهای شبه‌فضایی را ثبت کرد.
  • همچنین طرح‌های آزمایشی منجر به تولد جنگنده‌هایی چون F-100 Super Sabre  (نخستین جنگنده مافوق صوت در پرواز افقی) شد.

 

جمع‌بندی

 

آمریکا نخستین کشوری بود که به‌طور مستند از دیوار صوتی گذشت. اما این موفقیت صرفاً نتیجه تلاش‌های داخلی نبود؛ انتقال تکنولوژی از پروژه محرمانه مایلز بریتانیا نقش مهمی در آن داشت. برخلاف شوروی و بریتانیا که بر پایه طرح‌های جنگی و نیمه‌تمام پیش رفتند، آمریکا راهی مستقل و علمی را انتخاب کرد: طراحی یک هواپیمای آزمایشی اختصاصی، همکاری نزدیک ارتش و صنعت، و بهره‌گیری از داده‌های NACA و تجربیات بریتانیایی.

 

پرواز ۱۹۴۷ نه تنها آغاز دوران مافوق صوت، بلکه نقطه عطفی در رقابت فناورانه جنگ سرد بود.

آیا ایران از چین سلاح می خرد



رضاکیانی


 از روزچهارم تیر 1404 که عزیز نصیرزاده رفتش به چین تا خود امروز که جناب #پزشکیان اونجا هستند و قرار است که فردا در رژه ارتش چین شرکت بکنند، کانالهای تلگرامی پر شده اند از سفارش خرید تسلیحات چینی مثل هواپیمای نامرئی و تانک و موشک و غیره. ما که البت بخیل نیستیم ولی دوستان قبل از مالیدن صابون به دلشان نیم نگاهی هم به دو نمودار بالا بیاندازند که از قدیم گفته اند دو صد گفته چون نیم نمودار نیست. نمودار به زبان فارسی تجارت دو جانبه بین تهران و پکن را در بازه زمانی سالهای 2019 و2025 (البته تا تابستان 2025 یعنی تقریبا نصف سال) نشان می دهد. صادرات ایران به چین (که البته چیزی جز نفت زیر قیمت بازار نیست) از حدود 13 میلیارد دلار با یک سراشیبی لذت بخش رسیده به حدود 4 میلیارد دلار. یعنی در 6 سال گذشته چین کم کم داشته وابستگی اش را به نفت ایران کم می کرده که اگر روزی روزگاری اسنب بک فعال شدخیلی به اقتصادش فشار نیایید. واردات ایران هم از چین تقریبا ثابت بوده حدود 9-10میلیارد دلار. یعنی در حدود 6 سال پیش چینی ها به ما بدهکار بودند و الان ما به چینی ها بدهکاریم که به زبان خودمونی یعنی دست ما زیر تیغ اونهاست و نه دست اونها زیر تیغ ما. حالا شما هم برو تو خیابون و تلویزیون داد بزن که ما فلان جا رو میبندیم و نمی گذاریم از فلان جا نفت صادر بشود و بهمان. اما نمودار بعدی جالب تر است: نمودار تجارت متقابل بین تل آویو و پکن در همان بازه.همان طور که می بینید صادرات اسرائیل به چین در این بازه 6 ساله تقریبا ثابت مانده (در حدود 4-5 میلیارد دلار در سال) در حالیکه صادرات چین به اسرائیل با سیری صعودی از حدود 11 میلیارد دلار رسیده به نزدیک 14-15 میلیارد دلار در سال. در حالیکه چین از ایران فقط نفت می خره (مگه چیز دیگه ای هم داریم برای عرضه) صادرات اسرائیل به چین قسمت عمده ای از تکنولوژی مورد نیاز چین را تأمین می کند. حالا با این شرایط که بازار اسرائیل بر روی کالای چینی روز به روز بیشتر باز می شود وفرصتهای بیشتری در اختیار تولید کننده چینی قرار می دهد و از طرف دیگر بازار ایران تقریبا اشباع شده و اگر هم فضای خالی برای کسب و کار باشد اصولا پولی موجود نیست که طرف ایرانی از تولید کننده چینی خرید بکند و از طرف دیگرتر تکنولوژی های به کار رفته در صنایع نظامی چین وابستگی به اسرائیل دارند؛ اصولا چرا باید پکن بی بی راناراحت و سرخورده کند و آخرین تکنولوژی نظامی خود را در اختیار ایران بگذارد؟

شوروی و مسیر پرواز مافوق صوت پس از جنگ جهانی دوم



رضا کیانی


پس از پایان جنگ جهانی دوم، شوروی به‌سرعت تلاش کرد عقب‌ماندگی خود در زمینه هواپیماهای جت و مافوق صوت را جبران کند. یکی از منابع مهم آن‌ها، دانشمندان و طرح‌های آلمانی بود که پس از تسلیم آلمان به شوروی منتقل شدند. این انتقال دانش، پایه‌های پروژه‌های تحقیقاتی و طراحی هواپیماهای مافوق صوت را در دهه ۱۹۵۰ شکل داد.

انتقال دانش و متخصصان آلمانی

از جمله دانشمندانی که به شوروی رفتند:

  • الیاس هولندر (Elias Hollander): طراح اصلی DFS 346، در شوروی پروژه‌های هواپیماهای موشکی و مافوق صوت را هدایت کرد.
  • وورتسلباخ (W. Wenzler): عضو تیم P.1101، در طراحی هواپیماهای جت تحقیقاتی شوروی مشارکت داشت.
  • هلموت شولتز (Helmut Schultz) و تیم DFS، در توسعه سیستم‌های کنترل و آیرودینامیک سرعت بالا به شوروی کمک کردند.

این متخصصان، علاوه بر دانش طراحی، مدل‌های مقیاس کوچک و نتایج تونل باد آلمان را هم همراه خود آوردند که پایه مطالعات شوروی شد.

پروژه‌های آزمایشی شوروی

File:MiG-15 (52544074366).jpg

۱. MiG-9 و MiG-15

  • نخستین جت‌های شوروی که بر اساس موتورهای توربوجت و تجربه آلمان ساخته شدند.
  • بال‌های رو به عقب برای کاهش مقاومت هوا و افزایش پایداری در سرعت‌های بالا.
  • MiG-15  به سرعت‌های نزدیک به 0.92–0.95 ماخ رسید، ولی این سرعت هنوز فراتر از سرعت صوت نبود.
undefined
  1. MiG-19
  • نخستین جت شوروی که در پرواز افقی از سرعت صوت عبور کرد.
  • بال دلتا کوتاه و دماغه نوک تیز برای کاهش اثر موج ضربه‌ای.
  • موتورهای توربوجت قدرتمند Klimov VK-1، توسعه یافته بر اساس موتورهای آلمانی.

نخستین عبور شوروی از دیوار صوتی

در ۱۹۵۵، خلبان آزمایشی شوروی آناستاسی میخایلوویچ گریبوف (Anastasiy Mikhailovich Gribov) با جت جنگندهMiG-19  موفق شد دیوار صوتی را در پرواز افقی بشکند وسرعت  1.05–1.1 ماخ را ثبت کند. این رکورد، نخستین پرواز مافوق صوت عملیاتی با هواپیمای ساخت شوروی بود.

نقش دانشمندان آلمانی

دانشمندان آلمانی در شوروی نه تنها اصول آیرودینامیکی را منتقل کردند، بلکه ایده‌های دم متحرک، بال دلتا و بدنه‌های باریک موشکی را هم به تیم‌های شوروی دادند. بدون این کمک‌ها، رسیدن به MiG-19 در همان بازه زمانی تقریباً غیرممکن بود.

 جمع‌بندی
شوروی پس از جنگ با بهره‌گیری از تجربیات آلمان و دانشمندان منتقل شده، توانست فاصله خود با آمریکا و بریتانیا را در زمینه هواپیماهای مافوق صوت کاهش دهد. نخستین پرواز مافوق صوت عملیاتی شوروی با MiG-19  و خلبان آناستاسی گریبوف نقطه عطفی در مسیر رقابت هواپیمایی دوران جنگ سرد بود.

 

آلمان نازی و جستجوی سرعت‌های مافوق صوت


رضا کیانی

 

در دهه ۱۹۳۰، مهندسان آلمانی در صنایع هوایی «لوفت‌وافه» به دنبال پرواز در سرعت‌هایی بسیار بالاتر از توان هواپیماهای متعارف بودند. ورود به جنگ جهانی دوم این روند را شتاب داد؛ چرا که آلمان برای برتری در نبردهای هوایی به جنگنده‌هایی سریع‌تر از متفقین نیاز داشت.

 

نخستین گام‌ها در تونل باد

پژوهش‌های آلمان در زمینه جریان‌های هوای تراکم‌پذیر در مؤسساتی مانند DFL و مرکز پژوهش‌های هوانوردی گوتینگن به نتایجی مهم رسید. دانشمندانی همچون آدولف بووسمان مفهوم بال دلتا و بالهای متغیر را برای کاهش اثر موج ضربه‌ای پیشنهاد دادند. این ایده‌ها هرچند در زمان جنگ عملیاتی نشدند، اما بعدها اساس طراحی جت‌های مافوق صوت شدند.

 

هواپیمای مسراشمیت 262 و حدودیت‌های سرعت بالا

نخستین جت عملیاتی جهان، مسراشمیت 262، قادر بود تا حدود ۸۷۰ کیلومتر بر ساعت پرواز کند؛ اما با نزدیک‌شدن به سرعت صوت، مشکلات مشابهی که انگلیسی‌ها تجربه کرده بودند، رخ می‌داد: لرزش شدید بالها و بدنه، قفل‌شدن سطوح کنترلی و از دست رفتن پایداری پرواز. در واقع، مسراشمیت 262 نشان داد که رسیدن به سرعت مافوق صوت تنها با نصب موتورهای قوی‌تر امکان‌پذیر نیست، بلکه نیازمند نوآوری در حوزه آیرودینامیک است.

 undefined

پروژه‌های آزمایشی مافوق صوت

آلمان در اواخر جنگ چند طرح بلندپروازانه برای هواپیماهای مافوق صوت داشت:

 undefined

1.    مسراشمیت پی1101

o        شکل بدنه: سکان ‌افقی قابل تنظیم در زاویه های گوناگون، بال‌های کوتاه و مستقیم، بدنه باریک برای کاهش مقاومت.

o        خصوصیات: طراحی برای سرعت‌های نزدیک به صوت، امکان تغییر زاویه بال در حین پرواز برای بهینه‌سازی کنترل.

o        دانشمندان کلیدی: وورتسلباخ و تیم طراحی مسرشمیت.

 undefined

2.    DFS 346

o        شکل بدنه: هواپیما با موتور موشکی و دماغه بسیار نوک‌تیز، بال‌های کوتاه و نازک، سکان افقی کوچک در پشت. طراحی برای پرتاب از بمب‌افکن مادر و شتاب‌گیری موشکی.

o        خصوصیات: پرواز سرنشین‌دار مافوق صوت بالقوه، استفاده از موتور موشکی برای رسیدن به  سرعت صوت.

o        دانشمندان کلیدی: الیاس هولندر و تیم DFS، با نظارت آلبرت بلوم .

 undefined

3.    Lippisch P.13a

o        شکل بدنه: بال دلتا شکل بدون سکان افقی جداگانه، بدنه کوتاه و ضخیم، دماغه تیز و زاویه بال باز برای ثبات در سرعت‌های بالا.

o        خصوصیات: طراحی برای استفاده از موتور رم‌جت، سوخت غیرمعمول (ذغال‌سنگ خردشده)، سرعت پیش‌بینی شده فراتر از  سرعت صوت

o        دانشمندان کلیدی: الکساندر لیپیش، پیشگام در طراحی هواپیماهای بال دلتا و بدون سکان افقی.

 

میراث و نتیجه

هیچ‌یک از این پروژه‌ها قبل از پایان جنگ به پرواز عملیاتی مافوق صوت نرسیدند، اما نظریه‌ها و نوآوری‌های آن‌ها پایه‌های علمی مهمی برای ایالات متحده و شوروی فراهم کرد. پس از تسلیم آلمان، بسیاری از این متخصصان یا به آمریکا رفتند (پروژه گیره کاغذ) و یا در شوروی مشغول شدند، و اطلاعات هواپیماهایی مانند DFS 346  مسیر تلاش‌های مافوق صوت در شوروی و آمریکا را هموار کرد.

 

 جمع‌بندی
آلمان نازی هیچ‌گاه دیوار صوتی را عملاً نشکست، اما با طرح‌هایی که نام بردیم و دانشمندانی چون بووسمان و لیپیش، مبانی طراحی مافوق صوت و بال دلتا را پایه‌گذاری کرد. اگر جنگ چند سال دیگر ادامه می‌یافت، احتمال داشت که این پروژه‌ها اولین پروازهای مافوق صوت اروپا را رقم بزنند.

 

بریتانیا و نخستین تلاش‌ها برای شکستن دیوار صوتی

undefined

رضا کیانی


در میانه‌ی جنگ جهانی دوم، مهندسان بریتانیایی با مسئله‌ای تازه و غیرقابل حل روبه‌رو شدند. خلبانان جنگنده‌های اسپیت فایر و تمپست در شیرجه‌های تند گزارش می‌دادند که هواپیما دچار لرزش شدید می‌شود، سطوح کنترلی قفل می‌کنند و گاه پرنده بدون هیچ واکنشی سقوط می‌کند. این پدیده ناشناخته همان چیزی بود که بعدها «دیوار صوتی» نام گرفت؛ مرز سرعتی که مقاومت هوا به‌طور ناگهانی جهش می‌کرد و پرواز را به خطر می‌انداخت.


آغاز برنامهام.52

در سال ۱۹۴۳ وزارت هوانوردی بریتانیا تصمیم گرفت به‌طور جدی به این چالش بپردازد. شرکت هواپیماسازی کوچک اما خلاق مایلز مأمور شد تا هواپیمایی بسازد که عمداً بتواند از سرعت صوت عبور کندنتیجه این برنامه طرح ام.52 بود؛ هواپیمایی باریک و موشک‌مانند با موتور توربوجت رولزرویس، کابین تحت فشار و بال‌های بسیار نازک. نوآوری بزرگ آن سکان افقی متحرک یکپارچه  بود. این فناوری راه‌حل قفل‌شدن سطوح کنترلی در سرعت‌های بالا محسوب می‌شد و بعدها کلید اصلی شکستن دیوار صوتی شد.


چرا اسرار ام.52 به دست آمریکایی ها رسید؟

در پایان جنگ جهانی دوم، بریتانیا برای بازسازی اقتصادی به‌شدت تحت فشار بود. از سوی دیگر، همکاری علمی و نظامی نزدیکی با ایالات متحده داشت (به‌ویژه در حوزه اتمی و هوانوردی). در سال ۱۹۴۴ توافقی بین وزارت هوانوردی بریتانیا و سازمان NACA آمریکا بسته شد که در آن دو کشور متعهد شدند یافته‌های تحقیقاتی خود را در زمینه مافوق صوت به اشتراک بگذارند. یعنی طبق قرار بریتانیایی ها داده های خودشان و آمریکایی هم داده های خودشان را باید به طرف دیگر رد می کردند. 

به همین دلیل، هرچند پروژه ام.52 در بریتانیا در ۱۹۴۶ لغو شد، اما گزارش‌های طراحی و نتایج تونل باد به دست آمریکایی‌ها رسید. این اطلاعات در پروژه بل اکس-1 نقشی حیاتی داشت، به‌ویژه در استفاده از دم متحرک برای کنترل پایدار در سرعت‌های مافوق صوت. در واقع، می‌توان گفت که موفقیت آمریکایی‌ها در ۱۹۴۷ تا حدی بر شانه‌های پژوهش بریتانیایی‌ها بنا شد.


ثمره نهایی در خاک بریتانیا

گرچه ام.52 هرگز پرواز نکرد، اما تلاش برای دستیابی به سرعت‌های مافوق صوت ادامه یافت. نقطه عطف در ۶ نوامبر ۱۹۵۳ رقم خورد: آزمایشگر بریتانیایی پیتر «تدی» دونالدسون (Peter “Teddy” Donaldson) با هواپیمای آزمایشی فیری دلتا2 موفق شد دیوار صوتی را بشکند و به سرعت1.2 ماخ  دست یابد. قبل از او تنها خلبان انگلیسی که دیوار صوتی را با موفقیت شکست جان دری بود که در یک رکورد گیری ثبت نشده در سال 1948 کنترل هواپیمای دوهاولند خود را از دست داد و توانست از سرعت صوت بگذرد.


undefined

ویژگی‌های فنی  فیری دلتا2

  • طراحی با بال دلتا (زاویه‌دار و بدون دم افقی جداگانه) که پایداری در سرعت‌های بالا را افزایش می‌داد.
  • دماغه‌ی بسیار باریک و کشیده که بعدها الهام‌بخش طراحی کنکورد شد.
  • موتور رولزرویس آون با توان بالا که امکان شتاب‌گیری سریع تا نزدیکی ۲ ماخ را فراهم می‌کرد.
  • کابین تحت فشار و سیستم‌های کنترلی بهینه‌شده برای مقاومت در برابر اثرات موج ضربه‌ای .

در سال ۱۹۵۶، همین هواپیما توانست رکورد جهانی سرعت را هم برای بریتانیا ثبت کند (بیش از 1.7 ماخ)، که نشان‌دهنده جهش واقعی کشور در عرصه پرواز مافوق صوت بود.

 جمع‌بندی
بریتانیا نخستین کشوری بود که با پروژه ام.52 کلید فنی عبور از دیوار صوتی را کشف کرد، اما با لغو آن پروژه و انتقال دانش فنی حاصل شده از آن به آمریکا، افتخار نخستین پرواز مافوق صوت نصیب آمریکایی‌ها شد. با این حال، در ۱۹۵۳، با پرواز پیتر دونالدسون، بریتانیا سرانجام توانست به‌طور رسمی وارد عصر مافوق صوت شود و سهم تاریخی خود را بازیابد.

 

چگونه پهپاد آمریکایی توسط ایرانی ها غنیمت گرفته شد.


دیوید کینوکوتی


مترجم رضا کیانی



حتی اگر داستان مربوط به به‌دام‌افتادن پهپاد پنهان‌کار آمریکایی توسط ایران، که گفته می‌شود با  جعل موقعیت‌یاب ماهواره‌ای انجام شده، بر پایه‌ی واقعیت‌های شناخته‌شده و آسیب‌پذیری‌هایی باشد که در اسناد رسمی نیروی هوایی ایالات متحده به آن‌ها اشاره شده، «کمین» شرح‌داده‌شده توسط یک مهندس جنگ الکترونیک ایرانی در گفت‌وگو با یک نشریه‌ی آمریکایی، دارای نکات بحث‌برانگیزی است.

نخست اینکه، در شرایط قطع ارتباط، پهپاد به‌طور خودکار در پایگاه اصلی خود فرود نمی‌آید (به‌دلیل عوامل متغیری مانند باد و ترافیک هوایی)، بلکه در منطقه‌ای مشخص به پرواز ادامه می‌دهد تا ارتباط دوباره برقرار شود یا سوخت آن تمام شود.

برای نمونه، حتی در عملیات‌های کنترل از راه دور، فرود پهپاد توسط ایستگاه کنترل زمینی محلی و در محدوده‌ی دید مستقیم انجام می‌شود؛ زیرا تأخیر ناشی از ارتباط ماهواره‌ای با مراحل پایانی پرواز سازگار نیست، چرا که در این مرحله واکنش‌های فوری سطوح کنترلی پهپاد به فرمان‌های خلبان برای فرود ایمن ضروری است.

افزون بر این، حتی اگر در شرایط قطع ارتباط از سامانه‌ی فرود خودکار استفاده شود، فرود پهپاد در محلی غیر از پایگاه اصلی آن بدون ایجاد آسیب جدی، کار آسانی نیست.

در نهایت، عجیب به‌نظر می‌رسد که فردی مطلع، که به موفقیت در نفوذ به یکی از محرمانه‌ترین سامانه‌های پهپاد آمریکایی افتخار می‌کند، در عین حال آن‌قدر بی‌احتیاط باشد که جزئیات کامل عملیات را در اختیار عموم قرار دهد؛ که نتیجه‌ی آشکار آن، از بین رفتن امکان تکرار چنین حمله‌ای در آینده خواهد بود. مگر اینکه نوع حمله‌ای که شرح داده‌اند، نه‌تنها غیرمنتظره نبوده بلکه کاملاً شناخته‌شده باشد، چون در همان اسناد رسمی پیش‌تر به آن اشاره شده است.

بنابراین، بار دیگر از یکی از دوستانم خواستم تا بر اساس تمام جزئیاتی که تاکنون جمع‌آوری کرده‌ام، این‌که احتمالاً در تاریخ چهاردهم آذر سال هزار و سیصد و نود، چه اتفاقی افتاده و چگونه پهپاد «سرنگون» شده، را در قالب یک تصویر اطلاعاتی زیبا ارائه دهد.

من فکر می‌کنم ارتباط پهپاد با پایگاه هوایی کریچ با استفاده از پارازیت مختل شد. ایرانی‌ها چگونه فهمیدند «هیولای قندهار» در آن نزدیکی است اگر نمی‌توانستند آن را روی رادار ببینند؟ شاید آن‌ها پارازیت را در اطراف سایت‌های غنی‌سازی اورانیوم تشدید کرده بودند.

صرب‌ها توانستند هواپیمای اف-۱۱۷ را ساقط کنند چون برنامه‌ریزان عملیات نیروهای متحد مسیرهای تکراری برای اف-۱۱۷ها در نظر گرفته بودند. هواپیماهای پنهان‌کار نامرئی نیستند. آن‌ها بسیار سخت دیده می‌شوند، اگر ندانید کجا هستند و به اندازه‌ی کافی نزدیک نباشید تا بتوانید آن‌ها را ردیابی کنید. شاید چیزی مشابه در ایران اتفاق افتاده باشد.

من فکر می‌کنم ایران در فرود اضطراری نقش داشته، فقط به این دلیل که توانست آن را بازیابی کند. اگر نمی‌دانستند پهپاد کجا فرود آمده، نمی‌توانستند آن را به‌دست بیاورند.

وقتی ارتباط قطع شد، طبق رویه، پهپاد شروع به چرخیدن در مسیرهای حلقه‌ای کرد تا ارتباط دوباره برقرار شود. در این مرحله، شاید ایرانی‌ها توانسته باشند موقعیت‌یاب ماهواره‌ای داخل پهپاد را جعل کنند و آن را به سمت اشتباهی هدایت کنند. با این حال، این بدان معناست که مهم‌ترین پهپاد آمریکایی فقط به موقعیت‌یاب ماهواره‌ای برای ناوبری وابسته است و از سامانه‌ی ناوبری داخلی استفاده نمی‌کند. در واقع، حتی برخی بمب‌های هدایت‌شونده با موقعیت‌یاب مانند بمب‌های هدایت‌شونده مشترک از سامانه‌های ضد پارازیت و ضد جعل موقعیت‌یاب استفاده می‌کنند، که برخی از آن‌ها بر پایه‌ی واحدهای اندازه‌گیری اینرسی ساده هستند.

سپس، وقتی سوخت پهپاد تمام شد، سقوط کرد. حتی اگر قبلاً اشاره نشده باشد، این احتمال وجود دارد که پهپاد از برخورد جان سالم به‌در برده باشد چون به چتر ایمنی مجهز بوده است. در واقع، من دریچه‌ای مرموز در بالای پهپاد RQ-170 دیده‌ام که ممکن است محل قرارگیری چتر نجاتی باشد که برای حفظ این پهپاد ارزشمند استفاده شده است.

این البته یک حدس است، چون چنین چتری می‌تواند بدنه‌ی هواپیما را حفظ کند اما همچنین ممکن است آن را برای دشمن حفظ کند، وقتی پهپاد در مأموریتی در پشت خطوط دشمن سوختش تمام شود. همان‌طور که در ایران اتفاق افتاد.


منبع


 

Infographic: how the U.S. top secret stealth drone was captured by Iran - The Aviationist

آیا ناوگانی از بدون سرنشین ها خواهیم داشت؟


نویسنده: جان ای. تیرپک، سردبیر اجرایی

2005

مترجم: رضا کیانی موحد

مقدمه مترجم:  معما چو حل گشت آسان شود. امروز که جنگ روسیه در اوکراین و جنگ داخلی سوریه جایگاه جدیدی به انواع گوناگون پهپادهای رزمی بخشیده صحبت کردن از اهمیت پهپادها و اهمیت آنها در رزمهای آینده خیلی دور از ذهن نیست. اما گاه بد نیست نگاهی به گذشته بیندازیم و ببینیم گذشتگان درباره تحولات فنی و تکنولوژیکی که امروزه زندگی ما را تحت تأثیر قرار داده اند چه داوری ها و پیش داوری هایی داشته اند. ترجمه مقاله زیر به این هدف انجام گرفته است تا ببینیم 20 سال پیش درباره امروز چه پیش بینی هایی می کردند و تا کجا را می دیدند؟ چیزی که شاید به ذهن نویسنده این مقاله، و البته هیچ کس دیگری در آن زمان، نمی رسید این بود که روزی برسد که هم روسیه و هم آمریکا ناچار به کپی کردن پهپادهای انتحاری ساخت ایران بشوند.

هواگردهای بدون سرنشین در دو دهه آینده مجموعه‌ای شگفت‌انگیز از مأموریت‌ها را انجام خواهند داد. این سامانه‌ها دیگر صرفاً پلتفرم‌های شناسایی نیستند، بلکه در برخی موارد به ربات‌هایی شبه‌هوشمند تبدیل خواهند شد که قادرند مأموریت‌های حمل‌ونقل هوایی، حملات دوربرد و حتی نبردهای هوایی را انجام دهند.

حداقل این پیش‌بینی و برنامه‌ای است که در سند جدید پنتاگون با عنوان «نقشه راه سامانه‌های هواگرد بدون سرنشین: ۲۰۰۵ تا ۲۰۳۰» آمده است که در ماه اوت منتشر شد.

هواگردهای رباتیک—که پیش‌تر پهپاد نامیده می‌شدند و اکنون «سامانه‌های هواگرد بدون سرنشین» (UAS) خوانده می‌شوند—به‌طور قطع جای بسیاری از هواپیماهای سرنشین‌دار را خواهند گرفت که اکنون مأموریت‌های طولانی‌مدت را انجام می‌دهند؛ این موضوع مدت‌هاست پیش‌بینی شده بود. با این حال، پیش‌بینی قاطع این سند درباره نقش‌های پویاتر و خودکارتر نشان می‌دهد که احتمالاً ناوگان هواگردهای نظامی ایالات متحده دستخوش تغییرات گسترده‌ای خواهد شد.

در واقع، ممکن است وزارت دفاع برنامه‌های مربوط به هواگردهای سرنشین‌دار—به‌ویژه جنگنده‌هایی مانند F/A-22 نیروی هوایی و F-35 مشترک بین نیروها—را کاهش داده باشد، زیرا رهبران دفاعی معتقدند جایگزین‌های بدون سرنشین با قدرت مشابه اما هزینه کمتر در آینده نزدیک در دسترس خواهند بود.

این نقشه راه به‌صراحت پیش‌بینی می‌کند که جنگنده‌های بدون سرنشین با قابلیت‌هایی مشابه F/A-22 و F-35 کمتر از نیمه عمر خدمت مورد انتظار این سامانه‌های جدید در دسترس خواهند بود.

این سند خاطرنشان می‌کند که فرماندهان رزمی در همه سطوح از UAS استقبال کرده‌اند. تقاضا بسیار فراتر از ظرفیت تولید برنامه‌های فعلی است. این سامانه‌ها دستاوردهای چشمگیری در شناخت میدان نبرد داشته‌اند و «به کاهش پیچیدگی و تأخیر زمانی در زنجیره حسگر تا شلیک برای اقدام بر اساس اطلاعات قابل اجرا کمک کرده‌اند.» همچنین این هواگردها گزینه‌های جدیدی برای مأموریت‌های فعال و غیرفعال ارائه می‌دهند.

 رشد انفجاری برنامه‌ها

در همین حال، تقاضای شدید باعث هجوم به توسعه در همه نیروهای نظامی شده است. رشد سریع برنامه‌ها می‌تواند به‌راحتی منجر به تولید قابلیت‌های تکراری و اتلاف منابع شود. در مقدمه سند، مقامات ارشد گزارش می‌دهند که هدف نقشه راه هدایت وزارت دفاع به‌سوی مهاجرت نظام‌مند قابلیت‌های مأموریتی UAS است، با تمرکز بر نیازهای فوری نیروهای رزمی.

این ناظران شامل استیفن ای. کمبون (معاون وزیر دفاع در امور اطلاعات)، ژنرال پیتر پیس از نیروی تفنگداران دریایی (در آن زمان معاون رئیس ستاد مشترک و اکنون رئیس آن)، کنت جی. کریگ (معاون وزیر دفاع در امور خرید، فناوری و لجستیک)، و لینتون ولز دوم (معاون موقت وزیر دفاع در امور شبکه‌ها و یکپارچه‌سازی اطلاعات) بودند. این نقشه راه خطاب به وزرای نیروهای نظامی و رؤسای آژانس پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته دفاعی (DARPA) و آژانس ملی اطلاعات جغرافیایی-فضایی (NGA) تنظیم شده است.

این سند بیش از ۲۰۰ صفحه دارد و شامل فهرستی از انواع  UASهای موجود در انبارها، ارزیابی سامانه‌های خارجی در حال خدمت یا توسعه، و بررسی فناوری‌های نوظهوری است که قابلیت و انعطاف‌پذیری UASها را افزایش می‌دهند. از جمله این فناوری‌ها می‌توان به قدرت پردازش رایانه‌ای و کوچک‌سازی اشاره کرد.

 موانع در مسیر تحقق چشم‌انداز

این گزارش همچنین به برخی موانع بزرگ در مسیر تحقق این چشم‌انداز اشاره می‌کند؛ از جمله تردید مقامات دولتی در واگذاری اختیار شلیک سلاح به یک ماشین، یا در کوتاه‌مدت، اجازه دادن به فعالیت UASها در فضای هوایی غیرنظامی. نگرانی دیگر مربوط به قابلیت اطمینان این سامانه‌هاست، چرا که سابقه سقوط آن‌ها قابل توجه بوده است.

از دیدگاه فرماندهان نیروی هوایی، مقامات پنتاگون باید در گسترش استفاده از UASها در همه حوزه‌های مأموریتی ممکن، با احتیاط عمل کنند. ژنرال دونالد جی. هافمن، معاون نظامی وزیر نیروی هوایی در امور خرید، در سمینار UAS در کنگره در ماه سپتامبر گفت که نیروی هوایی ایالات متحده لزوماً در همه نقش‌ها مزیت هزینه‌ای بزرگی برای UASها نمی‌بیند.

او گفت: «اگر هواگردی به‌اندازه‌ای بزرگ باشد که بتواند یک انسان را حمل کند، تحلیل ما می‌گوید که بهتر است انسان را در آن قرار دهیم.» هافمن تأکید کرد که این دیدگاه ناشی از ذهنیت خلبانان سنتی نیست، بلکه بر اساس تحلیل هزینه‌ها در مقایسه با هواگردهای سرنشین‌دار مشابه است. هافمن اذعان کرد که UASها را می‌توان با حذف نمایشگرها، صندلی پرتاب اضطراری و سایر تجهیزات مربوط به انسان، کوچک‌تر، سبک‌تر و ارزان‌تر ساخت. با این حال، «آنچه با حذف جنبه‌های فیزیولوژیکی صرفه‌جویی می‌شود، باید با سامانه‌های ارتباطی جایگزین شود» تا کنترل مثبت بر هواگرد و سلاح‌های آن تضمین گردد. برای کاربردهای کوتاه‌مدت، «تفاوتی ندارد؛ حذف خلبان انسانی هزینه را کاهش نمی‌دهد.»

 از UAV به UAS

نقشه راه اصطلاح «UAV» را کنار گذاشته و از «UAS» استفاده می‌کند، زیرا این پلتفرم‌ها باید به عناصر دیگر برای کنترل، مدیریت و انتقال اطلاعات متصل باشند. این سند که اکنون در سومین نسخه خود قرار دارد، برای نخستین بار به هواگردهای «نزدیک به فضا» نیز پرداخته است.

در یک نشست خبری در ماه اوت، معاون مدیر گروه برنامه‌ریزی UAS در پنتاگون، دایک ودرینگتون، تأکید کرد که این نقشه راه «سند بودجه‌ای نیست»، بلکه «نقشه راه فناوری» است. او گفت: «این سند هیچ‌کس را موظف به انجام کاری نمی‌کند.»

با این حال، او افزود که این نقشه راه با مشارکت کامل همه نیروهای نظامی تهیه شده و «توافق خوبی بر سر اهداف و ابتکارات آن وجود دارد.» نویسندگان سند معتقد نیستند که یک نهاد واحد باید کنترل یا هدایت برنامه‌های متعدد UAS در پنتاگون را بر عهده داشته باشد. ودرینگتون پیش‌تر گفته بود که انتخاب یک عامل اجرایی برای سامانه‌های بدون سرنشین وزارت دفاع هنوز زود است.

در عوض، وزارت دفاع تصمیم گرفت دو سازمان مشترک ایجاد کند—یکی برای تدوین دکترین و مفاهیم، و دیگری برای توسعه سخت‌افزار.

 بودجه و دسته‌بندی‌ها

اکنون که حدود ۲ میلیارد دلار در سال از بودجه وزارت دفاع ایالات متحده به UASها اختصاص یافته، این سامانه‌ها تا پایان برنامه شش‌ساله پنتاگون (که در سال ۲۰۱۱ پایان می‌یابد) حدود ۱۳ میلیارد دلار بودجه تولیدی و بیش از ۱ میلیارد دلار بودجه عملیاتی دریافت خواهند کرد. در مقایسه، وزارت دفاع در کل دهه ۱۹۹۰ تنها ۳ میلیارد دلار برای UASها هزینه کرده بود.

نقشه راه، UASها را به چهار دسته تقسیم می‌کند:

1.     سامانه‌های اصلی (Major): شامل هواگردهایی مانند Global Hawk و سامانه مشترک جنگی بدون سرنشین (J-UCAS).

2.    سامانه‌های عملیات ویژه (Special Operations): مختص فرماندهی عملیات ویژه ایالات متحده.

3.    سامانه‌های کوچک (Small): قابل‌استفاده توسط یک یا دو نفر.

4.    کشتی‌های هوایی بدون سرنشین (Unmanned Airships): شامل ایروستات‌ها و بالن‌های هوایی.

 مأموریت‌ها و رویکردهای آینده

در بررسی مأموریت‌هایی که ممکن است در آینده توسط UASها انجام شوند، نویسندگان نقشه راه «تم‌هایی» را مطرح کرده‌اند که به‌روشنی نشان‌دهنده ظرفیت‌ها و منطق پشت بازطراحی گسترده ناوگان هواگردهای نظامی هستند.

  • نخست، آن‌ها معتقدند UASها به سطحی از بلوغ رسیده‌اند که دیگر نباید فقط برای مأموریت‌های خاص در نظر گرفته شوند، بلکه می‌توان آن‌ها را در طیف وسیعی از فعالیت‌های نظامی به‌کار گرفت. به‌گفته نویسندگان:
    «به‌جای اینکه بپرسیم ‘آیا می‌توانیم مأموریتی برای این UAS پیدا کنیم؟’ باید بپرسیم ‘چرا هنوز این مأموریت را با انسان انجام می‌دهیم؟»
  • دوم، نویسندگان آماده‌اند تا به ابتکارات تجاری برای تأمین نیازهای آینده تکیه کنند؛ قابلیت‌هایی را بپذیرند که به‌صورت مرحله‌ای ارائه می‌شوند، نه یک‌باره؛ و UASها را به‌عنوان سامانه‌هایی مصرفی در نظر بگیرند—رویکردی که تاکنون رایج نبوده است.

 راه‌حل‌های متنوع و منعطف

نویسندگان می‌گویند:

«راه‌حل ۵۰ درصدی برای فردا اغلب بهتر از راه‌حل ۷۰ تا ۸۰ درصدی در سه سال آینده و بهتر از راه‌حل ۹۵ درصدی در ده سال آینده است.»

راه‌حل‌های تجاری از هزینه‌های توسعه دفاعی جلوگیری می‌کنند و فرصت‌هایی برای پیشرفت‌های دیگر فراهم می‌سازند، مانند نگاه به UASها به‌عنوان سامانه‌هایی کوتاه‌مدت و قابل‌مصرف. به‌جای خرید انبوه، ممکن است UASها در تعداد محدود خریداری شوند و چند سال بعد با مدل‌های جدید و بهبود‌یافته جایگزین یا تقویت شوند. نویسندگان این رویکرد را با تلویزیون‌ها، پخش‌کننده‌های DVD و رایانه‌های رومیزی مقایسه می‌کنند—اقلامی که اغلب تعویض آن‌ها ارزان‌تر از تعمیرشان است. نویسندگان تأکید دارند که باید ابتدا مأموریت به‌طور کامل درک شود و سپس UAS متناسب با آن طراحی گردد، چرا که باور دارند این سامانه‌ها را می‌توان دقیقاً با سطح قابلیت موردنیاز—و نه بیشتر—ساخت.

و هشدار می‌دهند:

«هرگز یک UAS نسازید و سپس به‌دنبال مأموریتی برای آن بگردید... یا یک هواگرد پنهان‌کار طراحی کنید و بعد سعی کنید آن را برای مأموریت حمله یا سرکوب پدافند هوایی دشمن (SEAD) مناسب‌سازی کنید».

 جدول زمانی مأموریت‌های UAS در نقشه راه

نقشه راه پیش‌بینی می‌کند که UASها در مأموریت‌های زیر جایگزین یا مکمل هواگردهای سرنشین‌دار خواهند شد:

سال‌ها

مأموریت‌ها

۲۰۰۵۲۰۱۰

انتقال ارتباطات و سرکوب پدافند هوایی دشمن (جایگزینی EA-6B با J-UCAS)

۲۰۱۰۲۰۱۵

جمع‌آوری اطلاعات سیگنالی (Global Hawk)، گشت دریایی (سامانه BAMS نیروی دریایی)، حمله نفوذی (با J-UCAS)

۲۰۱۵۲۰۲۰

سوخت‌گیری هوایی و ترکیب مأموریت‌های حمله SEAD

۲۰۲۰۲۰۲۵

نظارت و مدیریت نبرد (جایگزینی E-3 AWACS و E-8 Joint STARS)، مأموریت‌های مقابله هوایی (جایگزینی F-15، F-16 و جنگنده‌های نیروی دریایی)

۲۰۲۵۲۰۳۰

حمل‌ونقل هوایی (جایگزینی C-5، C-17، C-130) و ترکیب حمله/SEAD/مقابله هوایی (جایگزینی F/A-22 و F/A-18E/F)

نکته قابل‌توجه این است که ۱۸۰ فروند F/A-22 برنامه‌ریزی‌شده برای نیروی هوایی، به‌طور میانگین کمتر از ۲۰ سال در خدمت خواهند بود، در حالی که طبق گزارش، سامانه‌های بدون سرنشین برای جایگزینی آن‌ها تا آن زمان در دسترس خواهند بود—یعنی کمتر از نصف عمر خدمت برنامه‌ریزی‌شده آن‌ها.

 جایگزینی خلبان با ربات؟

نقشه راه ادعا می‌کند که مغز انسان حدود ۱۰۰ میلیون MIPS (میلیون دستور در ثانیه) و ۱۰۰ میلیون مگابایت حافظه دارد، و پردازنده‌هایی با این سطح عملکرد به‌زودی در دسترس خواهند بود. طبق قانون مور، که پیش‌بینی می‌کند قدرت پردازش رایانه‌ها هر ۱۸ ماه دو برابر شود، رایانه‌ها تا سال ۲۰۱۵ به سطح پردازش مغز انسان خواهند رسید، اما «برخی تخمین می‌زنند که حافظه رایانه‌ها تا سال ۲۰۳۰ با حافظه انسانی برابر خواهد شد.»

تا سال ۲۰۳۰، هزینه یک پردازنده با قدرت ۱۰۰ میلیون MIPS حدود ۱۰٬۰۰۰ دلار خواهد بود، به این معنا که مغز مصنوعی معادل انسان می‌تواند به‌راحتی به یک «قطعه قابل خرید» برای UAS تبدیل شود.

نویسندگان می‌افزایند:

«در مورد انتقال آموزش و تجربه خلبان جنگنده به مغز ربات، معادل مدرسه Top Gun برای J-UCAS آینده، تنها چند ثانیه دانلود پس از پرواز خواهد بود.»

پردازنده‌های آینده بسیار کوچک‌تر از نمونه‌های امروزی خواهند بود و احتمالاً با فناوری‌هایی مانند پردازش نوری، بیوشیمیایی، سوئیچینگ تداخل کوانتومی، و پردازنده‌های مولکولی (moletronics) یا ترکیبی از آن‌ها تقویت خواهند شد تا سرعت و حافظه بیشتری فراهم کنند.

 گلوگاه پهنای باند

در استفاده از ناوگان‌های بزرگ UAS، نگرانی جدی درباره میزان پهنای باند الکترونیکی برای ارسال سیگنال‌های کنترل و دریافت داده‌های حسگرها وجود دارد. نقشه راه پیش‌بینی می‌کند که این مشکل با پردازش داخلی حل خواهد شد.

گزارش می‌گوید:

«در نهایت، قدرت پردازش داخلی از ظرفیت پیوند داده‌ای فراتر خواهد رفت و به UASها اجازه خواهد داد تا نتایج داده‌های خود را برای تصمیم‌گیری به زمین منتقل کنند. در آن زمان، نیاز به نرخ‌های بالای پیوند داده‌ای—به‌ویژه در جمع‌آوری تصاویر—به‌شدت کاهش خواهد یافت.»

 مواد و طراحی آینده

در بیست سال آینده، UASها ممکن است شباهتی به مدل‌های امروزی نداشته باشند—بسیاری از آن‌ها اکنون شبیه هواپیماهای کنترل از راه دور هستند. برای دستیابی به مواد سبک‌تر و مقاوم‌تر، نقشه راه استفاده از پلیمرهای ترانس‌ژنتیک را پیش‌بینی می‌کند که «دو برابر فولاد مقاومت کششی دارند و ۲۵٪ سبک‌تر از کامپوزیت‌های کربنی هستند.»

این هواگردها همچنین قادر خواهند بود در حین پرواز شکل خود را تغییر دهند تا بهترین سرعت، بیشترین دوام یا کمترین سطح مقطع راداری را به‌دست آورند.

همچنین بدنه آن‌ها با میکروکپسول‌های چسب ساخته خواهد شد که در صورت آسیب‌دیدگی در پرواز، خود را ترمیم می‌کنند—نه به‌صورت وصله، بلکه بازسازی کامل به وضعیت اولیه.

نویسندگان توصیه می‌کنند که در تحقیق و توسعه این مواد سرمایه‌گذاری شود.

 فناوری‌های مکمل

  • آنتن‌هایی که قابل اسپری شدن هستند، جایگزین سامانه‌های سنگین و پرمصرف فعلی خواهند شد.
  • تحقیقات در زمینه شبیه‌سازی و عوامل انسانی باعث خواهد شد که اپراتور انسانی از راه دور بتواند با دریافت نشانه‌های هماهنگ، حضور مجازی در UAS داشته باشد.«خلبان آینده UAS از دیدن هواگرد به تبدیل شدن به خود هواگرد خواهد رسید.»

 پیشرانه‌ها و توان

موتور‌های UASهای آینده از نظر قدرت و پیچیدگی بسیار متنوع خواهند بود. نقشه راه پیشنهاد می‌کند که در طیف وسیعی از سامانه‌های پیشرانه سرمایه‌گذاری شود، از جمله:

  • اسکرام‌جت‌ها
  • سلول‌های سوختی
  • ماهیچه‌های شیمیایی رفت‌وبرگشتی
  • توان پرتو‌یافته
  • ایزوتوپ‌های هسته‌ای
  • سامانه‌های خورشیدی (فوتوولتائیک) و موتورهایی با مصرف سوخت کاهش‌یافته که می‌توانند برد و دوام را تا ۱۰۰٪ افزایش دهند.

 تصویربرداری هایپراسپکترال

UASهای آینده قادر خواهند بود از تکنیک‌های تصویربرداری هایپراسپکترال در فواصل دور استفاده کنند، به‌طوری‌که بتوانند زیر سطح زمین را ببینند، انواع وسایل نقلیه و حتی افراد را تشخیص دهند، اولویت‌ها را دنبال کنند و از اهداف فرصت‌طلبانه بهره‌برداری کنند.

کاهش هزینه به ازای هر پوند محموله

یکی از اهداف مهم (و محرک طراحی) کاهش هزینه به ازای هر پوند محموله‌ای است که UASها می‌توانند حمل کنند. در حال حاضر، هزینه حمل حسگرها توسط یک UAS متوسط حدود 1600۰ دلار به ازای هر کیلوگرم است. در مقایسه، هزینه هر کیلوگرم محموله در جنگنده F-35 حدود 14600دلار است. هدف در J-UCAS رسیدن به 11000 دلار است، و هدف بلندمدت کاهش این عدد به 3600 دلار برای کل ناوگان UASهاست.

بابی دبلیو. اسمارت، مدیر برنامه‌های تسلط اطلاعاتی نیروی هوایی ایالات متحده، اشاره کرد که هواگرد Global Hawk به‌تنهایی بین ۴۰ تا ۵۰ میلیون دلار قیمت دارد، در حالی که بسته حسگرهای آن ۱۰ میلیون دلار هزینه دارد. از آنجا که Global Hawk به نیروی انسانی زیادی نیاز دارد—برای عملیات، نگهداری، جمع‌آوری داده‌ها، تحلیل و انتشار اطلاعات—هزینه چرخه عمر برخی از UASهای بزرگ «قابل‌چشم‌پوشی نیست.»

 ارتباطات امن و چالش‌های طیف فرکانسی

ژنرال هافمن خاطرنشان کرد که UASها به دلیل نیاز به ارتباطات رمزگذاری‌شده و غیرقابل‌نفوذ، پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر می‌شوند. او گفت:
«باید مطمئن شوید که فقط شما می‌توانید آن را کنترل کنید—به‌ویژه وقتی که مسلح است.»

یکی از چالش‌های برجسته در استفاده گسترده از UASها، مسئله طیف فرکانسی است. هافمن گفت که در داخل ایالات متحده، «بخش زیادی از طیف فرکانسی» به تلفن‌های همراه، ارتباطات ماهواره‌ای، تلویزیون‌های HD و موارد مشابه فروخته شده است. استفاده گسترده از UASها نیازمند حوزه جدیدی از تخصص است که هافمن آن را «سلطه فرکانسی» نامید—یعنی بیرون راندن سایر کاربران از فرکانس‌ها هنگام عملیات در مناطق جنگی. در خاک دشمن ممکن است این کار ممکن باشد، اما در تمرینات صلح‌آمیز، «مثلاً در کره جنوبی، نمی‌توانیم این کار را انجام دهیم».

 ایمنی و مدیریت ازدحام در میدان نبرد

هافمن همچنین با اشاره به نقشه راه گفت که هنوز مشخص نشده چگونه می‌توان از برخورد صدها یا حتی هزاران UAS در میدان نبرد جلوگیری کرد. افزودن سامانه‌هایی برای جلوگیری از برخورد با موانع یا با یکدیگر، هزینه‌های اضافی به همراه خواهد داشت.

 نسبت هواگردهای سرنشین‌دار و بدون سرنشین

ژنرال جان پی. جامپر، رئیس وقت ستاد نیروی هوایی، در یکی از آخرین مصاحبه‌های خود در ماه اوت درباره نسبت هواگردهای سرنشین‌دار و بدون سرنشین گفت:
«سخت است بگوییم نسبت درست چه خواهد بود.»

او پیش‌بینی می‌کند که مأموریت‌های حمله دوربرد و ISR به‌طور طبیعی مناسب UASها هستند. اما در مورد مأموریت‌های نبرد هوایی، او محتاط است تا زمانی که ثابت شود UASها «هیچ‌یک از کیفیت‌هایی را که اکنون با داشتن بهترین خلبانان آموزش‌دیده جهان داریم، از دست نمی‌دهند.»

با این حال، اگر فناوری به بلوغ برسد، او مانعی برای واگذاری مأموریت‌های جنگنده به UASها نمی‌بیند.

او گفت:

«این ویژگی عالی سیستم ماست: وقتی ثابت شود که می‌تواند کار را انجام دهد و رقابت کند، آن‌وقت اگر مناسب باشد، گذار را انجام خواهیم داد.»

منبع

https://www.airandspaceforces.com/article/1105armada/