جنگ ایران و عثمانی در سالهای ۱۸۲۱ تا ۱۸۲۳ میلادی، یکی از ناشناختهشدهترین جنگهای دوره قاجار است؛ جنگی که برخلاف نبردهای ایران با روسیه، با برتری نظامی ارتش عباسمیرزا همراه بود.
علت آغاز جنگ چه بود
نخست، اختلافات دیرینه مرزی میان ایران و عثمانی در مناطق آذربایجان، کردستان و عراق. هر دو دولت بر سر کنترل برخی نواحی مرزی و عشایر کوچرو ادعای حاکمیت داشتند.
دوم، اختلاف بر سر حکومت بابان در سلیمانیه. ایران از یکی از مدعیان حکومت بابان حمایت میکرد، در حالی که عثمانی از رقیب او پشتیبانی میکرد و این رقابت به تنش نظامی انجامید.
سوم، شکایت دولت ایران از رفتار برخی مقامات عثمانی با زائران و بازرگانان ایرانی که به عتبات سفر میکردند.
چهارم، شرایط بینالمللی نیز در شعلهور شدن جنگ بیتأثیر نبود. در آن زمان، امپراتوری عثمانی همزمان با آغاز انقلاب یونان درگیر مشکلات داخلی بود و برخی مورخان معتقدند روسیه ایران را ترغیب به حمله کرده تا دست عثمانی در یونان را لای پوست گردو بگذارد.
عملیات نظامی چگونه پیش رفت؟
عباسمیرزا از جبهه شمالی وارد شرق آناتولی شد، شهر بایزید و چند دژ مرزی را تصرف کرد و تا نزدیکی ارزروم، مهمترین مرکز نظامی عثمانی در شرق آناتولی، پیشروی کرد.
همزمان، محمدعلی میرزا دولتشاه (پسر دیگر فتحعلی شاه) از جبهه جنوبی وارد عراق عثمانی شد، سلیمانیه را تصرف کرد و بغداد را در محاصره گرفت. اما شیوع گسترده وبا در هر نیروی متخاصم، ادامه عملیات را ناممکن ساخت و خود دولتشاه نیز بر اثر همین بیماری درگذشت.
عثمانیها با سازماندهی مجدد نیروهای خود ضدحملهای را آغاز کردند، اما عباسمیرزا در نبردهای سال ۱۸۲۲، بهویژه در حوالی ارزروم، موفق شد ارتش عثمانی را شکست دهد و پیشروی آن را متوقف کند. این پیروزی یکی از موفقترین عملکردهای ارتش نوساز ایران به فرماندهی عباسمیرزا به شمار میآید.
نتایج نظامی برای ایران
• ارتش عباسمیرزا توانست توانایی اصلاحات نظامی و آموزشهای نوین خود را در میدان نبرد ثابت کند.
• چند شهر و دژ مهم مرزی عثمانی برای مدتی به تصرف ایران درآمد.
• ضدحمله عثمانی ناکام ماند و ایران برتری نظامی خود را به نمایش گذاشت.
نتایج نظامی برای عثمانی
• بخشهایی از شرق آناتولی و سلیمانیه را موقتاً از دست داد.
• ارتش عثمانی در چند نبرد مهم شکست خورد.
• با وجود این، به دلیل شیوع وبا و توقف عملیات ایران، از اشغال ارزروم و بغداد جلوگیری شد.
نتایج سیاسی برای ایران
• ایران نتوانست از پیروزیهای نظامی خود برای تغییر مرزها استفاده کند و در میدان دیپلماسی نتیجه ای بگیرد.
• عهدنامه اول ارزروم در سال ۱۸۲۳، مرزها را تقریباً به وضعیت پیش از جنگ بازگرداند.
• اعتبار نظامی عباسمیرزا بالارفت و ثابت شد که ارتش اصلاحشده ایران میتواند در برابر یکی از بزرگترین قدرتهای منطقه موفق عمل کند.
نتایج سیاسی برای عثمانی
• عثمانی موفق شد بدون واگذاری سرزمین، جنگ را پایان دهد در حالیکه از نظر نظامی عملاً شکست خورده بود.
• با امضای عهدنامه، ثبات نسبی در مرزهای شرقی خود را بازیافت و توانست توجه بیشتری به بحرانهای دیگر، از جمله شورش یونان، معطوف کند.
این جنگ نمونهای جالب از تاریخ نظامی است؛ جنگی که در آن یک طرف در میدان نبرد دست بالا را داشت، اما بیماری همهگیر وبا و ملاحظات سیاسی مانع تبدیل این برتری نظامی به دستاوردهای سیاسی ملموس شد.
در تابستان ۱۹۱۶، زمانی که بسیاری از فرماندهان جنگ جهانی اول همچنان به حملات مستقیم و پرهزینه باور داشتند، یک ژنرال روس به نام آلکسی بروسیلوف با تاکتیکی متفاوت، یکی از درخشانترین عملیاتهای نظامی جنگ را رقم زد.
بروسیلوف به جای تمرکز نیروها در یک نقطه، در جبههای گسترده به ارتش اتریش-مجارستان حمله کرد. او پیش از آغاز عملیات، مواضع دشمن را به دقت شناسایی کرد، سنگرهای تهاجمی را در نزدیکی خطوط دشمن حفر کرد و به جای گلولهبارانهای طولانی، آتشباری کوتاه اما دقیق را به کار گرفت. سپس گروههای کوچک و چابک را برای نفوذ به خطوط دفاعی دشمن روانه میدان کرد.
نتیجه، یک فاجعه برای اتریش-مجارستان بود. صدها هزار نفر از نیروهای این کشور کشته، زخمی یا اسیر شدند و بخش بزرگی از خطوط دفاعی آن فرو پاشید. آلمان نیز ناچار شد چندین لشکر را از جبهه غربی به جبهه شرق منتقل کند تا از سقوط متحد خود جلوگیری کند.
موفقیت این عملیات، رومانی را نیز به ورود به جنگ در کنار متفقین تشویق کرد. اما ارتش روسیه به دلیل کمبود نیرو، مهمات و ناهماهنگی با سایر جبههها نتوانست از این پیروزی بهرهبرداری کامل کند و تهاجم سرانجام متوقف شد.
با وجود این، تهاجم بروسیلوف همچنان یکی از موفقترین عملیاتهای جبهه شرقی در جنگ جهانی اول به شمار میرود. بسیاری از مورخان نظامی معتقدند تاکتیکهای نوآورانه بروسیلوف، از جمله حملات همزمان در جبههای وسیع، نفوذ واحدهای کوچک و آتشباری دقیق، سالها بعد الهامبخش شیوههای نوین جنگ در قرن بیستم شد.
#رومانی
یک سری درسگفتارهای دکتر معصومی همدانی درباره تاریخ نگاری علم را برای دوستان بارگذاری کرده ام.
۱ - کل متن
۲- یزدی در ساعت ۱۰:۱۵ صبح به وقت پاریس در ۲۷ ژانویه، پیامی شخصی از خمینی به زیمرمن داد.
این اولین پیام اول شخص از خمینی است که از طریق کانال یزدی-زیمرمن رد و بدل شده است. زیمرمن پیشنهاد ملاقات با یزدی را بر اساس رفتل ارائه داده بود (ما واکنش یزدی به رفتلرا در سپتل گزارش میدهیم)؛ در حالی که زیمرمن در حال رانندگی به سمت محل ملاقات بود، یزدی به دیدن خمینی رفت. وقتی زیمرمن رسید، یزدی پیام را به او داد. یزدی ظاهراً آن را کلمه به کلمه به فارسی از خمینی گرفته بود؛ او هنگام خواندن آن برای ... ترجمه کرد.
پیام زیمرمن. خمینی در زیر نقل شده است؛
اضافهها در - پاسخهای یزدی به درخواستهای زیمرمن برای توضیح هستند.
3- شروع متن پیام خمینی. فعالیتها و کارهای بختیار و رهبران فعلی ارتش نه تنها برای ایرانیان مضر است، بلکه برای دولت آمریکا و به ویژه برای آینده آمریکاییها (یزدی: منظور آمریکاییها در ایران است) نیز بسیار مضر است. این فعالیتها ممکن است مرا مجبور به صدور دستورات جدید در ایران کند. توصیه میشود که به ارتش (یزدی: کل ارتش، نه فقط رهبری؛ ما بین این دو تمایز قائل میشویم) توصیه کنید که از بختیار پیروی نکنند و این فعالیتها را متوقف کنند. ادامه این فعالیتها توسط بختیار و رهبری ارتش ممکن است فاجعه بزرگی به بار آورد. اگر بختیار و رهبری فعلی ارتش از دخالت در امور دست بردارند (یزدی: ایرانیان)، ما مردم را آرام خواهیم کرد و این هیچ آسیبی به آمریکاییها نخواهد رساند. این نوع فعالیتها و رفتارها (یزدی: توسط بختیار و رهبری ارتش) آرامش یا ثبات را به منطقه نخواهد آورد. ملت به من گوش خواهد داد و از طریق فرمان من و اجرای طرح من، ثبات به دست خواهد آمد. وقتی من دولت موقت را اعلام کنم، خواهید دید که بسیاری از نکات مبهم (یزد: منظور از خمینی، مناطقی است که برای دولت ایالات متحده مبهم است) ناپدید میشوند و خواهید دید که ما دیگر هیچ خصومت خاصی با آمریکاییها نداریم و خواهید دید که جمهوری اسلامی، که مبتنی بر فلسفه و قوانین اسلامی است، چیزی جز یک جمهوری بشردوستانه نیست که به نفع صلح و آرامش برای همه بشریت خواهد بود. بستن فرودگاهها و جلوگیری از بازگشت من به ایران، ثبات را بیشتر مختل میکند و نه تنها اوضاع را تثبیت نمیکند، بلکه آن را بیثباتتر هم میکند. نیروهایی که دنبالم هستند از من خواستهاند که به آنها اجازه دهم فرودگاهها را برای بازگشت من باز کنند (یزدی: با زور). با این حال، من چنین اجازهای ندادهام. همچنین، نیروهای مسلح از درون ارتش، و همچنین نیروهای مسلح غیرنظامی (یزدی: برای مثال، شبهنظامیان و نیروهای مسلح زیرزمینی، همه آنها در درون جنبش اسلامی)، از جمله قبایل، درخواست اجازه برای اقدام و پایان دادن به وضعیت فعلی (یزدی: یعنی برای مجبور کردن بختیار و رهبران نظامی به کنارهگیری از قدرت) را کردهاند. با این حال، من هنوز به آنها اجازه ندادهام. من ترجیح میدهم که این مشکل در صلح و بدون خشونت یا خونریزی حل شود و سرنوشت کشور به ملت داده شود تا تصمیم بگیرند. پایان متن پیام خمینی.
4- زیمرمن درخواست توضیحات بیشتر کرد. منظور خمینی از "فعالیتها و کارهای" بختیار و رهبری ارتش چه بود؟ یزدی گفت که آنها فرودگاهها را به مدت سه روز و شب تعطیل کرده بودند. دیروز آنها به روی مردم آتش گشودند؛ حداقل ۱۶ نفر در تهران کشته شدند و در سنندج کردستان، نیروهای پلیس و ارتش به غیرنظامیان حمله کرده و بسیاری از خانهها و مغازهها را به آتش کشیدند. همچنین دیروز حداقل دوازده نفر از روزنامهنگاران مطبوعاتی دستگیر شدند. یزدی گفت، اینها نمونههایی از «فعالیتها و کارهایی» هستند که به آنها اشاره شده است.
۵. زیمرمن در مورد تمایز بین رهبری ارتش و کل ارتش پرسید.
یزدی گفت که رهبری فعلی ارتش با شاه مرتبط است و مسئول بسیاری از قتل عامها میباشد، در حالی که بقیه ارتش متفاوت است و حتی با جنبش اسلامی همدل است.
۶. زیمرمن در مورد اشاره به انتصاب "دولت موقت" پرسید؛ چه نکات "مبهم" روشن خواهد شد؟ یزدی گفت: "وقتی خمینی اعضای دولت موقت را اعلام کند، خواهید دانست که با چه نوع افرادی سر و کار دارید و میتوانید با آنها به صورت رسمی صحبت کنید." یزدی ادامه داد: «اگر خمینی اعلام کند که مهندس بازرگان رئیس دولت است، شما میتوانید رسماً با او صحبت کنید و بازرگان آنچه را که برای شما مبهم است روشن خواهد کرد.» در نظر داشته باشید که کمونیستها یا برخی دیگر کشور را به دست خواهند گرفت. وقتی دولت اعلام شود، خواهید دید که هیچ یک از اینها درست نیست. خواهید دید که دولت موقت قادر به ایجاد ثبات است.
7- یزدی سپس گفت که تعطیلی فرودگاهها نشاندهنده یک وضعیت بسیار حساس است. میلیونها نفر برای استقبال از آیتالله به تهران آمدهاند. از آنجایی که بختیار در گذشته گفته است که آیتالله میتواند هر زمان که بخواهد به ایران بیاید و از آنجایی که مشکلاتی در داخل وجود دارد که فقط با بازگشت او قابل حل هستند، جلوگیری از بازگشت او به ایران یک "راز" ایجاد کرده است. "وضعیت بسیار انفجاری؛" ممکن است در کنترل خشم میلیونها نفری که به تهران سرازیر شدهاند، مشکل داشته باشیم.
۸. زیمرمن با یزدی در مورد برنامههای سفر خمینی صحبت کرد. یزدی گفت که تعطیلی سه روزه فرودگاه شنبه نیمهشب به پایان میرسد و خمینی قصد داشت شنبه شب ساعت ۱۱ شب به وقت پاریس از پاریس خارج شود. با این حال، مقامات ایرانی از صدور مجوز فرود برای پرواز چارتر ایرفرانس در صبح یکشنبه خودداری کردهاند. ظاهراً آنها میخواهند تعطیلی فرودگاهها را تمدید کنند. "بنابراین، ما برنامه خود را به حالت تعلیق درمیآوریم." من هنوز نمیدانم آیتالله چه تصمیمی خواهد گرفت. اگر دولت بگوید که فرودگاهها برای سه روز دیگر بسته هستند، ما سه روز دیگر منتظر خواهیم ماند." (توضیح: زیمرمن از تضاد بین لحن نسبتاً آرام یزدی در اینجا و لحن شومتر پیام خمینی شگفتزده شد.)
9- یزدی سپس داوطلبانه اعلام کرد که افراد خمینی با بختیار و رهبری ارتش در تماس هستند. بختیار نامهای به همراه فرستادهاش به پاریس فرستاد؛ آیتالله فرستاده را نپذیرفت اما نامه را دریافت کرد. این نامه چیز جدیدی ندارد و فقط از آیتالله خواسته شده است که بازگشت او به ایران را به تعویق بیندازید.
زیمرمن پرسید: چه مدت تأخیر؟ یزدی گفت که تأخیر مشخص نیست.
۱۰. یزدی سپس ادامه داد که "مردم ما" باید مشکل بحران فعلی را حل کنند و فرمولی را به بختیار پیشنهاد دادهاند. این فرمول این است که بختیار یا به پاریس بیاید یا هنگام بازگشت خمینی در فرودگاه حاضر باشد و استعفای خود را به خمینی ارائه دهد. سپس خمینی موافقت خواهد کرد که او را فوراً به عنوان عضو موقت منصوب کند. دولت. "این، ما باور دارم، برای همه طرفهای درگیر مفید خواهد بود و همچنین به بختیار فرصتی میدهد تا محبوبیت و شأن سیاسی خود را بازیابد و وحدت لازم برای ثبات آینده ایران را نیز به ارمغان بیاورد. یزدی افزود که بازرگان و بهشتی در مذاکرات دخیل بودهاند و نمایندگان مجاز خمینی برای انجام مذاکرات هستند.
11- قبل از اینکه یزدی پیام خمینی را به زیمرمن بدهد، زیمرمن متن بیانیه کنفرانس مطبوعاتی رئیس جمهور کارتر در ژانویه را به یزدی داد. اینکه «تغییر سیاسی باید به شیوهای منظم و مطابق با قانون اساسی ایران انجام شود.» یزدی پرسید که آیا میتوانیم تأیید کنیم که ۲۰۰۰۰۰ بشکه نفت به ایران ارسال شده است. زیمرمن آن را تأیید کرد و سپس خاطرنشان کرد که رئیس جمهور کارتر تصریح کرده است که این محموله برای تأمین انرژی مردم ایران در نظر گرفته شده است.
چند روز قبل از 12 بهمن 57، امام خمینی (رحمة الله علیه) که در فرانسه تشریف داشتند، نامه ای به زبان فارسی برای یکی از دیپلماتهای آمریکایی می نویسند که این نامه توسط ابراهیم یزدی تحویل داده شده و همزمان به انگلیسی ترجمه می شود. متن این نامه را سایت ویکی لیکس منتشر کرده است که در اینجا متن انگلیسی آن را با توضیحات نماینده آمریکا می خوانیم:
1. (S - ENTIRE TEXT)
2. YAZDI GAVE ZIMMERMANN AT 10:15 AM PARIS TIME JANUARY 27 A PERSONAL MESSAGE FROM KHOMEINI TO THE USG. IT IS THE FIRST FIRST-PERSON MESSAGE FROM KHOMEINI PASSED IN THE YAZDI-ZIMMERMANN CHANNEL. ZIMMERMANN HAD PROPOSED A MEETING WITH YAZDI ON THE BASIS OF REFTEL (WE REPORT YAZDI'S REACTION TO REFTEL IN SEPTEL); WHILE ZIMMERMANN WAS DRIVING OUT TO MEETING PLACE, YAZDI WENT TO SEE KHOMEINI; WHEN ZIMMERMANN ARRIVED, YAZDI GAVE HIM THE MESSAGE. YAZDI HAD APPARENTLY TAKEN IT DOWN VERBATIM IN FARSI FROM KHOMEINI; HE TRANSLATED IT WHILE READING IT TO ZIMMERMANN.
KHOMEINI MESSAGE IS QUOTED BELOW; INTERPOLATIONS IN - ARE YAZDI'S RESPONSES TO ZIMMERMANN'S REQUESTS FOR CLARIFICATION.
3. BEGIN TEXT OF KHOMEINI MESSAGE.
THE ACTIVITIES AND WORKS OF BAKHTIAR AND THE PRESENT LEADERS OF THE ARMY ARE NOT ONLY HARMFUL FOR IRANIANS BUT ALSO ARE VERY HARMFUL FOR THE AMERICAN GOVERNMENT, AND ESPECIALLY FOR THE FUTURE OF THE AMERICANS (YAZDI: THAT MEANS THE AMERICANS IN IRAN). THOSE ACTIVITIES MAY FORCE ME TO ISSUE NEW ORDERS IN IRAN. IT IS ADVISABLE THAT YOU RECOMMEND TO THE ARMY (YAZDI: THE ARMY AS A WHOLE, NOT JUST THE LEADERSHIP; WE DRAW A DISTINCTION BETWEEN THE TWO) NOT TO FOLLOW BAKHTIAR AND TO CEASE THESE ACTIVITIES. THE CONTINUATION OF THESE ACTIVITIES BY BAKHTIAR AND THE ARMY LEADERSHIP MAY BRING A GREAT DISASTER. IF BAKHTIAR AND THE PRESENT ARMY LEADERSHIP STOP INTERVENING IN THE AFFAIRS (YAZDI: OF IRANIANS), WE WILL QUIET DOWN THE PEOPLE, AND THIS WILL NOT CREATE ANY HARM FOR THE AMERICANS. THESE KINDS OF ACTIVITIES AND BEHAVIOR (YAZDI: BY BAKHTIAR AND THE ARMY LEADERSHIP) WILL NOT BRING CALM OR STABILITY TO THE REGION. THE NATION WILL LISTEN TO ME AND, THROUGH MY COMMAND AND IMPLEMENTATION OF MY PLAN, STABILITY WILL COME. WHEN I ANNOUNCE THE PROVISIONAL GOVERNMENT, YOU WILL SEE THAT MANY OF THE POINTS WHICH ARE VAGUE WILL DISAPPEAR (YAZDI: KHOMEINI MEANS AREAS WHICH ARE FUZZY TO THE USG) AND YOU WILL SEE THAT WE ARE NOT REPEAT NOT IN ANY PARTICULAR ANIMOSITY WITH THE AMERICANS, AND YOU WILL SEE THAT THE ISLAMIC REPUBLIC, WHICH IS BASED ON ISLAMIC PHILOSOPHY AND LAWS, IS NOTHING BUT A HUMANITARIAN ONE WHICH WILL BENEFIT THE CAUSE OF PEACE AND TRANQUILITY FOR ALL MANKIND. CLOSING DOWN THE AIRPORTS AND PREVENTING ME FROM GOING BACK TO IRAN WILL DISTURB FURTHER THE STABILITY, NOT ONLY FAILING TO STABLIZE THE SITUATION BUT EVEN DESTABILIZING IT FURTHER. I HAVE BEEN ASKED BY FORCES FOLLOWING ME TO GIVE THEM PERMISSION TO GO AND OPEN THE AIRPORTS FOR MY RETURN (YAZDI: BY FORCE). HOWEVER, I HAVE NOT GIVEN SUCH PERMISSION. ALSO, ARMED FORCES FROM WITHIN THE MILITARY, AS WELL AS NON-MILITARY ARMED FORCES (YAZDI: FOR EXAMPLE, MILITIAS AND UNDERGROUND ARMED FORCES, ALL OF THEM WITHIN THE ISLAMIC MOVEMENT), INCLUDING THE TRIBES, HAVE REQUESTED PERMISSION TO ACT AND END THE PRESENT SITUATION (YAZDI: THAT IS, TO FORCE BAKHTIAR AND THE MILITARY LEADERS OUT OF POWER). HOWEVER, I HAVE NOT GIVEN THEM THE PERMISSION YET.
I PREFER THAT THE PROBLEM BE SOLVED IN PEACE AND WITHOUT VIOLENCE OR BLOODSHED AND THAT THE DESTINY OF THE COUNTRY BE GIVEN TO THE NATION TO DECIDE. END TEXT OF KHOMEINI MESSAGE.
4. ZIMMERMANN REQUESTED FURTHER CLARIFICATIONS. WHAT DID KHOMEINI MEAN BY THE "ACTIVITIES AND WORKS" OF BAKHTIAR AND THE ARMY LEADERSHIP?
YAZDI SAID THAT THEY HAD CLOSED DOWN THE AIRPORTS FOR THREE DAYS AND NIGHTS. YESTERDAY THEY OPENED FIRE ON THE PEOPLE; AT LEAST 16 WERE KILLED IN TEHRAN, AND IN SANANDASH IN KURDISTAN, POLICE FORCES AND TROOPS HAVE ATTACKED CIVILIANS AND BURNED DOWN MANY HOUSES AND SHOPS. ALSO YESTERDAY AT LEAST A DOZEN JOURNALISTS WERE ARRESTED. THESE, SAID YAZDI, ARE EXAMPLES OF THE "ACTIVITIES AND WORKS" REFERRED TO.
5. ZIMMERMANN ASKED ABOUT THE DISTINCTION BETWEEN THE ARMY LEADERSHIP AND THE ARMY AS A WHOLE.
YAZDI SAID THAT THE PRESENT ARMY LEADERSHIP IS ASSOCIATED WITH THE SHAH AND RESPONSIBLE FOR MANY OF THE MASSACRES, WHILE THE REST OF THE ARMY IS DIFFERENT AND IS EVEN SYMPATHETIC TO THE ISLAMIC MOVEMENT.
6. ZIMMERMANN ASKED ABOUT THE REFERENCE TO THE APPOINTMENT OF THE "PROVISIONAL GOVERNMENT"; WHAT "VAGUE" POINTS WOULD BE CLEARED UP?
YAZDI SAID THAT, WHEN KHOMEINI ANNOUNCES THE MEMBERS OF THE PROVISIONAL GOVERNMENT, "YOU WILL KNOW WHAT KIND OF PEOPLE YOU ARE DEALING WITH AND CAN TALK TO THEM IN AN OFFICIAL CAPACITY." YAZDI WENT ON: "IF KHOMEINI ANNOUNCES THAT ENGINEER BAZARGAN IS HEAD OF THE GOVERNMENT, YOU CAN TALK TO HIM OFFICIALLY AND BAZARGAN WOULD MAKE CLEAR WHAT IS VAGUE TO YOU. YOU HAVE IN MIND THAT COMMUNISTS OR SOME OTHERS WILL TAKE OVER THE COUNTRY. WHEN THE GOVERNMENT IS ANNOUNCED, YOU WILL SEE THAT NONE OF THIS IS CORRECT. YOU WILL SEE THAT THE PROVISIONAL GOVERNMENT IS CAPABLE OF BRINGING STABILITY. "
7. YAZDI THEN SAID THAT THE CLOSING DOWN OF THE AIRPORTS REPRESENTED A VERY SENSITIVE SITUATION. MILLIONS OF PEOPLE HAVE COME TO TEHRAN TO WELCOME THE AYATOLLAH. SINCE BAKHTIAR HAS SAID IN THE PAST THAT THE AYATOLLAH CAN COME TO IRAN ANYTIME HE WISHES AND SINCE THERE ARE PROBLEMS INSIDE WHICH COULD BE SOLVED ONLY IF HE GOES BACK, PREVENTING HIS RETURN TO IRAN HAS CREATED A "VERY EXPLOSIVE SITUATION; WE MAY HAVE A PROBLEM IN CONTROLLING THE TEMPER OF THE MILLIONS WHO HAVE POURED INTO TEHRAN."
8. ZIMMERMANN WKED YAZDI ABOUT KHOMEINI'S TRAVEL PLANS.
YAZDI SAID THAT THE THREE-DAY AIRPORT CLOSURE ENDS SATURDAY AT MIDNIGHT, AND KHOMEINI HAD PLANNED TO DEPART PARIS AT 11:00 PM PARIS TIME SATURDAY NIGHT. HOWEVER, THE IRANIAN AUTHORITIES HAVE REFUSED LANDING PERMISSION SUNDAY MORNINGFOR THE AIR FRANCE CHARTER FLIGHT; APPARENTLY THEY WANT TO EXTEND THE CLOSING DOWN OF THE AIRPORTS. "WE WILL THEREFORE SUSPEND OUR PLAN. I DON'T KNOW YET WHAT THE AYATOLLAH WILL DECIDE. IF THE GOVERNMENT SAYS THAT THE AIRPORTS ARE CLOSED FOR ANOTHER THREE DAYS WE WILL WAIT FOR ANOTHER THREE DAYS." (COMMENT: ZIMMERMANN WAS STRUCK BY THE CONTRAST BETWEEN YAZDI'S RELATIVELY RELAXED TONE HERE AND THE MORE OMINOUS TONE OF THE KHOMEINI MESSAGE.)
9. YAZDI THEN VOLUNTEERED THAT KHOMEINI'S PEOPLE ARE IN CONTACT WITH BAKHTIAR AND THE ARMY LEADERSHIP. BAKHTIAR SENT A LETTER WITH HIS ENVOY TO PARIS; THE AYATOLLAH DID NOT ACCEPT THE ENVOY BUT DID RECEIVE THE LETTER. IT DOES NOT CONTAIN ANYTHING NEW, ASKING ONLY THAT THE AYATOLLAH DELAY HIS RETURN TO IRAN. ZIMMERMAN ASKED: HOW LONG A DELAY? YAZDI SAID THE DELAY WAS UNSPECIFIED.
10. YAZDI THEN WENT ON THAT "OUR PEOPLE" HAVE TO SOLVE THE PROBLEM IN THE PRESENT CRISIS AND HAVE SUGGESTED A FORMULA TO BAKHTIAR. THIS FORMULA IS THAT BAKHTIAR EITHER COME TO PARIS OR BE PRESENT AT AIRPORT WHEN KOHEMEINI RETURNS AND SUBMIT HIS RESIGNATION TO KOHMEINI. KOMEINI WILL THEN AGREE TO RE-APPOINT HIM AS A MEMBER OF THE PROVISIONAL GOVERNMENT IMMEDIATELY. "THIS, WE BELIEVE, WILL BE OF BENEFIT TO ALL PARTIES INVOLVED AND WILL ALSO GIVE A CHANCE TO BAKHTIAR TO GAIN BACK HIS POPULARITY AND POLITICAL DIGNITY AND BRING ALSO THE UNITY NECESSARY FOR THE FUTURE STABILITY OF IRAN. WE THINK THAT THIS IS A TREMENDOUS CONCESSION THAT OUR PEOPLE IN IRAN HAVE MADE." YAZDI ADDED THAT BAZARGAN AND BEHESHTI HAVE BEEN INVOLVED IN THE NEGOTIATIONS AND ARE KHOMEINI'S AUTHORIZED REPRESENTATIVES TO CONDUCT THE NEGOTIATIONS.
11. BEFORE YAZDI GAVE THE KHOMEINI MESSAGE TO ZIMMERMANN, ZIMMERMANN GAVE YAZDI A TEXT OF PRESIDENT CARTER'S PRESS CONFERENCE STATEMENT JANUARY 26 THAT POLITICAL CHANGE SHOULD BE CONDUCTED IN AN ORDERLY FASHION AND IN ACCORDANCE WITH THE IRANIAN CONSTITUTION. YAZDI ASKED IF WE COULD CONFIRM THAT 200,000 BARRELS OF OIL WERE BEING SHIPPED TO IRAN. ZIMMERMANN CONFIRMED IT, THEN NOTED THAT PRESIDENT CARTER HAD MADE CLEAR THAT THE SHIPMENT WAS INTENDED TO ENSURE ENERGY SUPPLIES FOR THE IRANIAN PEOPLE.
منبع:
https://wikileaks.org/plusd/cables/1979STATE022879_e.html
در سال ۱۸۴۰، زمانی که هنوز نه خبری از جنگ سرد بود و نه ایالات متحده و روسیه ابرقدرتهای جهان به شمار میرفتند، الکسی دو توکویل، اندیشمند فرانسوی، پیشبینی شگفتانگیزی کرد. او نوشت که در آینده، دو ملت بیش از همه بر سرنوشت جهان تأثیر خواهند گذاشت: آمریکا و روسیه.
به باور توکویل، هر دو کشور به سوی قدرتی عظیم حرکت میکنند، اما از دو مسیر کاملاً متفاوت. آمریکا با تکیه بر آزادیهای فردی، مشارکت شهروندان، مهاجرت، فعالیت اقتصادی و نهادهای مدنی رشد خواهد کرد؛ در حالی که روسیه با اتکا به تمرکز قدرت، اقتدار حکومت و گسترش نفوذ خود به یک قدرت بزرگ تبدیل خواهد شد. توکویل جملهای نوشت که بعدها بسیار مشهور شد: روزی خواهد رسید که آمریکایی و روس هر یک سرنوشت نیمی از جهان را در دست خواهند گرفت
حدود یک قرن بعد، پس از پایان جنگ جهانی دوم، جهان عملاً به دو بلوک تقسیم شد: بلوک ایالات متحده و بلوک اتحاد جماهیر شوروی. از همین رو، بسیاری از پژوهشگران این پیشبینی را یکی از دقیقترین پیشبینیهای ژئوپلیتیکی قرن نوزدهم میدانند.
یک پایان وحشتناک بهتر است یک وحشت بی پایان
سرگرد فردیناند فون شیل (افسر پروسی که پس از اشغال پروس توسط ناپلئون تسلیم نشد)

مایک هیوز، بدلکار و ماجراجوی آمریکایی، یکی از عجیبترین چهرههای سالهای اخیر بود. او معتقد بود که نمیتوان به گفتههای دانشمندان اعتماد کرد و تصمیم گرفت شخصاً با یک راکت دستساز به آسمان برود تا حقیقت را با چشم خود ببیند: اینکه زمین مثل توپ کروی است یا مثل سکه تخت؟
هیوز برای این کار راکتهایی ساخت که با بخار آب تحت فشار کار میکردند. در سال ۲۰۱۸ توانست با یکی از این راکتها به ارتفاع چند صد متری برسد و زنده فرود بیاید. او امیدوار بود در پروازهای بعدی به ارتفاعی برسد که بتواند شکل واقعی زمین را مشاهده کند.
اما رؤیای او هرگز به سرانجام نرسید. در ۲۲ فوریه ۲۰۲۰، هنگام آزمایش یک راکت جدید در صحرای کالیفرنیا، چتر نجات او دچار مشکل شد و راکت با سرعت زیاد سقوط کرد. مایک هیوز در همان سانحه جان باخت.
نکته جالب اینجاست که برخی نزدیکان او پس از مرگش گفتند مشخص نیست تا چه اندازه واقعاً به نظریه زمین تخت باور داشته و شاید بخشی از این ماجرا برای جلب توجه رسانهها و تأمین هزینه پروژههایش بوده باشد.
با این حال، نام مایک هیوز به عنوان مردی ثبت شد که برای اثبات باور خود، حاضر شد سوار یک راکت دستساز شود؛ اقدامی که سرانجام به قیمت جانش تمام شد.

فیلسوف نامدار، آیزایا برلین، در مقاله مشهور روباه و جوجهتیغی ایدهای مطرح کرد که با وجود سادگی، هنوز هم یکی از جذابترین روشها برای شناخت شیوه اندیشیدن انسانها به شمار میرود. او بحث خود را با جملهای از شاعر یونانی باستان، آرخیلوخوس، آغاز میکند:
روباه چیزهای زیادی میداند، اما جوجهتیغی فقط یک چیز بزرگ را میداند.
برلین معتقد بود که بسیاری از متفکران را میتوان در یکی از این دو گروه قرار داد:
جوجهتیغیها کسانی هستند که میخواهند همه پدیدههای جهان را با یک اصل یا یک نظریه واحد توضیح دهند. آنان به دنبال نظم، انسجام و یک پاسخ بزرگ برای همه پرسشها هستند. برای چنین افرادی، همه مسائل سیاسی، اقتصادی، تاریخی یا اجتماعی در نهایت به یک ایده مرکزی بازمیگردد.
در مقابل، روباهها جهان را بسیار پیچیدهتر از آن میبینند که بتوان آن را با یک نظریه توضیح داد. آنان از زوایای مختلف به مسائل نگاه میکنند، تناقضها را میپذیرند و باور دارند که زندگی واقعی بسیار آشفتهتر و چندوجهیتر از آن است که در قالب یک فرمول خلاصه شود.
اما نکته جالب اینجاست که هدف اصلی برلین اصلاً طبقهبندی متفکران نبود. او میخواست شخصیت فکری نویسنده بزرگ روس، لئو تولستوی، را توضیح دهد.
برلین به نتیجهای مشهور رسید: تولستوی یک روباه بود که آرزو داشت جوجهتیغی باشد
به این معنا که تولستوی در مقام رماننویس، زندگی را با تمام پیچیدگیها، تضادها و غیرقابلپیشبینی بودنش میدید؛ اما در مقام فیلسوف تاریخ، همواره در جستوجوی قانونی کلی بود که بتواند همه رویدادهای تاریخی را توضیح دهد. از نگاه برلین، کشمکش میان این دو گرایش، بخش مهمی از شخصیت فکری تولستوی را شکل داده بود.
برلین همچنین نشان میدهد که تولستوی در کتاب جنگ و صلح با این تصور رایج مخالفت میکند که افراد بزرگی مانند پادشاهان و فرماندهان، تاریخ را میسازند. از دیدگاه او، تاریخ حاصل میلیونها تصمیم کوچک، شرایط اجتماعی و رویدادهای پیشبینیناپذیر است و حتی شخصیتهایی مانند ناپلئون بناپارت نیز بیش از آنکه سازنده تاریخ باشند، خود در جریان نیروهای بزرگتر تاریخی قرار دارند.
هرچند خود برلین بعدها گفت که این تقسیمبندی تا حدی یک بازی فکری بوده است، اما همین استعاره به یکی از ماندگارترین ایدههای قرن بیستم تبدیل شد. امروزه از مفهوم روباه و جوجهتیغی در فلسفه، سیاست، مدیریت، اقتصاد، روانشناسی و حتی مطالعات راهبردی استفاده میشود.
شاید بد نباشد هر یک از ما نیز از خود بپرسیم: هنگام تحلیل مسائل، بیشتر شبیه جوجهتیغی هستیم که همه چیز را با یک اصل توضیح میدهد، یا شبیه روباهی که جهان را پیچیده، متنوع و پر از استثنا میبیند؟
فهرست روباه ها: ارسطو، شکسپیر، گوته، جیمز جویس، وران بافت، فروید، بنجامین فرانکلین،
فهرست جوجه تیغی ها: افلاطون، دانته، داستایوفسکی، نیچه، مارکس، لینکلن، ناپلئون، چرچیل، واشنگتن، ادیسون.
در روز ۵ سپتامبر ۱۹۰۵ و پس از یک ماه مذاکره بین ژاپن و روسیه پیمان پورتسموث امضا شد و رسماً جنگ روسیه و ژاپن با پیروزی ژاپن پایان یافت. دقیقا در همان روز عده زیادی از مردم توکیو در اعتراض به این پیمان به پارک هیبیا رفته و با پلیس درگیر شدند. نتیجه این شورش 3 روزه ده ها کشته و صدها زخمی و آتش زدن بسیاری از ساختمانهای دولتی از جمله ایستگاه های پلیس بود.
اما هدف از شورش چه بود؟ مردم ژاپن میگفتند که ارتش و نیروی دریایی ما در جنگ با روسیه بارها و بارها روسیه را در زمین و دریا شکست داد، اما حال که نوبت بهره برداری دستگاه دیپلماسی ما از پیروزیهای میدان شد؛ دولت به صورت منفعلانه ای با روسها مذاکره کرد. دولت ژاپن باید از روسیه میلیونها میلیون غرامت می گرفت اما در عوض قسمتهای عمده ای از ساخالین که فتح شده بود به روسیه بازگردانده شد و تنها دست آورد ملموس دولت ژاپن تثبیت حضور ژاپن در کره و به رسمیت شناختن علائق این کشور در منچوری بود.
نکته ای که مردم عادی از آن آگاهی نداشتند، این بود که جنگ با روسیه اقتصاد ژاپن را تا آستانه ورشکستگی کشانده بود. خزانه دولت عملا خالی بود و ژاپن به ناچار برای تأمین مالی جنگ از بریتانیا و آمریکا وام گرفته بود. بدتر این که در طول یک ماه مذاکره، ارتش روسیه در حال تقویت خود در سیبری بود و قوای تازه نفسی را با راه آهن به منطقه می فرستاد. دست آخر زمانی که دیپلماتهای روسی ، که از وضعیت وخیم اقتصاد ژاپن آگاه بودند، تهدید به ترک میز مذاکره کردند چرا که می دانستند ژاپن دیگر قادر به ادامه یک جنگ گسترده در آینده نزدیک نخواهد بود. در برابر تهدید روسها، هئیت ژاپنی ناچار شد تا دست از ادعاهای خود بکشد و پیمانی را بپذیرد که از دید مردم ژاپن دست کمی از تسلیم در برابر دشمن شکست خورده نداشت.
مردم ژاپن به این دلیل به خیابانها ریختند که تنها با اخبار پیروزیهای ارتش ژاپن بمباران خبری شده بودند و نسبت به دیگر ابعاد جنگ با روسیه به صورت عمدی در بی خبری مطلق به سرمی بردند. 120 سال بعد اتفاق مشابهی در یک گوشۀ دیگر از دنیا روی داد و مردم یک کشور به ظاهر پیروز در جنگ را رودروی مقامات سیاسی آن کشور قرار داد. سؤالاتی که مردم کشور مزبور از خودشان نپرسیدند این بود:
اگر ما واقعا پیروز درگیریهای نظامی بودیم چرا اصلا تن به پذیرش آتش بس دادیم؟ اگر واقعا ما شرایط خود را به دشمن شکست خورده تحمیل کردیم این همه پیغام و پسغام برای چه بود؟ و اگر ما وقاعا پیروز میدان بودیم چرا هنوز غرامتی نگرفته ایم؟ چرا پولهایمان آزاد نشده؟ چرا از کشتی ها عوارض نمی گیریم؟ چرا برای تدفین پیکر رهبرمان باید 5 ماه صبر کنیم؟ و البته صدها سؤال دیگر.
همان طور که گفته اند وقایع تاریخی تکرار می شوند با این تفاوت که بار اول به صورت تراژدی و بار دوم به صورت کمدی