از حضرت رسول اکرم (ص) نقل شده که:
هر کس که عاشق شود و عشقش را کتمان کند و عفاف پیشه کند و در عاشقی بمیرد انگار که به شهادت رسیده است.
گفت سعدی صبر کن یا سیم و زر ده یا گریز
عشق را یا مال باید یا صبوری یا سفر
پی نوشت1: سیم یعنی نقره
پی نوشت 2: شعر صنعت لف و نشر مشوش داره
پی نوشت3: مال در اینجا به معنای الاغ نیس

فائزه هاشمی بهرمانی در آخرین مصاحبه اش با انصاف نیوز فرمایشات گهرباری ارائه کرده که خلاصه اش اینه:
من اگر یه آمریکایی بودم اصلا از این ترامپ خوشم نمیومد ولی به عنوان ایرانی خیلی حال می کنم اگه ترامپ 4 سال دیگه هم رییس جمهور باشه.
دکتر صادق زیباکلام هم فرمودند که باید به شجاعت این حاج خانم تبریک گفت چون این حرف دقیقا حرف دل میلیونها نفر ایرانی هست که حالا یا جرأت ندارن به زبوون بیارن یا حالشون ندارن... خلاصه اینکه حاج صادق فرمودند مردم ما نیاز به تغییر رو احساس می کنند و چون از راه های قانونی نمی تونند تغییری در سیستم ایجاد کنند خوشحال میشن که این تغییرات رو ترامپ با زور از بیرون ایجاد کنه و حرف حاج خانم فائزه هم در حقیقت همینه. بعدش م حاج صادق توپیده به حاج محسن که تو چه حقی داری به آبجی ت زور میگی؟
حالا بگذریم از این که حاج صادق چطوری از میلیونها نفر ایرانی که هیچ وقت و هیچ گاه درون و بیرون شون یکی نیست نظر خواهی کرده اما قضیه اصلا ربطی به ایران و ایرانی نداره.... یعنی نه خود فائزه نه داداشای همه فن حریفش و نه پدر خدا بیامرزش نه یک ثانیه دلشون برای ایران می سوخت و نه ایرانی.... چیزی که باعث سوختن حاج خانم فائزه شده اینه که با ترامپ داره همذات پنداری می کنه.... یعنی وقتی نیگاه می کنه می بینه ترامپ( بدون داشتن حتا یه دلیل محکمه پسند) چپ و راست میگه رای ما رو دزدیدن فیلش یاد هندستون می افته که ای بابا... خوب اون قدیم ندیمها همین اتفاق افتاد و انقلاب رو از خانواده بهرمانی ها دزدیدند.... یعنی اینکه خلاصه اگه پدر بزرگوارشون اگر بر مسند ولایت تکیه داده بود الان فائزه جون نه این پرت و پالاها رو تفت می داد و نه اعتراض و نه هیچ... صم بکم عمی می نشست و جمال پدر را نگاه می کرد و حالشو می برد... حالا اینکه پدر بزگوار ایشان در زمان تصدی صدرات عظمای جمهوری اسلامی چقدر گند زد به زندگی ایران و ایرانی البته دم خروسی است که فائزه ترجیح میده همون طور بیرون بمونه ولی اشاره ای بهش نشه....
این بود انشای امروز ما درباره سیاست و اینها
رضا کیانی

حالا که خوشبختانه بودجه نظامی ایران اصلا در جهان امروزی رقمی محسوب نمی شود بد نیست هم نگاهی به دشمنهای طبیعی و غیر طبیعی ایران بیاندازیم.

یکبار دیگر دم خروس غرب زدگی و غرب پرستی بدنه ی کارشناسی دولت با اصرار بر خرید واکسن کرونا از غرب بیرون زد و یکبار دیگر مقام رهبری با فرامین داهیانه ی خود جلوی این انحراف را گرفت. خوشبختانه در نظامی که ولایت فقیه بر آن حاکم است اجازه ی هیچ انحرافی به هیچ مسئول دولتی داده نخواهد شد و هر اشتباهی از سرچشمه خشک خواهد شد.
به عنوان سرباز صفر ولایت ممنوعیت خرید هر گونه واکسن غربی توسط ایران اسلامی و عکس العمل به جا و درستمقام معظم رهبری را به مردم مسلمان و نامسلمان ایران تبریک می گویم.

بحث بودجه شد و مقایسه و اینها یادم افتاد که ایران الان 40 سال است برای تمام کشورهای دنیا در حال شاخ و شانه کشیدن است.... با کدام بودجه نظامی؟ همان طور که نگاه می کنید هزینه صرف شده برای نیروهای مسلح ما انقدر کم است که اصلا در نقشه نیامده.... بد نیست اگر قرار است تمام کشورهای منطقه را فتح کنیم دست کم اصلاحاتی اساسی در شیوه بودجه نویسی خود ایجاد کنیم.

ایرانی جماعت( اعمّ از مردم و مسئولین) همیشه خودش را با آمریکا و غرب مقایسه می کند. برای اینکه ببینیم ما کجاییم و غرب کجا بد نیست نگاهی هم بیاندازیم به آمار بودجه تحقیقات و توسعه در کشورهای جهاان و مقایسه کنیم خودمان را با دیگران.... همان طور که می بینید ما از نظر صرف پول برای تحقیقات حتی در حد کشورهای فقیری چون لهستان و مصر هم نیستیم... تنها کاری که بلدیم این هست که نفت خدا دادی رو تقریبا بدون هزینه استخراج کنیم و باهاش گوشی سامسونگ و ماشین خارجی وارد کنیم و بدهیم دست ملت و خلاص....
کاش بودجه نویسان و بودجه تصویب کنندگان و بودجه تلفیق کنندگان ایرانی هم بروند و دست کم بودجه نویسی را از مصر و مالزی یاد بگیرند.....خلاصه که دست همه درد نکند....
روز اول اسفند 1206 روزی بود که عهدنامه ترکمانچای مانند پتک بر سر کسانی فرود آمد که سرشان بر تنشان می ارزید. اگر تا به آن روز فکر می کردند که شکست ایران از روسیه در جنگهای اول بین دو کشور متکی بر شانس و اقبال یا قضا و قدر الاهی بوده الان اما مطمئن شده بودند که اگر ده بار دیگر هم با خصم اروپایی مصاف دهند جز شکست حاصلی در بر نخواهد داشت. این شد که از آن به بعد بسیاری به فکر اصلاحات افتادند. بعضی به دنبال اصلاح حکومت رفتند و عده ای به دنبال اصلاح مردم، عده ای دیگر در راه اصلاح خط و الفبا کوشیدند و بعضی در راه اصلاحات اقتصادی... خلاصه اصلاح اندر اصلاح آمدیم جلو تا چهل سال قبل که جو حاکم بر ایران به گونه ای بود که متفقا قرار شد تا همه چیز را به یکباره اصلاح کنیم، حوزه و دانشگاه و کشاورزی و سیاست خارجی و کارخانجات و فرهنگ و خلاصه زیر بنا و روبنا را با هم به دست انقلاب 57 دادیم... امروز که چهار دهه از آن روزها می گذرد هنوز هم عده ای گرفتار اصلاحاتند: سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ....
آنچه که سبب شد تا 200 سال اصلاحات پیگیرانه در ایران به اینجا بکشد این بود که عزیزان اصلاح طلب از یک نکته اساسی غفلت کرده بودند: اصلاحات مانند هر بذر دیگری نیاز به زمینی مناسب دارد و زمین مناسب برای اصلاحات یعنی مغز مردم. مغزم مردم است که باید در گام اول اصلاح شود تا دید آنها نسبت به مسائل به گونه ای تغییر کند که پذیرای شرایط جدید و پیامدهای آن باشند و گرنه باز روز از نو و روزی از نو. اما برای اصلاح مغز نیاز است به آموزش و پرورش که البته منظور من دستگاه اداری عریض و طویلی نیست که در زمان رضا شاه به راه افتاد و تا به امروز بر ریل کج خویش راه می سپارد.
امروزه اگر اصلاحی در جامعه لازم باشد لازم است که اصلاحات را از خود وزارت آموزش و پروزش آغاز کنیم و البته با تغییر کتابهای درسی. در چند سال گذشته تغییرات مفیدی در کتابهای درسی داشته ایم. مخصوصا در دوره دبیرستان عنوانهای کتابهای درسی عوض شده اند و چند درس خوب به مجموعه دروس اضافه شده اند. اما اصلاح کتابهای درسی به صورت اساسی نیاز به یک آواربرداری اساسی دارد. از آنجا که من بیشتر در تاریخ تخصص دارم تا مسائل دیگر چند نمونه از کتاب تعلیمات اجتماعی سال ششم دبستان مثال می زنم تا ببینید این کتابها به صورت مخفیانه چطور باعث سوگیری ذهن دانش آموزان می شوند.
توضیح: شماره صفحات را از کتاب پارسال برداشته ام که شاید با شماره صفحات چاپ امسال مطابق نباشد اما مطلب همان است.
مورد اول: تاریخ ترکیه
در بخشی از کتاب که به معرفی کشورهای همسایه اختصاص داده شده است یک برگ هم برای تاریخ ترکیه کنار گذاشته اند. نگاه کنید. نوشته که ترکیه سالها تحت نفوذ امپراطوری روم شرقی بود. مثل این است که بگوییم پاریس سالها تحت نفوذ امپراطوری فرانسه بود. بابا جان! اولا که حکومت روم شرقی در آناتولی تقریبا ده قرن طول کشید... برای اشاره یه یک دوره 1000 ساله از واژه سالها استفاده نمی کنند. دوما که ترکیه اصلا خود امپراطوری روم شرقی بود. پایتخت این امپراطوری هم همان جایی هست که امروزه بهش می گوییم استانبول و قبلا بهش می گفتند بیزانس.
اما جمله بعدی را نگاه کنید. نوشته به همین دلیل در این کشور آثار و بناهای تاریخی زیادی از هر دوره به جا مانده است و مسجد ایاصوفیه را به عنوان نمونه ارائه کرده است. خوب! بچه 12 ساله احتمالا از جمله اول نتیجه می گیرد که این مسجد باید یادگار دوران حکومت مسلمانان بر ترکیه باشد در صورتی که همه می دانیم مسجد ایاصوفیه در اصل کلیسا بوده و پس از فتح قسطنطنیه توسط سلطان محمد فاتح این کلیسا را تبدیل به مسجد کردند.

مورد دوم: کروی بودن زمین
همان طور که در صفحه ی زیر می بینید ادعا کرده که 400 سال قبل مردم نمی دانستند که زمین کروی است در صورتی که تقریبا از 2000 سال قبل بیشتر دانشمندان و مخصوصا ستاره شناسان می دانستند که زمین کروی شکل است.
بعد هم نوشته که غربی ها از نقشه های که دانشمندان مسلمان کشیده بودند استفاده کردند که خوب این ادعا هم پرت و پلایی بیش نیست. اولین نقشه های جغرافیایی جهان نما توسط یونانیان باستان رسم شد و مسلمانان فقط در طول زمان این نقشه های را بهبود دادند نه اینکه از اساس نقشه هایی بکشند که در دنیای غرب تا به حال کسی مانند آنها را ندیده باشد. بعدتر نوشته که غربی ها از شیوه های کشتی سازی مسلمانان استفاده کردند که این ادعا هم پوچ و بیهوده است. کشتی هایی که در دریای مدیترانه آن زمان رفت و آمد می کردند از اساس مشابه هم بودند و تفاوت خیلی زیادی با هم نداشتند. در مورد استعمار و اینها هم که بحث ش باشد برای وقتی مناسب تر.

مورد سوم: دست آوردهای امیر کبیر
در بزرگی اقدامات امیر کبیر که شکی نیست ولی امیر کبیر هیچ گاه کارخانه تاسیس نکرد و یا به راه اندازی کارخانجات در ایران کمک نکرد. اصلا در آن زمان تصور کارخانه (به آن صورتی که در انگلستان و آلمان وجود داشت) در ایران وجود نداشت و حتی طبقه نخبه ایران چیزی درباره تولید صنعتی و انبوه نمی دانستند. کاری که امیر کبیر کرد این بود که به پیشه وران و کسانی که به ساخت صنایع دستی مشغول بودند کمک کرد تا کارگاه های بیشتری راه اندازی کنند. فاصله زیادی است بین کارگاه های نمور و خاک گرفته ایران قرن نوزدهم با آنچه که در همان زمان در اروپا بهش کارخانه می گفتند.

مورد چهارم :علتهای حمله صدام به ایران
در این صفحه کتاب قرار شده تا به دانش آموز علتهای حمله صدام به ایران را توضیح بدهند که خوب البته هیچ کدام از این موارد علتهای حمله صدام به ایران نیستند. اصلا چرا باید صدام از اوضاع سوء استفاده بکند و به ایران حمله کند؟ چون ایران سرنوشت خود را به دست گرفته بود؟ چون از فلسطین حمایت می کرد؟ این هم شد دلیل؟

مورد پنجم:دفاع از خرمشهر
در این قسمت از کتاب دفاع از خرمشهر به مردم نسبت داده شده در صورتی که اگر کسی تاریخ جنگ را خوانده باشد می داند که قسمت عمده ی مردم خرمشهر در همان روزهای آغازین جنگ خرمشهر را تخلیه کردند. هر چند که نیروهای مردمی به دفاع از خرمشهر تا روز آخر و با رشادت غیرقابل وصفی ادامه دادند اما بار اصلی دفاع از خرمشهر بر دوش ارتش بود.

مورد ششم : شهید جهان آرا
حالا می بینیم که کتاب یه قدم عقب نشینی کرده و گفته خوب این طوری هم نبوده... بالاخره چند تایی از بچه های سپاه هم در دفاع از خرمشهر حضور داشتند. البته حتما ارتش هم ایستاده بوده عقب و داشته بر و بر سقوط خرمشهر را نگاه می کرده.....تاریخ نویسی بی غرض به این می گویند.

مورد هفتم: دفاع یا حمله
پس از سقوط خرمشهر در عملیات الی بیت المقدس(توجه کنید اسم عملیات بیت المقدس نیست بلکه اسم اصلی آن الی بیت المقدس است) ارتش عراق کاملا در لاک دفاعی فرو رفت. این که کتاب درسی نوشته صدام قصد داشت همچنان به هجوم خود ادامه بدهد از آن دروغ های شاخدار است. تا زمانی که ایران خودش را در عملیات کربلای 5 فرسوده نکرده بود اصلا ارتش عراق هیچ عملیات تهاجم معنی داری را انجام نداد. نویسندگان کتاب اگر راست می گویند اسم عملیاتهای نظامی عراق تا کربلای 5 را بگویند. تازه پس از کربلای 5 بود که عراق به تدریج از لاک دفاعی درآمد و وارد یک فاز تهاجمی شد.

من فکر می کنم که این شواهد به اندازه کافی روشن هستند که نشان بدهند کتابهای تاریخ مدارس اصولا چه خط سیری را دنبال می کنند. در حال حاضر اصلی ترین وظیفه هر ایرانی این است که به دولت و نمایندگان مجلس فشار بیاورد تا هر چه بیشتر در راه اصلاحات اساسی کتابهای درسی گام بردارند.
و من الله توفیق
رضا کیانی
15 دی 99
![]()
![]()
در سال آخر جنگ جهانی دوم فیلد مارشال مونت گومری دست به یک قمار خطرناک زد و نتیجه این قمار بزرگترین شکست متفقین در انتهای جنگ بود. داستان شکست متفقین در عملیات مارکت-گاردن را در اینجا بخوانید.
قالالامام علی(ع): «یستدل علی ادبار الدول باربع: تضییع الاصول، والتمسک بالفروع، و تقدیم الاراذل، و تاخیر الافاضل»
امام
علی(ع) فرمود: چهار چیز باعث شکست دولتها میشود:
1- ضایع کردن اصول (مسایل کلیدی و مهم)
2- سرگرم شدن به فروع (امور درجه دو و کم اهمیت)
3- به کار گماردن آدمهای پست
4- کنار گذاردن انسانهای فاضل
___________________________
منبع: غررالحکم و دررالکلم، ص342 ح