رضا کیانی
۱۹۶۲، مونیخ. هاینز کروگ، مدیر پروژههای موشکی مصر و یکی از شاگردان ورنر فون براون، طبق معمول به دفترش رفت و دیگر هرگز دیده نشد. پلیس آلمان سالها او را «ناپدیدشده» اعلام کرد، اما حقیقت پشت پرده چه بود؟
موساد تصمیم گرفته بود دانشمندان آلمانیِ در خدمت جمال عبدالناصر را از میان بردارد. برای این کار از چهرهای غیرمنتظره کمک گرفت: اتو اسکورزینی، افسر سابق اساس و یکی از فرماندهان ویژه هیتلر. اسکورزینی که ابتدا در لیست ترور موساد بود، با یک معامله عجیب به خدمت گرفته شد.
در روز حادثه، کروگ به یک «جلسه کاری» دعوت شد. او سوار خودرویی شد که رانندهاش به موساد وابسته بود. در حاشیه مونیخ، مأموران اسرائیلی همراه با اسکورزینی او را از میان برداشتند و جسدش را در جایی نامعلوم دفن کردند. جسد کروگ هیچوقت پیدا نشد.
این ترور، بهظاهر یک ناپدیدشدن اداری جلوه کرد، اما در واقع بخشی از جنگ سایهها میان اسرائیل و مصر بود؛ جنگی که هم شامل بستههای انفجاری پستی میشد، هم خرابکاری در تجهیزات، و هم حذف فیزیکی دانشمندان.
شاید اگر کسانی که قرار بود از دانشمندان هسته ای ایران محافظت کنند کمی بیشتر تاریخ خوانده بودند شاید امروز بسیاری از آنها زنده بودند.
*
رضا کیانی
در دهه ۱۹۶۰، جمال عبدالناصر برای توسعه موشکهای دوربرد، گروهی از دانشمندان سابق نازی آلمان را به مصر آورد. موساد این پروژه را تهدیدی جدی برای اسرائیل می دانست و طرحی پیچیده برای خرابکاری فنی و نفوذ در زنجیره تأمین تجهیزات اجرا کرد:
قطعات کلیدی مثل ژیروسکوپها و سامانههای هدایت قبل از رسیدن به مصر دستکاری میشد. محمولههای حساس «به سرقت» میرفت یا با نمونههای معیوب جایگزین میشد. آزمایشهای میدانی در صحراهای مصر یکی پس از دیگری شکست میخورد. عوامل موساد با تطمیع کارکنان جزء، نقصهای ریز اما مرگبار در پروژه ایجاد میکردند.
هدف، نه تنها نابودی چند موشک، بلکه ایجاد بیاعتمادی و یأس میان ناصر و دانشمندان نازی بود.
جالب آنکه همین الگوی هوشمندانه را در عملیاتهای بعدی موساد هم میبینیم. تازهترین نمونه، ماجرای پیجرهای آلوده است که هفته قبل سالگرد آن را پشت سر گذاشتیم.
همانگونه که در مصر، موشکها در لحظه آزمایش از کار میافتادند، اینبار ابزار ارتباطیِ روزمره به سلاحی مخفی تبدیل شد. دو عملیات با فاصله شصت سال، اما با یک منطق: ضربه از درون به سیستم دشمن.