جنگها و تاریخ

جنگها و تاریخ، فضایی برای بررسی رویدادهای تاریخی و جنگها است.

جنگها و تاریخ

جنگها و تاریخ، فضایی برای بررسی رویدادهای تاریخی و جنگها است.

حزب فاشیست بریتانیا؛ رؤیای ناتمام یک نازی انگلیسی


 نویسنده: رضا کیانی

 

شاید برای نسل جدید دیدن رفتارهای فاشیستی خلاصه بشود در عکس العملهایی که در سال 1401 و پس از حادثه فوت ناجوانمردانه مهسا امینی دیدند؛ جایی که نیروهای وفادار به حاکمیت با لباس شخصی تا جایی که در توان داشتند به ضرب و شتم مخالفین می پرداختند. اما برای مسن تر ها این گونه رفتارهای فاشیستی محدود به دوره ی انقلاب و امثال حسین الله کرم و انصار حزب الله نبود. امثال حزب ترقی در دوران سلطنت رضا شاه به صورت آشکار و نهان از الگوهای فاشیستی بهره می گرفتند. شاید این سوال به ذهن بیاید که چرا کشوری با قرنها تمدن که افتخارش مدارا و رواداری کسانی چون کورش هخامنشی بوده است به امروزی رسیده که صدای فاشیسم از هر طرف به گوش می رسد؟ خوب! من جواب این سوال را نمی دانم. اما می دانم که افکار فاشیستی حتی در جوامع لیبرالی مانند انگلستان هم کم طرفدار نیستند. امروزه که احزاب راست افراطی در بسیاری از نقاط اروپا کرسی های پارلمانی یا دولتها را در دست گرفته اند بد نیست نگاهی بیاندازیم به احزاب کمتر شناخته شده ی فاشیستی: مثلا حزب فاشیست بریتانیا.

 

در آغاز دهه‌ی ۱۹۳۰ میلادی، اروپا در تب و تاب بحران اقتصادی و سیاسی می‌سوخت. در ایتالیا، موسولینی قدرت را در دست داشت و در آلمان، حزب نازی در حال صعود بود. در همین زمان، در بریتانیا نیز سیاستمداری به نام اسوالد موزلی تصمیم گرفت رؤیای مشابهی را در کشور خود دنبال کند. موزلی پیش‌تر نماینده‌ی پارلمان بود و مدتی در حزب کارگر فعالیت داشت. اما جاه‌طلبی سیاسی و تمایلش به «نظم آهنین» باعث شد از سیاست‌های سنتی حزب کارگر دل بکند و در سال ۱۹۳۲ حزب جدیدی با نام اتحاد فاشیست‌های بریتانیا را تأسیس کند.

 

 پیراهن‌سیاه‌ها در خیابان‌های لندن

 

اعضای حزب یونیفرم‌های سیاه بر تن می‌کردند و به همین دلیل «پیراهن‌ مشکی» نام گرفتند. آنان در تجمعات خیابانی شعارهایی با محتوای ملی‌گرایانه، ضدکمونیستی و ضدیهودی سر می‌دادند. در ظاهر، موزلی وعده‌ی نظم، شکوه ملی و اقتصاد نیرومند را می‌داد؛ اما در عمل، ایدئولوژی حزب او ترکیبی از فاشیسم ایتالیایی و نازیسم آلمانی بود. تا سال ۱۹۳۴ شمار هواداران حزب به حدود ۴۰ هزار نفر رسید. روزنامه‌ها از حضور پرهیاهوی آنان در تجمع‌های عمومی نوشتند. بسیاری از اشراف‌زادگان و حتی برخی چهره‌های دانشگاهی به آنان گرایش پیدا کردند، اما مردم عادی و کارگران بریتانیایی عمدتاً از این جریان رویگردان بودند.

 

 نبرد کابل استریت – شکست در قلب لندن

 

در اکتبر ۱۹۳۶، موزلی تصمیم گرفت راهپیمایی بزرگی را در شرق لندن، جایی که بسیاری از یهودیان و کارگران زندگی می‌کردند، برگزار کند. هزاران نفر از مخالفان فاشیسم از سراسر شهر به خیابان‌ها ریختند. پلیس تلاش کرد مسیر را باز نگه دارد، اما مردم با موانع و درگیری‌های شدید مانع عبور پیراهن‌ مشکی ها شدند. این واقعه که بعدها به نبرد کابل استریت معروف شد، نقطه‌ی عطفی بود: از آن پس، چهره‌ی خشن و نفرت‌پراکن حزب بیش از پیش آشکار شد و حمایت عمومی از آنان فرو ریخت.

 

 سقوط و ممنوعیت

 

با آغاز جنگ جهانی دوم، دولت بریتانیا دیگر تردیدی نداشت که حزب فاشیست‌ها می‌تواند تهدیدی جدی باشد. در سال ۱۹۴۰ فعالیت حزب ممنوع شد و شخص موزلی به همراه همسرش بازداشت و تا پایان جنگ در حبس خانگی نگهداری شد. پس از پایان جنگ، دیگر مجالی برای بازگشت فاشیسم در بریتانیا باقی نماند. حافظه‌ی تلخ جنگ و جنایات نازی‌ها، هرگونه همدلی با چنین ایدئولوژی‌هایی را از میان برد.

 

 میراث تلخ یک رؤیا

 

حزب فاشیست بریتانیا هرگز به قدرت نرسید، اما نشان داد که حتی در کشورهای دموکراتیک نیز اندیشه‌های افراطی می‌توانند ریشه بدوانند، اگر جامعه در برابرشان بی‌تفاوت بماند. فاشیسم انگلیسی شاید کوتاه‌عمر بود، اما درس‌های آن تا امروز زنده است؛ اینکه افراط‌گرایی، هر جا که باشد، دشمن آزادی است.