جنگها و تاریخ

جنگها و تاریخ، فضایی برای بررسی رویدادهای تاریخی و جنگها است.

جنگها و تاریخ

جنگها و تاریخ، فضایی برای بررسی رویدادهای تاریخی و جنگها است.

درس‌هایی از ساختار نظامی ژاپن برای ایران: نقدی بر دوگانگی فرماندهی در نیروهای مسلح

رضا کیانی


در طول جنگ جهانی دوم، ارتش امپراتوری ژاپن یکی از سازمان‌یافته‌ترین و پرانگیزه‌ترین نیروهای نظامی جهان بود. با این حال، این ارتش در برابر ایالات متحده و متفقین به شکلی سریع و بعضاً فاجعه‌بار شکست خورد. یکی از دلایل اصلی این ناکامی، نه در فقدان تجهیزات یا روحیه‌ی سربازان، بلکه در ساختار معیوب فرماندهی نظامی ژاپن نهفته بود؛ ساختاری که به شکل همزمان دو ستاد کل مستقل – یکی برای نیروی زمینی و دیگری برای نیروی دریایی – را به‌وجود آورده بود، هرکدام با راهبرد، منافع، و اولویت‌های مستقل از یکدیگر.


این دوگانگی موجب شد که ارتش و نیروی دریایی ژاپن نه‌تنها هماهنگ عمل نکنند، بلکه عملاً در رقابت با یکدیگر، سیاست خارجی، منابع، و عملیات‌های میدانی را دچار گسست سازند. نتیجه‌ی این رقابت ساختاری، شکست‌های سنگینی همچون سقوط سایپان، نبرد میدوی و ناکارآمدی در دفاع هماهنگ از جزایر حیاتی اقیانوس آرام بود. نبود یک زنجیره فرماندهی یکپارچه و تصمیم‌سازی منسجم، شاید مهم‌ترین درس منفی جنگ برای ارتش‌های مدرن به شمار رود.


امروز، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران نیز با ساختاری مواجه‌اند که می‌تواند به‌گونه‌ای مشابه، زمینه‌ساز ناهماهنگی‌های راهبردی در شرایط بحرانی شود. در رأس نیروهای مسلح ایران دو نهاد کلیدی وجود دارد: ستاد کل نیروهای مسلح که وظیفه طراحی راهبرد کلان، سازماندهی و هماهنگی ارتش، سپاه، بسیج، و نیروی انتظامی را بر عهده دارد؛ و در کنار آن، قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء (ص) که به‌عنوان قرارگاه عملیاتی جنگ و طراحی میدانی رزمایش‌ها و مقابله با تهدیدات، فعالیت می‌کند.

گرچه در ظاهر وظایف این دو نهاد از هم تفکیک شده‌اند – یکی ستادی و راهبردی، دیگری عملیاتی و میدانی – اما در عمل، موارد متعددی از همپوشانی مأموریت‌ها، تداخل تصمیم‌گیری، و ابهام در سلسله‌مراتب فرماندهی قابل مشاهده است. به‌ویژه در شرایط بحرانی یا جنگ احتمالی، این دوگانگی می‌تواند موجب تأخیر در تصمیم‌گیری، سردرگمی در میدان عملیات، و تضعیف فرماندهی مشترک بین ارتش و سپاه شود.


همان‌طور که تجربه ژاپن نشان داد، وجود دو مرکز فرماندهی با سلسله‌مراتب موازی، می‌تواند در کوتاه‌مدت موجب انعطاف‌پذیری شود، اما در بلندمدت، توان دفاعی یک کشور را در برابر تهدیدات ترکیبی، چریکی، سایبری یا تمام‌عیار تضعیف می‌کند. برای ایران نیز، ایجاد ساختار یکپارچه فرماندهی جنگ، مشخص‌سازی مرزهای اختیارات ستاد کل و قرارگاه خاتم، و پایان دادن به دوگانگی نهادی، ضرورتی راهبردی است؛ ضرورتی که نه تنها به انسجام بیشتر در میدان می‌انجامد، بلکه پاسخ‌گویی، کارآمدی و بازدارندگی نظامی کشور را تقویت خواهد کرد.




مقایسه آرم سپاه پاسداران با آرم سازمان اخوان المسلمین

هم اولین رهبر انقلاب اسلامی ایران ، آیت الله #خمینی، و هم جانشین بلافصلش ،آیت الله #خامنه_ای، تحت تأثیر دکترین اخوان المسلمین بودند. برای یک مقایسه ساده شاید بد نباشد آرم سازمان #اخوان_المسلمین را با آرم #سپاه_پاسداران به صورتی موجز مقایسه کنیم. شباهتها: 1- در هر دو آرم سلاح وجود دارد که نشان می دهد هر دو تفکر به جهاد اعتقاد دارند و راه ترویج افکار خود را از طریق جنگ می دانند. 2- آرم اخوان المسلمین گرد است و در آرم سپاه کره زمین وجود دارد که نشان می دهد هر دو سازمان خود را فراملی و دعوت خود را جهانی می دانند. 3- در هر دو آرم تصویری از کتاب خدا (#قرآن) به عنوان مرجع ایدئولوژیک وجود دارد. 4 در هر دو آرم به آیه واعدول لهم مااستطعتم بالقوه استناد شده که دوباره نشان می دهد هر دو سازمان خود را سازمانی می دانند که باید برای جنگهای ایدئولوژیک آماده باشد. به هر حال:

در خانه اگر کس است/ یک حرف بس است

چرا آمریکا باید ناوهای هواپیمابر کوچکتری بسازد؟

اینکه آمریکا چند ناو هواپیمابر فعال دارد و چند ناوهواپیمابر غیر فعال بحثی را ایجاد می کند که اصولا چرا باید ناوهای هواپیمابر بزرگ را به خدمت گرفت هنگامی که می توان با همان هزینه چندین ناوهواپیمابر کوچک داشت. محور اصلی بحث زیر انعطاف پذیری است.

توسعه ی سازمان نظامی روسیه از سال 1762-1806

از آغاز برنامه ی مدرنیزاسیون نظامی روسیه تحت هدایت پتر کبیر روسیه با مشکلات جدی در زمینه ی بکارگیری نیروهای نظامی اش مواجه بود. از نظر لجستیکی وسعت زیاد روسیه سبب می شد تا بکارگیری یک ارتش که بتواند به صورتی مؤثر در برابر تاتارها، ترکها، لهستانی ها، پروسی ها و سوئدی ها دفاع کند دشوار بود. وسعت زیاد اجازه نمی داد تا روسیه از خطوط مواصلاتی خود برای جابجا کردن سربازانش از یک جبهه به جبهه های دیگر ،همانند فدریک کبیر در جنگهای 7 ساله، استفاده کند. اگر روسیه نیروهایش را برای مقابله با یک دشمن بسیج می کرد در برابر حمله ی دشمنان دیگرش بی دفاع می ماند

بقیه داستان را در فایل زیر بخوانید.

گورخا ها یا جنگجویان کوهستان


در سال 2007 خبری از هلمند افغانستان رسانه های گروهی بریتانیا را تکان داد. شاهزاده هری به صورت پنهانی در جنگهای افغانستان ،و آنهم در خط مقدم، شرکت کرده بود و این مسئله از افکار عمومی پنهان نگاه داشته بود. محافظت از وارث احتمالی تاج و تخت بریتانیا برعهده واحدهای گورخا گذاشته شده بود. شاهزاده ولز درباره آنها گفت:" جایی امن تر وجود ندارد هنگامی که در میان گورخاها هستی". اما این گورخاها واقعا چه کسانی هستند؟ 

فایل زیر را بخوانید.

داستان اولین واحد کماندویی غواص

"وحشت همه را فراگرفته است؛ شبها غواصانی در نزدیکی کشتی ها دیده می شوند و از کف کشتی ها سر و صداهایی شنیده می شود. اینها باید متوقف شوند."

دریاسالار سر  اندرو کانینگهام فرمانده ناوگان مدیترانه بریتانیا

داستان اولین واحد کماندویی غواص تاریخ را در اینجا بخوانید.