جنگها و تاریخ

ورود ساندیس خورها و عرزشی ها به این مکان مقدس اکیداً ممنوعه.

جنگها و تاریخ

ورود ساندیس خورها و عرزشی ها به این مکان مقدس اکیداً ممنوعه.

بومی بازی لوس و خنک ج.ا. و بازی همیشگی کی بود کی بود من نبودم


 

ساعت 03:17 بامداد است. برق در چند نقطه شهر قطع شده، شبکه‌های بانکی از کار افتاده‌اند، تابلوهای ترافیک خاموش شده‌اند و سیستم‌های ارتباطی با اختلال شدید روبه‌رو هستند. خبرها به‌سرعت اما نامنظم منتشر می‌شوند: یک حمله سایبری گسترده به زیرساخت‌های کشور. در چنین سناریویی اولین چیزی که فرو می‌ریزد، نه ساختمان‌ها، بلکه هماهنگی سیستم‌ها است. وقتی برق، شبکه و داده هم‌زمان دچار اختلال شوند، شهرها به‌جای توقف عادی، وارد وضعیت گسست عملکردی می‌شوند: چراغ‌های راهنمایی خاموش میشوند، فرودگاه‌ها با اختلال در سیستم کنترل تعطیل می شوند، و بانک‌ها از دسترس خارج می شوند.

این تصویر اصلاً فرضی نیست. در سال 2010، حمله با ویروس استاکس‌نت به تأسیسات غنی سازی ج.ا. در نطنز نشان داد که چگونه یک بدافزار می‌تواند یک صنعت را زمین گیر کند. برای اولین بار، جهان شاهد بود که کد می‌تواند مستقیماً روی ماشین اثر بگذارد. در سال‌های بعد، این نوع تهدیدها شکل گسترده‌تری به خود گرفتند. در موارد مختلف، از جمله حملات و اختلالات سایبری علیه زیرساخت‌های مالی و بانکی، نشان داده شد که حتی شبکه‌های روزمره پرداخت و خدمات مالی هم می‌توانند هدف قرار بگیرند. در چنین فضایی، بحث فقط هک شدن  مطرح نیست؛ مسئله این است که در یک جامعه شدیداً وابسته به شبکه های دیجیتالی، اختلال هم‌زمان چند زیرساخت می‌تواند اثر آبشاری ایجاد کند: از پرداخت‌های مالی تا حمل‌ونقل و خدمات عمومی قفل میشوند و قفل شدن هر یک زنجیره ای بلند از فعالیتهای وابسته دیگر را هم قفل می کند.

در این نقطه، موضوع وابستگی زیرساختی اهمیت راهبردی پیدا می‌کند. وقتی بخش مهمی از سیستم‌های حیاتی بر پایه نرم‌افزارها و سیستم‌های عامل خارجی بنا شده باشد، سطح تاب‌آوری در شرایط بحران کاهش می‌یابد.

درحالیکه از روز 22 بهمن 57 مرغ ج.ا. اسلامی همچنان یک پا دارد و قصد دارد تا همه چیز را بومی کند تا به اصطلاح دست بیگانگان را کوتاه بکند و سراغ بومی کردن چیزهایی مانند خودرو و واکسن و رادار و ماهواره رفته اند، عزیزان حتی یک بار هم به صورت جدی فکر ایجاد یک سیستم عامل بومی، دست کم برای سازمانهای دولتی نیافتاده اند. البته چندین و چند بار شارلاتنهایی که علاقمند هستند تا گنجشک را رنگ بکنند با فارسی کردن لینوکس آن را به مسئولان عزیز چپانده اند، اما الی ایامنا هذا هیچ سیستم‌عامل ایرانی شناخته‌شده‌ای وجود ندارد که:

اولاً هسته مستقل داشته باشد؛

ثانیاً از صفر تا صد داخل کشور طراحی شده باشد؛

ثالثاً بتواند جایگزین واقعی ویندوز، macOS  یا اندروید باشد.

نباید از خاطر دور داشت که ایدۀ سیستم عامل بومی در این چارچوب مطرح می‌شود: لایه‌ای از زیرساختهای حیاتی کشور که بتواند در بخش‌های حساس، امکان کنترل، ایزوله‌سازی و مدیریت امنیت را در داخل کشور افزایش دهد. هدف چنین رویکردی جایگزینی یک سیستم بومی با یک سیستم تجاری نیست، بلکه کاهش نقاط شکست هم‌زمان در زیرساخت‌هایی است که زندگی روزمره میلیون‌ها نفر به آن وابسته است.

در نهایت، مسئله اصلی این است: در جهانی که حملات مرگبار دیگر فقط به صورت فیزیکی نیست و می‌تواند هم‌زمان برق، بانک، حمل‌ونقل و ارتباطات را هدف بگیرد، استقلال دیجیتال بخشی از امنیت عمومی است، نه ساخت مستعان 110.

 

پی نوشت:  خدمت دوستانی که نمیدانند لینوکس چیست؛ عرض می کنم که لینوکس یک سیستم عامل اوپن سورس است که هر علاقمند به برنامه نویسی می تواند یک نسخه آن را رایگان تهیه کرده و بنا بر سلیقه خود آن را شخصی سازی کند. تا کنون رندان و پاچه ورمالیده ها چند نسخه مختلف از لینوکس را به جای سیستم عامل بومی به عزیزان مسئول چپانده اند. از حجم پولهایی که در این چپاندن ها جابجا شده است فقط خداوند متعال خبر دارد.


 

جنگ کوکا کولا و پپسی؛ رقابتی که بازار نوشابه را دگرگون کرد


 

«جنگ کوکا کولا و پپسی» به رقابت شدید میان دو شرکت بزرگ نوشابه‌سازی آمریکا، یعنی کوکا کولا و پپسی گفته می‌شود؛ رقابتی که از دهه ۱۹۷۰ میلادی وارد مرحله‌ای تهاجمی و رسانه‌ای شد و به یکی از مشهورترین نبردهای بازاریابی در تاریخ کسب‌وکار تبدیل شد.

 

نقطه عطف این رقابت، کمپین «چالش پپسی» بود. در این آزمایش‌های چشایی کور، بسیاری از شرکت‌کنندگان طعم پپسی را ترجیح می‌دادند. این کمپین ضربه‌ای جدی به برند کوکا کولا وارد کرد و باعث شد این شرکت در دهه ۱۹۸۰ فرمول نوشابه خود را تغییر دهد و محصولی با عنوان نیو کوک عرضه کند. واکنش منفی مصرف‌کنندگان آن‌قدر شدید بود که شرکت ناچار شد نسخه کلاسیک را دوباره به بازار برگرداند.

 

ابعاد این «جنگ» فقط به طعم محدود نبود؛ تبلیغات تلویزیونی، جذب چهره‌های مشهور، قراردادهای انحصاری با رستوران‌ها و حضور در رویدادهای ورزشی و فرهنگی همگی میدان‌های نبرد این دو غول تجاری بودند.

 

در دهه‌های بعد، رقابت به حوزه بسته‌بندی، قیمت‌گذاری، بازارهای جهانی و حتی مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها گسترش یافت. هر دو برند تلاش کردند هویت فرهنگی متفاوتی بسازند: یکی با تأکید بر سنت و نوستالژی، دیگری با تمرکز بر جوانی و تغییر.

 

جنگ کوکا کولا و پپسی نشان داد که در اقتصاد مدرن، برند و تصویر ذهنی می‌تواند به اندازه خود محصول تعیین‌کننده باشد.

 


قتل عام در فرودگاه بن گوریون

۳۰ مه ۱۹۷۲؛ سالن ورودی فرودگاه بن‌گوریون در نزدیکی تل‌آویو.

 

سه مسافر که با پروازی از رم وارد اسرائیل شده بودند، مانند دیگران وارد بخش دریافت بار شدند. ظاهرشان عادی بود و توجهی جلب نمی‌کرد. چمدان‌ها را برداشتند؛ اما داخل آن‌ها سلاح پنهان شده بود.

 

لحظاتی بعد، سالن فرودگاه به صحنه تیراندازی گسترده تبدیل شد.

 

این حمله که در تاریخ با عنوان کشتار فرودگاه بن‌گوریون شناخته می‌شود، توسط سه عضو سازمان ارتش سرخ ژاپن و با هماهنگی جبهه خلق برای آزادی فلسطین اجرا شد. مهاجمان با تفنگ‌های تهاجمی و نارنجک به سوی مسافران آتش گشودند. عملیات تنها چند دقیقه طول کشید، اما پیامد آن سنگین بود: ۲۶ کشته و حدود ۸۰ زخمی.

 

بخش قابل توجهی از قربانیان، زائران مسیحی اهل پورتوریکو بودند که برای زیارت به سرزمین‌های مقدس سفر کرده بودند.

 

دو نفر از مهاجمان در جریان حمله کشته شدند. نفر سوم، کوزو اوکاموتو، زنده دستگیر شد و در اسرائیل به حبس ابد محکوم گردید. او سال‌ها بعد در چارچوب تبادل اسرا آزاد شد.

 

این رویداد چند پیامد مهم داشت:

 

* گسترش همکاری میان گروه‌های مسلح فراملی در دهه ۱۹۷۰

* تشدید عملیات‌های برون‌مرزی اسرائیل علیه رهبران گروه‌های فلسطینی

* افزایش چشمگیر تدابیر امنیتی در فرودگاه‌های بین‌المللی

 

حمله فرودگاه بن‌گوریون یکی از نقاط عطف خشونت سیاسی بین‌المللی در دهه هفتاد بود؛ حادثه‌ای که نشان داد درگیری‌های منطقه‌ای می‌توانند به صحنه‌ای جهانی تبدیل شوند.

 


نمایشنامه‌خوانی (آنلاین): نمایشنامه عکس ۵۱

 

اگر هم به ادبیات نمایشی علاقه دارید و هم به تاریخ علم؛ این دوره نمایشنامه خوانی برای شما مناسب است. نمایشنامه عکس 51 روایتی است از کوششهای یک دانشمند انگلیسی به نام  روزالیند فرانکلین برای کشف ساختار ملکولی دی.ان.ای که در میان های و هوی جامعه علمی مردانه آن زمان دیده نشد. این نمایشنامه توسط شاعر و نمایشنامه نویس آمریکایی آنا زیگلر نوشته شده است.

 

زمان برگزاری: دوشنبه شب‌ها ساعت ۲۰:۳۰

هزینه دوره: 2۰۰٬۰۰۰ تومان

حد نصاب نفرات برای برگزار شدن دوره: حداقل 10 نفر

شماره کارت:     0295-0657-3386-6104

بانک ملت به نام رضا کیانی

(دوره به صورت مجازی و در بستر اسکای روم برگزار می شود)

 

 

دوره آموزش تاریخ علم: از یونان تا روم باستان

 

اگر می‌خواهید بفهمید که چگونه پایه های اولیه علم در یونان باستان گذاشته شد و چگونه این علوم در جهان رواج یافتند، این دوره یک مسیر منسجم و تحلیلی برای شما فراهم می‌کند. در این دوره، روند شکل‌گیری اندیشه علمی از فلسفه طبیعی تا نظام‌های مهندسی، پزشکی، نجومی و دانش عملی یونانیان و ادامه گسترش علوم یونانی در دیگر نقاط جهان باستان، با تمرکز بر متون، شخصیت‌ها و ایده‌های اثرگذار در تاریخ علم ، بررسی می‌شود؛.

 

 مدرس:  رضا کیانی (دانشجوی دکترای تاریخ علم)

 تعداد جلسات:  ۱۲ جلسه آنلاین

 زمان برگزاری:   یک‌شنبه شب‌ها ساعت ۲۰:۳۰

 هزینه دوره:  ۴۰۰٬۰۰۰ تومان

حد نصاب نفرات برای برگزار شدن دوره:  حداقل 10 نفر

شماره کارت:     0295-0657-3386-6104

بانک ملت به نام رضا کیانی

(دوره به صورت مجازی و در بستر اسکای روم برگزار می شود)

 

دوره آنلاین تاریخ جنگ جهانی دوم


 

اگر می‌خواهید تاریخ جنگ جهانی دوم را به شکل روایتی منسجم، تحلیلی و قابل فهم و به صورت ریشه ای بفهمید، این دوره برای شما طراحی شده است. در ۱۲ جلسه فشرده و منظم، روند شکل‌گیری جنگ، تصمیم‌های کلیدی قدرت‌های بزرگ، مسیر نبردها و در نهایت نظم جدید جهانی پس از ۱۹۴۵ بررسی می‌شود.

 

مدرس: رضا کیانی

تعداد جلسات: ۱۲ جلسه آنلاین

زمان برگزاری: سه‌شنبه شب‌ها ساعت ۲۰:۳۰ (جلسه اول شانزدهم تیرماه)

هزینه دوره: ۴۰۰٬۰۰۰ تومان

حد نصاب نفرات برای برگزار شدن دوره: حداقل 10 نفر

شماره کارت:     0295-0657-3386-6104

بانک ملت به نام رضا کیانی

(دوره به صورت مجازی و در بستر اسکای روم برگزار می شود)

 

 

 

محاصره مسادا؛ آخرین مقاومت یهودیان در برابر روم


 

در سال ۷۳ یا ۷۴ میلادی، یکی از مشهورترین و در عین حال تراژیک‌ترین رخدادهای تاریخ یهود در دژ کوهستانی مسادا رخ داد. این دژ بر فراز صخره‌ای بلند در حاشیه دریای مرده  (بحرالمیت) قرار داشت و سال‌ها پیش به دستور هرود بزرگ ساخته شده بود.

 

پس از آنکه رومیان شورش بزرگ یهودیان را سرکوب کردند و محاصره اورشلیم به سقوط شهر و ویرانی معبد دوم انجامید، گروهی از شورشیان موسوم به سیکاری‌ها به رهبری العازار بن یائیر  به مسادا پناه بردند. آنان حدود سه سال در این دژ مقاومت کردند.

 

سرانجام، ارتش روم به فرماندهی  لوکیوس فلاویوس سیلوا  دژ را محاصره کرد. مهندسین رومیان خاکریز و رمپی عظیم در کنار صخره ساختند که از کوه پایه تا پای دیواره های قلعه ادامه داشت که بتوانند برج‌های محاصره و دژکوب‌های خود را به دیوارهای قلعه مسادا برسانند. بقایای این رمپ هنوز هم پابرجاست و از شاهکارهای مهندسی نظامی جهان باستان به شمار می‌رود.

 

طبق روایت مورخ یهودی  یوسف فلاویوس  هنگامی که رومیان سرانجام وارد دژ شدند، با صحنه‌ای غیرمنتظره روبه‌رو شدند. مردان مدافع قلعه زنها و بچه ها و پیرها را و در نهایت دست به خودکشی جمعی زده بودند. فلاویوس تعداد آنان را حدود ۹۶۰ نفر ذکر می‌کند.

 

با این حال، برخی پژوهشگران معاصر درباره جزئیات این روایت تردید دارند. از آنجا که تقریباً تنها منبع ما گزارش یوسف فلاویوس است، هنوز میان تاریخ‌دانان درباره ابعاد واقعی رخداد و تعداد قربانیان بحث وجود دارد.

 


ابرتوپ پروژه بابل

 

در دهه ۱۹۸۰ و در میانه جنگ ایران و عراق لوله های بسیار بزرگی به مقصد عراق در یکی از گمرکات انگلستان یافت شد. دولت عراق اعلام کرد که این لوله ها را برای پالایشگاه هایش خریده اما بعدتر معلوم شد که آنها توسط طراح معروف توپ ، جرالد بول، سفارش داده شده اند. پروژه ساخت ابر توپ جرالد بول برای صدام بعدها با نام «پروژه بابل» شناخته شد. ایده اصلی این پروژه ساخت توپ‌هایی بسیار عظیم بود که بتوانند پرتابه‌هایی با برد بسیار بالا شلیک کنند؛ تا جایی که بسیاری عقیده داشتند صدام می تواند با این توپها حتی ماهواره های کوچک را هم به مدار زمین بفرستد.

جرالد بول بود فردی بود که سال‌ها روی افزایش برد و قدرت توپخانه و پروژه‌های آزمایشی مرتبط با پرتاب‌های بسیار بلندبرد کار کرده بود. او پیش‌تر در پروژه‌های تحقیقاتی مشابهی در آمریکای شمالی نیز فعالیت داشت و به دنبال کشف مرزهای فنی پرتابه‌های سنگین بود. عراق برای سرکوب توپخانه دوربرد ایران در طی جنگ از کشورهای مختلفی توپ خریده بود و عراقی ها متوجه شده بودند که یکی از توپهایی که از آفریقای جنوبی خریده بودند توسط جرالد بول طراحی شده و به همین دلیل سعی کردند تا برای پیش بردن پروژه ابرتوپ خود مستقیما با بول وارد معامله بشوند.

طراحی چند توپ غول‌پیکر در قالب پروژه بابل مطرح شد؛ از جمله نمونه‌هایی با کالیبر بسیار بزرگ که ساخت آن‌ها نیازمند فناوری صنعتی پیچیده و زیرساخت‌های خاص بود. بخشی از قطعات این پروژه در کشورهای مختلف ساخته و به‌صورت جداگانه به عراق منتقل شد  و همان طور که گفته شد تعدادی از قطعات هم به دست بازرسان گمرک افتاد.

با این حال، این پروژه هیچ‌گاه به مرحله عملیاتی کامل نرسید. نگرانی‌های بین‌المللی درباره کاربرد نظامی آن، محدودیت‌های فنی، و در نهایت ترور جرالد بول در سال ۱۹۹۰ باعث توقف کامل طرح شد. پس از آن، بخش‌های باقی‌مانده پروژه نیز متوقف یا جمع‌آوری شد.

از نظر فنی، ایده استفاده از توپ برای رسیدن به فضا در عمل با محدودیت‌های جدی روبه‌رو است، زیرا شتاب و فشار بسیار بالا می‌تواند به محموله آسیب بزند و مسیر دقیق کنترل‌شده‌ای مانند موشک‌های فضایی فراهم نمی‌کند، اما جرالد بول می توانست مشکل هدف قرار دادن تهران به صورت مستقیم را برای صدام حل کند.

در نهایت، پروژه بابل بیشتر به عنوان نمونه‌ای از پیوند میان جاه‌طلبی علمی، فناوری نظامی و رقابت‌های ژئوپلیتیکی دوران جنگ سرد باقی ماند؛ پروژه‌ای که در مرز میان علم و سیاست حرکت می‌کرد اما هرگز به نتیجه عملی نرسید.


 

کافرستان؛ آخرین سرزمین بت‌پرستان در قلب هندوکش


 

تا کمتر از ۱۳۰ سال پیش، در دل کوهستان‌های صعب‌العبور هندوکش، سرزمینی وجود داشت که ساکنانش هنوز آیین‌های چندخدایی باستانی را حفظ کرده بودند. این منطقه که «کافرستان» نام داشت، در شمال‌شرق افغانستان امروزی قرار داشت و به دلیل انزوای جغرافیایی، قرن‌ها از نفوذ حکومت‌های اطراف در امان مانده بود.

 

مردم کافرستان خدایان گوناگون را می‌پرستیدند، برای آنان قربانی می‌کردند، جشن‌های مذهبی همراه با موسیقی و رقص برگزار می‌کردند و مجسمه‌های چوبی نیاکان خود را می‌ساختند. پژوهشگران معتقدند بسیاری از این باورها و آیین‌ها، بازمانده سنت‌های بسیار کهن هندواروپایی بوده است.

 

در سال‌های ۱۸۹۵ و ۱۸۹۶، امیر افغانستان، عبدالرحمن خان، این منطقه را فتح کرد. پس از آن، مردم به اسلام گرویدند و نام «کافرستان» به «نورستان» تغییر یافت؛ یعنی «سرزمین نور». بسیاری از معابد و آثار مذهبی پیشین نیز در این دوران از میان رفت. با این حال، گروهی از ساکنان پیش از فتح به دره‌های چترال در پاکستان امروزی گریختند. نوادگان آنان همان قوم کلاش هستند که هنوز هم بخشی از آیین‌های کهن خود را حفظ کرده‌اند و به همین دلیل، یکی از ارزشمندترین جوامع برای مطالعه ادیان باستانی به شمار می‌روند.

 

کافرستان از نگاه تاریخ ادیان و مردم‌شناسی اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا تا پایان قرن نوزدهم، یکی از آخرین مناطقی در جهان بود که دینی با ریشه‌های کهن هندواروپایی را به صورت زنده حفظ کرده بود.

تحلیل نقش عملیات‌های موشکی محدود در تغییر محاسبه ریسک در منازعات ایران–اسرائیل


  

در نظریه بازدارندگی کلاسیک، کارکرد اصلی تهدید، ایجاد ابهام در ذهن طرف مقابل درباره هزینه‌ها و پیامدهای اقدام نظامی است. با این حال، در منازعات معاصر که در آن بازیگران به فناوری‌های دقیق اطلاعاتی، سامانه‌های رهگیری پیشرفته و تجربه عملی متراکم دسترسی دارند، بخشی از این ابهام به‌تدریج جای خود را به محاسبه‌پذیری تجربی می‌دهد.

 

این مقاله بر مفهوم کالیبراسیون تجربی قدرت تمرکز دارد؛ مفهومی که به فرآیند تبدیل تهدیدهای بالقوه به داده‌های عملی قابل اندازه‌گیری از طریق اجرای محدود قدرت نظامی اشاره دارد. در این چارچوب، عملیات‌های موشکی ایران علیه اسرائیل (از جمله عملیات‌های موسوم به وعده صادق ۱ و ۲) به‌عنوان نقطه‌ای برای گذار از تهدید صرف به تجربه عملی قابل مدل‌سازی تحلیل می‌شوند.

 

کالیبراسیون تجربی قدرت به وضعیتی اطلاق می‌شود که در آن یک بازیگر، با اجرای محدود یک توان نظامی، به طرف مقابل امکان می‌دهد تا ویژگی‌های واقعی آن توان را با دقت بیشتری اندازه‌گیری کند. این ویژگی‌ها شامل برد، حجم، دقت، نرخ نفوذ از سامانه‌های دفاعی، الگوی زمانی حمله و واکنش متقابل می‌شود. در این حالت، تهدید از یک متغیر کیفی (ابهام‌محور) به یک متغیر کمی (محاسبه‌پذیر) تبدیل می‌شود. این تغییر ماهیت، پیامدهای مهمی برای ساختار بازدارندگی دارد.

 

در بازدارندگی سنتی، کارآمدی تهدید مبتنی بر عدم قطعیت است. طرف مقابل نمی‌داند:

 

* شدت واقعی پاسخ چگونه خواهد بود

* دامنه تخریب تا چه حد است

* و آیا سناریوی بدبینانه واقعاً قابل تحقق است یا خیر

 

اما با وقوع حملات محدود و قابل مشاهده، این عدم قطعیت کاهش می‌یابد و جای خود را به مدل‌سازی مبتنی بر داده می‌دهد. در این مرحله، تصمیم‌گیری نظامی از سطح ترس از ناشناخته به سطح محاسبه هزینهفایده منتقل می‌شود. این انتقال، هسته اصلی فرسایش بخشی از ارزش روانی بازدارندگی است، بدون آنکه لزوماً به تضعیف کامل آن منجر شود.

 

مطالعه موردی: عملیات‌های موشکی ایران علیه اسرائیل

 

در چارچوب منازعه ایران و اسرائیل، عملیات‌های موشکی مستقیم ایران را می‌توان به‌عنوان نقطه عطفی در تغییر ماهیت بازدارندگی دوطرفه تحلیل کرد. پیش از این عملیات‌ها، بخش مهمی از بازدارندگی ایران مبتنی بر عدم قطعیت درباره میزان، زمان و شیوه پاسخ مستقیم بود. اما اجرای حملات محدود و قابل مشاهده، چند پیامد کلیدی ایجاد کرد:

 

  • نخست، کاهش ابهام عملیاتی برای اسرائیل. اسرائیل توانست الگوهای واقعی حمله، حجم احتمالی و نرخ رهگیری را از سطح فرضی به سطح تجربی منتقل کند.
  • دوم، افزایش قابلیت مدل‌سازی ریسک. داده‌های واقعی حاصل از این حملات، امکان شبیه‌سازی دقیق‌تر سناریوهای آینده را فراهم کرد.
  • سوم، شکل‌گیری چرخه پاسخ متقابل. بازدارندگی از حالت یک‌طرفه و مبتنی بر تهدید، به یک الگوی رفت و برگشتی مبتنی بر تجربه عملی تبدیل شد.

 

یکی از پیامدهای مهم این تحول، تغییر در ساختار تصمیم‌گیری نظامی اسرائیل است که به اسرائیل این جرأت را داد تا جنگهای 12 روزه و 40 روزه را بر علیه ایران اجرا بکند. برخلاف تصور ساده‌انگارانه‌ای که کاهش ابهام را معادل کاهش بازدارندگی می‌داند، در عمل کاهش ابهام می‌تواند اثر دوگانه داشته باشد:

 

  • از یک سو، سطح تهدید روانی ناشی از ناشناخته بودن کاهش می‌یابد.
  • از سوی دیگر، تصمیم‌گیری برای اقدام نظامی از حالت قمار با عدم قطعیت به حالت مدیریت ریسک تبدیل می‌شود.

 

در این چارچوب، اسرائیل دیگر صرفاً با یک تهدید مبهم مواجه نیست، بلکه با یک مدل قابل محاسبه از پاسخ ایران مواجه است. این امر می‌تواند تصمیم برای اقدام محدود یا کنترل‌شده را تسهیل کند، بدون آنکه لزوماً به معنای تضعیف کامل بازدارندگی باشد.

 

یکی از خطاهای تحلیلی رایج، هم‌ارز دانستن کاهش ابهام با تضعیف بازدارندگی است. در حالی که در واقعیت، بازدارندگی می‌تواند از یک حالت مبتنی بر ابهام به یک حالت مبتنی بر داده منتقل شود. در حالت دوم:

 

* تهدید کمتر ترسناک اما بیشتر قابل سنجش است

* رفتار طرف مقابل کمتر هیجانی و بیشتر محاسباتی می‌شود

* و درگیری‌ها تمایل بیشتری به کنترل‌پذیری پیدا می‌کنند

 

بنابراین، تغییر مشاهده‌شده در منازعه ایران و اسرائیل را باید به‌عنوان «تغییر ساختار بازدارندگی» تحلیل کرد، نه صرفاً کاهش یا افزایش آن.

 

در نتیجه عملیات‌های موشکی محدود توانستند نقش مهمی در فرآیند «کالیبراسیون تجربی قدرت» ایفا کنند. این فرآیند موجب انتقال بازدارندگی از سطح مبتنی بر ابهام به سطح مبتنی بر محاسبه تجربی می‌شود. در نتیجه، در منازعه ایران و اسرائیل:

 

* بازدارندگی موشکی از بین نرفته است

* اما ماهیت آن تغییر کرده است

* و تصمیم‌گیری نظامی طرف مقابل وارد فاز محاسبه‌پذیرتر شده است

 

بر این اساس، اثر اصلی عملیات‌های موشکی نه در ایجاد یا حذف بازدارندگی، بلکه در تغییر کیفیت ادراکی و محاسباتی آن قابل فهم است.