رضا کیانی
در سال ۱۵۲۱، در میانه جنگهای ایتالیا، محاصره شهر مِزیِر
شاهدِ پدیدهای بود که بعدها فصلِ تازهای در تاریخ جنگ و توپخانه گشود: بهکارگیری
خمپاره بهعنوان سلاحی نسبتاً نوین.
خمپارهها برخلاف توپهای آتش مستقیم، گلوله را با زاویهای
تند و مسیر قوسی پرتاب میکردند و توانایی نفوذ بر فراز دیوارها و اصابت به
نقاطی را داشتند که توپهای سنتی قادر نبودند به آن برسند.
مکانیکِ ساده اما مؤثر
خمپاره سلاحی با لوله کوتاه، سنگین و با دهانهای گشاد
بود که گلولههای سنگی یا آهنی را با خرج بزرگی از باروت به بالا میفرستاد.
اثر آن بیشتر بر پایه نیروی ضربه قائم و تخریب
دیوارهها و سازههای پشت دیوار بود؛ یعنی دیگر هدف از شلیک آن تخریب دیوار قلعه
ها نبود، بلکه می توانست پشتِ سنگرها، مخازن و مواضع عقبه دشمن را هدف بگیرد.
تاثیر میدانی در مِزیِر
در مِزیِر، فرماندهان فرانسوی از این امکان جدید برای
هدفگیری درون استحکامات استفاده کردند؛ پرتابِ قوسیِ گلوله باعث شد بخشهایی از
دفاع دشمن که تا پیش از آن در امان بودند، در معرض آتش قرار گیرند.
این تحول، ترکیبِ تدابیر محاصره و هنرِ دفاع را تحت فشار
گذاشت و نشان داد که دفاعِ سنتیِ فقط با دیوارِ بلند دیگر کافی نیست.
اثر روانی و استراتژیک
خمپاره نه تنها به تخریبِ فیزیکی کمک میکرد، بلکه بارِ
روانی سنگینی بر مدافعان میگذاشت: گلولههایی که از بالای دیوار میآمدند، امنیتِ
افراد پشتِ دیوار را سلب میکرد و امید به مقاومت طولانی را تضعیف مینمود.
آغازِ بازنگری در مهندسی دفاعی
بهتدریج، تجربههای محاصرههایی چون مِزیِر سبب شد
مهندسان دفاعی بهدنبال طرحهایی نوین برای مقابله با توپخانه و خمپاره برآیند؛
نتیجه این تجدید نظرها، پیدایشِ قلعههای ستارهای و نظامِ «طرح ایتالین» (قلعه خاکی
و مسلح با پستوها و بستیونها) بود که برای پراکندن و دفعِ انرژیِ شلیکهای قوسی طراحی
شدند.
چشمانداز تاریخی
محاصره مِزیِر را میتوان نقطهای نمادین دانست: نمایشی از
ورودِ ابزارهای جدیدِ جنگی که نهفقط تاکتیکِ میدان نبرد، که خودِ معماریِ نظامی و
اندیشه دفاع را به چالش کشید. خمپاره بهسرعت جزئی از زرادخانه ارتشهای مدرن شد و دریچهای
نو به عصر توپخانه سنگین گشود.
#*