جنگها و تاریخ

جنگها و تاریخ، فضایی برای بررسی رویدادهای تاریخی و جنگها است.

جنگها و تاریخ

جنگها و تاریخ، فضایی برای بررسی رویدادهای تاریخی و جنگها است.

وایلد ویزل‌ چیست و در نیروی هوایی آمریکا چه نقشی دارد


آمریکا وایلدویزل هایش را فرستاده در منطقه و انها را ردیف چیده کنار هم. اما یادتان باشد که «وایلد ویزل» نام یک مأموریت ویژه نظامی در نیروی هوایی آمریکاست نه نام یک نوع هواپیما. هواپیماهایی که به اسم وایلدویزل (راسوی وحشی) شناخته می شوند مأمور هستند به شکار و نابودی پدافند هوایی دشمن. شعار معروف آن‌ها این است: اول از همه وارد می‌شوند، آخر از همه خارج می‌شوند


اچ.اس.293 اولین گلاید بمب تاریخ


در دهه‌های اخیر ایده بمب‌های گلاید/استند‌آف که با کیت‌های هدایت یا بالک‌های گلاید به‌ برد و دقت بالاتر مجهز شده‌اند، به‌طور چشمگیری گسترش یافته است. نمونه‌های مدرن این گونه بمبم ها مانند بمبهای جیدم (JDAM) به نیروی هواییا اجازه می‌دهند با خطر کمتر برای هواپیما، اهدافی را در فاصله ده‌ها کیلومتر مورد هدف قرار دهند. این سلاح‌ها در چند سال اخیر در میدان‌هایی مثل جنگ اوکراین به‌طور فشرده و تاکتیکی به‌کار رفته‌اند و هم‌زمان تلاش‌های متقابل (پارازیت، مقابله الکترونیک و دفاع‌های هوایی) برای خنثی‌سازی‌شان شدت یافته است. اما تاریخچه این نوع بمبها ،مانند خیلی از سلاح های مدرن دیگر، به آلمان نازی در زمان جنگ جهانی دوم باز می گردد.

 

اچ.اس.293 یک بمب‌ـ‌موشکِ هدایت رادیویی آلمانی بود که در تابستان ۱۹۴۳ وارد خدمت شد و به‌عنوان نخستین موشک عملیاتی ضدکشتی تاریخ شناخته می‌شود.

 

 طراحی و مشخصات کلی

  • ساخت: شرکت  هنشل
  • ترکیب: بدنه شبیه به بمب با بالک‌های گلاید و یک موتور راکتی کوچک زیر بدنه برای افزایش برد و سرعت در ابتدای پرواز.
  • سرجنگی: گونه‌ای از بمب SC 500 با مواد منفجره تقویت‌شده (برای نابودی کشتی‌ها و اهداف سطحی).

 

 نحوه شلیک و هدایت

1.    اچ.اس.293 توسط بمب‌افکن‌هایی مثل هاینکل111 یا دورنیه 217 حمل و از زیر بال یا بدنه آویخته می‌شد.

2.    هواپیما به سمت هدف می‌آمد، بمب را در ارتفاع/فاصله مناسب رها می‌کرد. سپس هواپیما منحرف می‌شد و یک اپراتور (معمولاً در هواپیما) با استفاده از یک جوی‌استیک و فرمان‌های رادیویی مسیر را کنترل می‌کرد.

3.    برای قابل‌رؤیت‌بودن سلاح در فاصله دور، فِلیرها (روشن‌کننده‌های رنگی) یا چراغ‌های چشمک‌زن در عقب نصب می‌شد.

 

 شکارها و موارد برجسته

  • اچ.اس.293 اولین‌بار در اواخر اوت ۱۹۴۳ به‌کار رفت و در ۲۷ اوت ۱۹۴۳، ناو اچ.ام.اس ایگرت  به‌عنوان نخستین کشتی‌ای که توسط یک موشک هواـسطح غرق شد را شکال کرد.
  • در نوامبر ۱۹۴۳، موشک‌های مشابه و خانواده این‌گونه سلاح‌ها در عملیات‌های دیگر خسارات جدی وارد کردند و منجر به تغییرات سریع در تاکتیک‌های دفاع دریایی متفقین شدند. (

 

 محدودیت‌ها و مقابله متفقین

  • هدایتِ رادیویی نیازمند دید مستقیم اپراتور روی موشک بود؛ این مسئله و همچنین آسیب‌پذیری کانال رادیویی، باعث شد متفقین با ایجاد سامانه‌های پارازیت با آن مقابله کنند.

 

 نتیجه‌گیری
 اچ.اس.293  و هم‌عصرانش (فریتس-ایکس و نمونه‌های دیگر) نشان دادند ایده «هدایت از راه دور بمب» عملی و تأثیرگذار است ایده‌ای که در سده بعدی به بمب‌های دقیق و گلایدهای مدرن تبدیل شد و امروز نقش بزرگی در جنگ‌های معاصر بازی می‌کند.

 


روش تحقیق در تاریخ پزشکی؛ دکتر صدر



دکتر صدر در این کنفرانس توضیح میدهند که دانشجویان برای پیش بردن یک تحقیق خوب در حوزه تاریخ پزشکی چه باید بکنند. دکتر صدر پزشک هستند و تخصص شان در پزشکی سنتی ایرانی-اسلامی هستش و در حوزه تاریخ علوم پزشکی هم کار کرده

مدیریت سیاسی جامعه از دیدگاه لائوتزو در «تائو ته چینگ»


 

قبلا درباره نظریات نظامی لائوتزو ، فیلسوف چین باستان، نوشتیم. در پادکستهای کوتاهی ( قسمت اول قسمت دوم) هم اصول اولیه حکمت تائو را شرح دادیم. حال نوبت رسیده به توضیح فلسفۀ سیاسی لائوتزه. وظایف حاکم و سیاستمدار چیست و در برابر مردم باید چه کند.  لائوتزو مدیریت سیاسی را بر پایه هماهنگی با «تائو» یعنی جریان طبیعی جهان بنا می‌کند؛ نه زور و اجبار.


 نکات کلیدی فلسفۀ سیاسی تائوئیسم:

 

 حکومت باید «کم‌تر» دخالت کند، نه «بیش‌تر».

«حکومت عالی، مردم را به حال خود می‌گذارد و آنها خود به راه راست هدایت می‌شوند.»

 

 رهبری باید بی‌تظاهر و پنهان باشد.

«بهترین حاکم کسی است که مردم وجود او را حس نکنند اما زندگی‌شان بهبود یابد. »

 

 سادگی و تواضع، ستون قدرت سیاسی است.

«هرچه حکومت ساده‌تر و فروتن‌تر باشد، مردم وفادارتر و آرام‌ترند. »

 

 اعتماد به طبیعت انسان و پرهیز از زورگویی.

«اگر مردم را به حال خود بگذاری، در بهترین حالت رشد می‌کنند؛ زور و فشار تنها آشوب می‌آفریند. »

 

 ایجاد فضای آرامش و خودتنظیمی در جامعه .

«وقتی مردم آرام باشند و از مداخله‌های بی‌مورد رها شوند، جامعه شکوفا می‌شود. »

 

حکمرانی واقعی با اعتمادسازی و رها کردن سلطه‌گری حاصل می‌شود، نه با کنترل و ترس.

«رهبر بزرگ آن‌گونه رهبری می‌کند که مردم احساس کنند خودشان همه کار را انجام داده‌اند... رهبر پست‌تر آن است که مردم از او بترسند»

 

 خلاصه اینکه:
مدیریت سیاسی موفق، یعنی رهبری هوشمندانه‌ای که با کمترین مداخله، بیشترین هماهنگی و آرامش را در جامعه به‌وجود آورد. فلسفه مدیریت جامعه نزد لائوتزو بر اساس فروتنی، هماهنگی با مردم، بی‌اجباری و اعتماد به خودتنظیمی جامعه است. رهبر تائویی نه با فرمان، بلکه با فضیلت و نمونه‌بودن، جامعه را هدایت می‌کند.


 

چرا سان تزو نگه‌داشتن فاو را یک اشتباه استراتژیک می دانست؟ قسمت دوم

 

با تکیه بر آموزه‌های سان‌تزو، سخت نیست بفهمیم که ماندن ایران در فاو نه‌تنها از نظر جغرافیایی اشتباه بود، بلکه از نظر انسانی و لجستیکی نیز فاجعه‌بار بود.

 

 اشتباه سوم:  نیروی انسانی ضعیف
سپاه با ترکیبی از داوطلبان بسیجی و سربازان وظیفه، خطوط دفاعی فاو را حفظ می‌کرد؛ اما این نیروها از نظر آموزش، انگیزه و هماهنگی دچار ضعف بودند.
سان‌تزو می‌گوید: «فرمانده دانا بر روحیه تکیه دارد، نه بر عدد.»
نبود فرماندهان حرفه‌ای، استفاده از بسیجی‌ها در نقش فرمانده، و پراکندگی واحدها باعث شد هیچ فرمانده قابلی در زمان حمله عراق در فاو حضور نداشته باشد.
سپاه نتوانست کیفیت و کمیت نیروی انسانی‌اش را ارتقاء دهد و این اشتباه، به بهای جان صدها رزمنده تمام شد.


 اشتباه چهارم: لجستیک  ضعیف
فاو از طریق پل شناور بعثت به سرزمین اصلی متصل بود؛ هرگونه آسیب به این پل، کل پشتیبانی را قطع می‌کرد.
سان‌تزو هشدار می‌دهد: «فرمانده خردمند اجازه نمی‌دهد مسیرهای پشتیبانی‌اش قطع شود.»
سپاه بدون زیرساخت مناسب، بدون ذخایر کافی، و با وابستگی کامل به تنها یک پل، نیروهایش را در موقعیتی شکننده نگه داشت. عراق با حمله شیمیایی و نابودی پل، ایران را مجبور به عقب‌نشینی کرد.


 نتیجه‌گیری
تصرف فاو یک پیروزی تاکتیکی بود، اما ماندن در آن، برخلاف اصول جنگی، به یک شکست استراتژیک تبدیل شد.
تلفات سنگین، از دست رفتن روحیه، و شکست در تحقق اهداف، نشان داد که تنها راه منطقی، تخلیۀ به‌موقع فاو بود.
شاید شکست فاو را بتوان نقطۀ آغازی در پروسۀ پایان جنگ دانست.



مدیریت سیاسی جامعه از دیدگاه لائوتزو در تائو ته چینگ

 

قبلا درباره نظریات نظامی لائوتزو ، فیلسوف چین باستان، نوشتیم. در پادکستهای کوتاهی ( قسمت اول قسمت دوم) هم اصول اولیه حکمت تائو را شرح دادیم. حال نوبت رسیده به توضیح فلسفۀ سیاسی لائوتزه. وظایف حاکم و سیاستمدار چیست و در برابر مردم باید چه کند.  لائوتزو مدیریت سیاسی را بر پایه هماهنگی با «تائو» یعنی جریان طبیعی جهان بنا می‌کند؛ نه زور و اجبار.


 نکات کلیدی فلسفۀ سیاسی تائوئیسم:

 

 حکومت باید «کم‌تر» دخالت کند، نه «بیش‌تر».

«حکومت عالی، مردم را به حال خود می‌گذارد و آنها خود به راه راست هدایت می‌شوند.»

 

 رهبری باید بی‌تظاهر و پنهان باشد.

«بهترین حاکم کسی است که مردم وجود او را حس نکنند اما زندگی‌شان بهبود یابد. »

 

 سادگی و تواضع، ستون قدرت سیاسی است.

«هرچه حکومت ساده‌تر و فروتن‌تر باشد، مردم وفادارتر و آرام‌ترند. »

 

 اعتماد به طبیعت انسان و پرهیز از زورگویی.

«اگر مردم را به حال خود بگذاری، در بهترین حالت رشد می‌کنند؛ زور و فشار تنها آشوب می‌آفریند. »

 

 ایجاد فضای آرامش و خودتنظیمی در جامعه .

«وقتی مردم آرام باشند و از مداخله‌های بی‌مورد رها شوند، جامعه شکوفا می‌شود. »

 

حکمرانی واقعی با اعتمادسازی و رها کردن سلطه‌گری حاصل می‌شود، نه با کنترل و ترس.

«رهبر بزرگ آن‌گونه رهبری می‌کند که مردم احساس کنند خودشان همه کار را انجام داده‌اند... رهبر پست‌تر آن است که مردم از او بترسند»

 

 خلاصه اینکه:
مدیریت سیاسی موفق، یعنی رهبری هوشمندانه‌ای که با کمترین مداخله، بیشترین هماهنگی و آرامش را در جامعه به‌وجود آورد. فلسفه مدیریت جامعه نزد لائوتزو بر اساس فروتنی، هماهنگی با مردم، بی‌اجباری و اعتماد به خودتنظیمی جامعه است. رهبر تائویی نه با فرمان، بلکه با فضیلت و نمونه‌بودن، جامعه را هدایت می‌کند.


#
فلسفه #لائوتزو #تائوئیسم #مدیریت_سیاسی #تائو_ته_چینگ #حکومت_عاقلانه #رهبری_هوشمند #فلسفه_چینی #حکمت_کهن #سیاست_نرم

 

چرا سان تزو نگه‌داشتن فاو را یک اشتباه استراتژیک می دانست؟ قسمت اول


با تکیه بر آموزه‌های سان‌تزو، سخت نیست بفهمیم که ماندن ایران در فاو نه‌تنها از نظر استراتژیکی اشتباه بود، بلکه از نظر انسانی و لجستیکی نیز فاجعه‌بار بود.


 ایران در زمستان ۱۳۶۴ فاو را تصرف کرد تا از جنوب به بصره نزدیک شود، اما پس از ناکامی در عملیات‌های کربلای ۴ و ۵، عملاً در فاو متوقف شد. این توقف، به‌جای استفاده از فاو به‌عنوان سرپل، آن را به نقطه‌ای آسیب‌پذیر در اردوی ایران تبدیل کرد.



 اشتباه اول: ماندن در زمین بد

در فلسفۀ جنگ سان تزو فاو نمونه‌ای از «زمین بد» بود: باتلاقی، محدود، و غیرقابل مانور. سان‌تزو توصیه می‌کند در چنین زمینی باید تحرک داشت، نه دفاع ایستا.


 اشتباه دوم: ماندن در زمین محدود

همچنین از دید سان تزو فاو «زمین محدود» بود: سرزمینی با مسیرهای باریک و بدون امکان حرکت آزادنۀ نیرو. حفظ و دفاع از چنین سرزمینی نیازمند تحرک و غافلگیری است. ایران نه غافلگیر کرد، نه مانور داد، و در نهایت در سال ۱۳۶۷ با حمله سنگین عراق، فاو را از دست داد.


 نتیجه؟ ماندن در فاو، بدون امکان پیشروی یا دفاع مؤثر، زمینه‌ساز شکست و تلفات سنگین شد زمانی که در بهار 1367 عراق تصمیم گرفت تا با دو سپاه به نیروی مدافع ایرانی به استعداد دو لشکر حمله کند.


خورجت؛ جت آموزشی فوق‌مدرن ترکیه

 

 

در دل آسمان، خورجت به‌عنوان نخستین جنگنده آموزشی مافوق صوت ترکیه، با هدف آموزش خلبانان نسل آینده هواپیماهای نیروی هوایی ترکیه و ایفای نقش جنگنده سبک‌تهاجمی، به‌وجود آمد. پروژه‌ای که از سال ۲۰۱۷ کلید خورد و نخستین پرواز آزمایشی‌اش را در ۲۵ آوریل ۲۰۲۳ پشت سر گذاشت.

 

مشتریان

 

- ترکیه: سفارش اولیه شامل ۴ فروند بلوک صفر و ۱۲ فروند بلوک یک جایگزینی برای جنگنده‌های تی-۳۸ و اف-۵ فعلی این نیرو.

- اسپانیا: در آستانه خرید ۲۴ تا ۳۰ فروند با تأکید تولید مشترک.

- بازار بالقوه: کشورهای شمال آفریقا (برای نمونه مصر).

 

ویژگی‌های درخشان

 

- مافوق صوت، تک‌موتوره، دو‌نفره و پیشرفته.

- نسخه دریایی برای ناوهواپیمابر «آنادولو» در دست توسعه.

- مجهز به موتور اف-۴۰۴ با پشتیبانی کامل شرکت تی-ای-آی.

- قابلیت بکارگیری تسلیحات ساخت ترکیه مانند موشک‌های «گوک‌دوغان» و «بوزدوغان».

 

 

خورجت نه‌فقط یک هواپیمای مدرن، بلکه نماد پیشرفت صنعتی، استقلال نظامی و جاه‌طلبی ترکیه است.

 


 

حجاب شرعی، نه از جنس عبادت: روایت یک تمایز اجتماعی


 یک تحلیل تاریخی و فقهی با تکیه بر روایت نزول آیه‌ی ۵۹ سوره احزاب و دیدگاه‌های احمد قابل


 مقدمه: وقتی «زن بودن» کافی نبود


یکی از باورهای رایج در جامعه‌ی مسلمانان، آن است که «حجاب» بخشی از عبادات فردی زن مسلمان است و همچون نماز و روزه، واجب شرعی دائمی و عبادی به‌شمار می‌رود. اما یک نگاه دقیق‌تر به روایات تاریخی مربوط به نزول آیات حجاب و تحلیل‌های فقهی نشان می‌دهد که چنین برداشتی نه با واقعیت تاریخی همخوان است و نه با اجماع فقها.


به‌ویژه، آیه‌ی ۵۹ سوره احزاب که معمولاً به‌عنوان پایه‌ی قرآنی وجوب حجاب شناخته می‌شود، نه از حجاب به‌مثابه عبادت سخن می‌گوید، و نه همه‌ی زنان را مشمول یک حکم می‌داند. بلکه روایت نزول آن به روشنی نشان می‌دهد که حکم حجاب، پاسخی به یک مسأله‌ی اجتماعی-امنیتی بود: حفظ حرمت اجتماعی زن آزاد در برابر تعرض جنسی.


 روایت تاریخی نزول آیه: یک مزاحمت و یک حکم


در منابع تفسیری کهن از جمله تفسیر طبری، قرطبی، درالمنثور سیوطی و الکشاف زمخشری آمده است که:


یکی از زنان آزاد مسلمان در بازار مدینه بدون پوشش کامل ظاهر شد. مردی از فاسقان مدینه (یا یهودیان یا منافقان، در نقل‌های مختلف) به او توهین یا مزاحمت جنسی کرد.


وقتی او را بازخواست کردند، پاسخ داد:"فکر کردم کنیز است؛ نمی‌دانستم آزاد است!"


در پی این حادثه، آیه ۵۹ سوره احزاب نازل شد:

«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ، ذَٰلِکَ أَدْنَىٰ أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ»

(ای پیامبر! به زنان خود، دخترانت و زنان مؤمنان بگو که جلباب‌های خود را بر خود فرو افکنند؛ این برای آن است که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند.)


به‌عبارت دیگر، این آیه در پاسخ به نیاز اجتماعی به تمایز ظاهری بین زنان آزاد (محترم) و کنیزها (فاقد جایگاه اجتماعی مستقل) نازل شده، نه به‌عنوان یک فرمان عبادی یا عنصری از شریعت فردی زن مسلمان.


 تحلیل فقهی احمد قابل: حجاب، امری عبادی نیست


در مقاله‌ی بلند و مستند خود با عنوان «در مورد حجاب»، فقیه نواندیش شیعه احمد قابل نشان می‌دهد که:


  1. پوشاندن سر و گردن زنان مسلمان آزاد، از نگاه اکثریت فقهای گذشته واجب دانسته شده، اما همین فقها پوشش سر و گردن را برای زنان برده نه تنها واجب نمی‌دانستند بلکه گاه حرام می‌شمردند.
  2. بنابراین، نه "زن بودن" و نه "مسلمان بودن" عامل این الزام نبوده، بلکه "آزاد بودن" (برخورداری از شأن اجتماعی) محور این تمایز بوده است.
  3. قابل همچنین با ارجاع به ده‌ها متن فقهی شیعه و سنی (از ابن‌جنید، مقدس اردبیلی، بحرانی، نراقی، شهید اول و دوم، و ...)، نشان می‌دهد که هیچ اجماع واقعی فقهی بر وجوب پوشش سر و گردن زنان وجود نداشته و بسیاری از فقها یا حکم را محل تردید دانسته‌اند یا آن را صرفاً مستحب دانسته‌اند.
  4. در قرآن نیز هیچ آیه‌ای صراحتاً از وجوب پوشاندن سر و گردن سخن نگفته است. حتی در آیه‌ی ۳۱ سوره نور که به "ضرب خمار علی الجیوب" اشاره دارد، تنها سخن از پوشاندن گریبان است، نه مو و گردن.

 جمع‌بندی: حجاب شرعی برای عبادت نیامده، برای تمایز اجتماعی آمده


ترکیب تحلیل‌های احمد قابل با روایت تاریخی نزول آیه‌ی حجاب، به روشنی نشان می‌دهد که:


  • حجاب شرعی برای زنان آزاد، پاسخی به نیاز اجتماعی دوران بوده، نه فرمان عبادی دائمی.
  • هدف از حجاب، در آن فضا، بازدارندگی از تعرض به زنان محترم جامعه و تمایز آنها از زنان فاقد جایگاه (کنیزها) بوده است.
  • بنابراین، الزام فقهی امروزین به پوشش سر و گردن را نمی‌توان با ادبیات عبادی توجیه کرد؛ چرا که نه در قرآن، نه در روایات، و نه در اجماع فقها، چنین تلقی روشنی وجود ندارد.

 پرسشی برای امروز


اگر فلسفه‌ی اصلی حجاب در اسلام، ایجاد تمایز و جلوگیری از تعرض بوده، آیا می‌توان با همان فلسفه و با توجه به تغییرات اجتماعی امروز، بازنگری فقهی و اجتماعی در احکام حجاب را مجاز شمرد؟ آیا وظیفه‌ی فقه، حفظ شکل‌هاست یا توجه به حکمت‌ها و مقاصد احکام؟

راهپیمایی چرا؟


 

انقلاب که پیروز شد ،یعنی از روز 23 بهمن 57، منطقا و عقلا ملت باید بر میگشتند سر خانه و زندگی خود. اما چون فرمان امور به صورت مستقیم وغیر مستقیم دست چپ جماعت افتاده بود؛ محور سیاست داخلی بر این قرار گرفت که هر روز به هر بهانه ای مردم را به خیابان بکشانند. تفاوتی نداشت که مناسبت چه باشد، اعتراض به حجاب اجباری، مبارزه با بی حجابی، عزاداری خامس آل عبا، سقوط هلیکوپترهای آمریکایی در طبس، بمباران شیمیایی سردشت، مراسم اربعین حسینی یا جنگ 12 روزه و حمله اسرائیل، مردم همواره باید در خیابان و به دستور حاکمیت و در مسیر حاکمیت حرکت بکنند تا نمایشگر شور انقلابی باشند که سالهاست دیگر در کشور مرده و جز عده ای رِند ، از قبیل محسن رضایی و محمدجواد ظریف، دیگر آن را به صورت مردم نمی کوبند. حاکمیت حکومت بر خیابان ها را مهمترین دارای خود می دانست و می داند. این که در برابر مسائلی مانند حجاب انقدر شدید واکنش نشان می دهند اما درباره چای دبش و چای دبشها کسی کک ش هم نمی گزد به این خاطر است که خیابان ، و نه پول، است که مهمترین دارایی استراتژیک نظام محسوب می شود. (در این باره یک پست کوتاه در آینده خواهم نوشت).

 

اما چرا مردم نیاز به این همه شور حسینی یا دست کم نمایش آن دارند؟  به نظر من بهترین تحلیل از این همه راهپیمایی های پایان ناپذیر و مراسم ععجیب و غریب حکومتی که در مرگ بر این و مرگ بر آن خلاصه می شود را تنها و تنها می توان در شاهکار جاوادانه جورج اورل پیدا کرد.

 

اورول در 1984 یک کتاب فرضی را معرفی می کند که دشمنان حاکمیت درباره اصول حاکم بر حزب (اصطلاحی که اورول برای اشاره به نظام توتالیتر حاکم به کار می برد) نوشته اند و نقطه ضعفها و قدرت آن را نشان می دهد. این کتاب به صورت مخفیانه بین مخالفین حزب دست و دست می شود  زمانی که به دست قهرمان داستان می افتد خواننده می تواند بخشی از این کتاب را که مربوط به راهپیمایی است همراهِ با قهرمان داستان دوره کند. توجه کنید که کتاب در زمان حاکمیت کمونیست ها بر شوروی سابق نوشته شده و آینه ای است از راهپیمایی ها و مراسم و رژه های هر روزه ی کمونیست ها در خیابانهای این کشور. اورول علاوه بر راهپیمایی و رژه به مراسم ترتیب داده شده توسط حزب هم می پردازد. این مراسم اصطلاحا مراسم نفرت نفرت نام دارد. حضور همه کارمندان و کارکنان ادارات در آن الزامی است و در طی این مراسم تصاویری از دشمنان حزب به نمایش در می آید و حاضران در مراسم خشم و نفرت خود را نثار دشمنان می کنند.

 

پس نگاهی کوتاه بیاندازیم به راهپیمایی های سفارشی حاکمیت از منظر جورج اورول:

 

 راهپیمایی فقط نمایش قدرت نیست: راهپیمایی ابزاری‌ است برای در هم شکستن فردیت تک تک آحاد جامعه و تبدیل هر انسان به «یک اتم وفادار» در خدمت سیستم.

 

 راهپیمایی یعنی اتحاد اجباری: صفوف منظم، حضور همزمان هزاران نفر، القای یگانگی و حذف تفاوت‌ها. در این آیین است که فرد فردیت خود را کنار می گذارد و درجمع ذوب می شود. در راهپیمایی منیّت بی معنی می شود و فقط همراهی با دیگران معنا پیدا می کند و به افراد حاضر در راهپیمایی معنا می دهد.


 هیجان کنترل‌شده: فعالیت بدنی شدید، فریادهای دسته‌جمعی—همه به تخلیهٔ هیجانات فردی و جایگزینی آن با اطاعت جمعی منجر می‌شود. با این روند دیگر فرصتی برای مخالفت سیاسی باقی نمی ماند. ترفندهایی چون مسابقات ورزشی و کنترل هیجانات روحی مردم در تخلیه احساساتشان در مراسمی مانند عزاداری های روز افزون نیز وظیفه ای مشابه با راهپیمایی ها را در نظامهای دیکتاتوری بازی می کنند.


 جایگزین لذت شخصی: حزب هر تفریحی خارج از کنترل خودش را حذف می‌کند. راهپیمایی تبدیل به تنها تفریح «مجاز» می‌شود. در 1984 راهپیمایی حتی جایگزین رابطه جنسی می شود. انرژی که شخص می تواند در یک رابطه پایدار با همراه یا همسر خود به اشتراک بگذارد در راهپیمایی مستهلک می شود. رسیدن به اوج جنسی نه در تخت خواب بلکه در راهپیمایی ها و مراسم دولتی صورت می گیرد.


 مناسک سکولار قدرت: در نبود دین و مذهب، این گونه مراسم معنای مشترک خلق می‌کنند—خود حزب می‌شود خدای تازه و کسانی که در مراسم دولتی و راهپیمایی ها شرکت می کنند به پرستش این قدرت نوظهور مشغول می شوند.

 

در دنیای اورول، بدن‌ها در صف ایستاده‌اند تا ذهن‌ها هم‌راستا شوند. و این یعنی سلطه‌ای فراتر از سیاست—سلطه‌ای بر خودِ انسان و بر فردیت او. به نظر من  مطالعه عمیق و دقیق رمان 1984 از نان شب برای ایرانی جماعت واجب تر است.