![]()
یه لحظه چشماتو ببند و فرض کن که توی دنیایی هستی کاملا مشابه دنیای ما فقط با یه تفاوت: توی اون دنیا همه چیز دو بعدی باشه نه سه بعدی. چه اتفاقی می افته؟
اولین اتفاقی که می افته اینه که دیگه نمیتونی بری توی خونه ت. چرا؟ به این دلیل ساده که میتونی کلید رو بکنی توی قفل ولی نمی تونی بچرخونی ش. برای اینکه کلید توی قفل بچرخه باید توی فضای سه بعدی باشیم. حالا سوال اینه که میشه قفلی درست کرد که کلیدش دو بعدی باشه؟
البته سوالات دیگری هم میشه مطرح کرد. مثلا موتور ماشین میشه درست کرد؛ یعنی ساختن سیلندر و پیستون امکان پذیره ولی برای انتقال نیرو به خارج از موتور نیاز به میل لنگ هست و میل لنگ هم فقط در فضای سه بعدی میتونه کار بکنه. پس یعنی موتورهای درون سوز پیستونی توی این دنیای فرضی کارآیی ندارن. اما بغیر از موتورهای پیستونی میشه توی دنیای دو بعدی موتورهای درون سوز دیگری هم طراحی کرد؟
یا اینکه توی این دنیا اگر در خونه رو باز کردی پنجره ش رو هم می تونی باز کنی؟توجه کنید که توی این دنیا نمیشه زیر سقفها ستون زد چون اگه ستون بزنی کسی نمیتونه از این طرف ستون بره اون طرفش. حالا یه خونه مثل شکل زیر رو در نظر بگیرید که دریچه ی سمت چپ و دریچه ی سمت راست پنجره باشه. خوب اگه جفتش با هم باز بشه سقف خونه میاد روی سرت پایین.

کشتی ها در این دنیا چگونه حرکت می کنند؟ همانند کلید قفل در حرکت کردن پروانه کشتی هم نیاز به سه بعد دارد پس آیا میشه مثلا کشتی های بادبونی در این جهان داشت.
قانون جاذبه در این دنیا چه صورتی دارد؟ آیا نیروی جاذبه همچنان با دو برابر شدن فاصله یک چهارم میشود؟ آیا رابطه نیرو و عکس مربع فاصله همچنان برقرار است؟ اقمار یه ستاره در چه مسیری دور اون میگردن.
سوالات وقتی جذاب تر میشن که فرض کنیم این جهان دو بعدی در دل یه فضای سه بعدی باشه و بعضی از اشکال سه بعدی امکان این رو داشته باشن که وارد این جهان دوبعدی بشن. مثلا اگر یه دایره بخواد وارد جهان دو بعدی بشه از چشم مردم این جهان چه جوری دیده میشه؟ خوب اگر فقط یه نقطه ش با جهان دو بعدی مماس باشه به شکل نقطه دیده میشه ولی اگر بیشتر وارد بشه به صورت یه دایره دیده میشه. اگر یه کله قند از فضای سه بعدی وارد جهان دو بعدی بشه بسته به اینکه چه زاویه ای داشته باشه به صورت نقطه، دایره، بیضی، هذلولی و یا سهمی ممکنه دیده بشه. حالا اگه این اشکال سه بعدی بخوان درباره ی دنیای خودشون با مردم جهان دو بعدی صحبت کنن اونها چه برداشتی ممکنه داشته باشن؟
یه همچین سوالاتی ذهن یه ریاضی دان قرن نوزدهم به نام ادوین ابوت رو درگیر کرده بود. ابوت یه رمان فانتزی درباره ی جهانی فرضی می نویسه و اسمش رو میذاره : فلت لند رمانی درباره ی جهان های چند بعدی. این کتاب در سال 1884 منتشر شد و خودش منبع الهام برای تعداد دیگه ای از نوشته ها و فیلمهای فانتزی شد که به مسائل مختلف در جهانهای دو بعدی، سه بعدی و چهار بعدی می پرداختند. فلت لند رو میشه زمین مسطح یا دنیای مسطح فرض کرد ولی من ترجیح میدم بجاش بذارم : تخت آباد.
فیلم زیر یکی از انیمیشینهایی هست که با الهام از داستان جذاب فلت لند ساخته شده. تفریح خوبی در ایام کرونایی عید که نمیتونی جایی بری دید و بازدید بشینی و این رو ببینی و یه مقداری درباره ش فکر کنی.
اصل رمان رو هم میتونی از اینجا دانلود ش کنی.
همیشه یادت باشه که دنیا اونی نیست که تو میبینی.... بعضی وقتها بین واقعیت و چیزی که ما درک می کنیم چندین جهان فاصله است:

بسیاری از ایرونی ها رسم شونه که موقع تحویل سال نو به دیوان خواجه ی شیراز تفأل می زنن. منم امسال یه فال حافظ گرفتم و رسیدم به شعر زیر:
این چه شور است که در دور قمر می بینم
همه آفاق پر از فتنه وشر می بینــــــــــــم
هر کسی روز بهی می طلبد از ایــــــــــام
علت آن است که هر روز بتر می بینـــــــم
ابلهان را همه شر بت زگلاب وقند اســــت
قوت دانا همه از خون جگر می بینـــــــــم
اسب تازی شده مجروح به زیر پـــــــــالان
طوق زرین همه در گردن خر می بینــــم
دختران را همه جنگ است وجدل با مادر
پسران را هم بد خواه پدر می بینـــــــــم
هیچ رحمی نه برادر به بــــــــــــــرادر دارد
هیچ شفقت نه پدر را به پسر می بینم
پند حافظ بشنو خواجه برو نیکی کـــــن
که من این پند به از دُرّ وگهُر می بینم
پی نوشت1: متوجه هستید که در بسیاری از نسخه های حافظ که توی کتابفروشی ها میفروشن این غزل حذف شده.
پی نوشت 2: فایل صوتی ش رو می تونید از اینجا گوش کنید.
قبلا درباره ی اهمیت فلسفه ی علم صحبت کردم و یه پادکستی رو هم معرفی کردم. برای اینکه بحث تکمیل تر بشه گفتم دوره ی فلسفه ی علم دکتر شیخ رضایی در سایت مکتب خونه رو هم معرفی کنم. این دوره به صورت رایگان هست و میتونید دانلودش کنید و ببینید. از دستش ندید.
اواخر جنگ جهانی دوم که شد تقلیل رفتن شدید نیروی انسانی رایش سوم سبب شد تا هیتلر برای دفاع از آلمان به بچه-سربازها روی بیاورد. فیلم کوتاه زیر مستندی است که این مسئله را نشان می دهد. بعدها به این موضوع برمیگردیم:
کیمیا چیست؟ کیمیاگر چه می کند؟ آیا احتمال تبدیل فلزات بی ارزش به طلا و نقره وجود دارد؟ آیا کیمیاگران کَهُن توانستند به آرزوهایشان دست پیدا کنند؟ چرا کیمیاگران نوشته های خود را به رمز می نوشتند؟ بنیانهای فکری کیمیاگری از چه چیزهایی نشأت گرفته بودند؟ آیا فعالیتهای کیمیاگری برای جامعه ی بشری مفید بوده اند؟ رابطه ی بین کیمیاگری و شیمی مدرن چیست؟
بحث که درباره ی کیمیاگری باشد همه چیز تیره و تار می شود. انگار که از پشت مه به موضوع می نگریم. سوالات بالا ممکن است هر ذهنی را درگیر کنند. برای روشن شدن بحث پادکست تقریبا 50 دقیقه ای درست کردم که به ریشه های تاریخی و فلسفی کیمیاگری و ورود آن به دنیای اسلام پرداخته ام.
لازم به توضیح نیست که کیمیاگری پس از افول علوم در جهان اسلام به حرکت خود در دنیای غرب ادامه داد. بحث درباره ی انواع روش کیمیاگری و مسیر آن تا رسیدن به شیمی مدرن مجال دیگری را می طلبد.
انحلال (1908–1922)
![]()
نبردرزمناو عثمانی یاووز سلیم.
![]()
نیروی دریایی عثمانی مستقر در شاخ طلایی در روزهای آغازین جنگ جهانی اول.
پس از انقلاب ترکان جوان در سال 1908 ، کمیته اتحاد و پیشرفت که حاکم کشور شده بود، سعی در ایجاد یک نیروی دریایی قوی داشت. وضعیت نامناسب ناوگان در هنگام رژه نیروی دریایی در سال 1910 آشکار شد و بنیاد نیروی دریایی عثمانی تأسیس شد تا از طریق کمک های مردمی کشتی های جدید خریداری کند. کسانی که کمک مالی کردند انواع مختلف مدال را با توجه به میزان کمک خود دریافت کردند.
اولین اقدام نظامی عثمانی در جنگ
جهانی اول حمله ی غافلگیرانه نیروی دریایی در 29 اکتبر 1914 به سواحل
دریای سیاه روسیه بود. این حمله روسیه، انگلیس و فرانسه را
بر آن داشتن تا علیه امپراتوری عثمانی اعلام جنگ کنند. در
طی جنگ جهانی اول ، نیروی دریایی عثمانی با متفقین در مدیترانه و
دریای سیاه درگیرشد.
![]()
معاونت ملی یک قایق اژدرافکن بود که در سالهای 1910 تا 1923 در خدمت عثمانی بود و نبردناو جالوت را در نبرد گالیپولی. معاونت ملی در طی درگیری های دریایی با ایجاد اثر دومینویی باعث شکست استراتژی متفقین شد.
![]()
شمای کشتی های جنگی نیروی دریایی عثمانی ، همانطور که برای سال 1914 پیش بینی شده بود.
در
آخرین سال جنگ جهانی اول رزمناو برسلاو، که نام میدیلی بر آن گذاشته بودند، در حالی که از مأموریت بمباران جزیره ی لمنوس یونان برمی گشت ، در
میدان مین گرفتار شد و پس از برخورد به
پنج مین غرق شد ضربات متوالی مین در حین انجام مأموریت ، میدیلی به همراه
گوبن، که حالا سلیم یاووز نام داشت، موفق شده بودند تا در این مأموریت علاوه بر بمباران مواضع متفقین ناوهای جنگی انگلیس اچ.ام.اس راگلان و اچ.ام.اس ام-28 و یک فروند کشتی باری را نیز غرق کنند. سلیم یاووز به یکی از فعال ترین کشتی های جنگی عثمانی
در طول جنگ جهانی اول تبدیل شد. این کشتی با یکی از نبردناوهای دردناوت روسی
از کلاس امپراتریس ماریا درگیر شد، تعدادی کشتی جنگی و کشتی حمل و نقل
روسیه و انگلیس را غرق کرد و بسیاری از بنادر دریای سیاه و دریای اژه را
بمباران کرد.
پس از پایان جنگ
جهانی اول متفقین نیروی دریایی عثمانی را منحل کردند و کشتی های
بزرگ ناوگان عثمانی تحت کنترل کشتی های جنگی متفقین به جزایر پرنس در دریای
مرمره منتقل شده و یا در شاخ طلایی محبوس شدند. برخی از آنها نیز از خدمت بازنشسته شدند.
پس از استقلال جمهوری
ترکیه در سال 1923 ، بعضی از کشتی های باقی مانده ی ناوگان سابق تعمیر و نوسازی شدند و چند فروند کشتی و زیردریایی
جدید خریداری شد.
ترجمه ی آزاد از اینجا.
افول (1827–1908)
قرن نوزدهم ، علیرغم بهبود گاه به گاه ، شاهد افول بیشتر نیروی دریایی عثمانی بود. پس از شکست در برابر ناوگان مشترک انگلیس-فرانسه-روسیه در جنگ ناوارینو در سال 1827 ، سلطان محمود دوم توسعه ی نیروی دریایی مدرن عثمانی را در اولویت قرار داد. اولین کشتی های بخار نیروی دریایی عثمانی در سال 1828 خریداری شد. در سال 1829 بزرگترین کشتی جنگی جهان برای سالهای طولانی ، کشتی محمودیه با 1،280 ملوان ساخته شد. در دهه ی 1830 ، حدود 2.500 ملوان مسیحی (عمدتا ارمنی و یونانی) در نیروی دریایی عثمانی جذب شدند. این باعث واکنش منفی جوامع مسیحی شد. بسیاری از یونانیان از رودس و خیوس به جزایر کوچکتر همسایه گریختند. در سال 1847 ملوانان مسیحی تقاضای حضور کشیش و نمازخانه در کشتی های جنگی کردند که به دلایل شرعی رد شد. وزیر دریاداری و وزیر اعظم موافق مطالبات مسیحیان بودند ، اما مفتی اعظم آن را مممنوع اعلام کرد.
در سال 1875 ، در زمان سلطان عبدالعزیز ، نیروی دریایی عثمانی 21 نبردناو و 173 نوع کشتی جنگی دیگر داشت و پس از نیروی دریایی انگلیس و فرانسه سومین نیروی دریایی جهان بود. اما گسترش نیروی دریایی برای بودجه ی زیر فشار عثمانی بسیار سنگین بود. عبدالحمید دوم آگاه بود که امپراتوری برای محافظت از تهدیدهای رو به رشد روسیه به نیروی دریایی نیاز دارد. با این وجود، بحران اقتصادی عثمانی در سال 1875 و بار مالی اضافی جنگ فاجعه بار روسیه و ترکیه (1878-1877) امپراتوری عثمانی را از منابع مالی برای نگهداری و نوسازی ناوگان بزرگ محروم کرد. نیمه ی دوم قرن نوزدهم دوره موفقیت در زمینه مهندسی دریایی بود. کشتی های نیروی دریایی عثمانی به سرعت در حال منسوخ شدن بودند و لازم بود تا در هر دهه همه ی کشتی های جنگی را جایگزین کنند تا با سرعت پیشرفت فن آوری پیش بروند؛ گزینه ای که با توجه به وضعیت نابسامان اقتصادی ، به طور واضحی غیرممکن نبود.
![]()
کشتی جنگی محمودیه (1829) ساخته شده توسط نیروی دریایی عثمانی در شاخ طلایی، برای سالها بزرگترین کشتی جنگی در جهان بود. این کشتی 128 قبضه توپ بر روی 3 عرشه داشت. محمودیه در جنگهای مهم دریایی از جمله در محاصره ی سواستوپل (1854–1855) و جنگ کریمه شرکت کرد.
![]()
زیردریایی عبدالحمید (1886) از کلاس Nordenfelt اولین زیردریایی تاریخ بود که از زیر آب اژدر شلیک کرد. دو زیردریایی از این کلاس عبدالحمید( 1886) و عبدالمجید ( 1887) به ناوگان عثمانی پیوستند. قطعات آنها توسط شرکتهای Des Vignes و Vickers در انگلیس ساخته شد و در قسطنطنیه مونتاژ شد.
استخدام زیردریایی تلاشی برای دستیابی به برتری نسبت به نیروی دریایی یونان (که فقط یک زیردریاییکوچکتر و قدیمیتر Nordenfelt داشت) بود. با این حال ، به سرعت معلوم شدم که - مانند دیگر زیردریایی های Nordenfelt که روسیه سفارش داد - آنها از در پایداری مشکل دارند و به راحتی می توان بر روی سطح گیرکنند. ترک ها خدمه ای را پیدا نکردند که حاضر به خدمت در این زیردریایی های ابتدایی باشند. عبدالحمید در پایان در حوضچه خشک پوسید ، در حالی که عبدالمجید هرگز کامل نشد.
ترجمه ی آزاد از اینجا.
در قرنهای 17 و 18ام ، عملیات ناوگان عثمانی عمدتا به دریای مدیترانه ، دریای سیاه ، دریای سرخ ، خلیج فارس و دریای عرب محدود شد. جنگ طولانی مدت عثمانی و ونیز در سالهای 1645–1669 با پیروزی عثمانی و تسخیر کرت به پایان رسید، و این اوج قلمرو امپراتوری عثمانی بود. در سال 1708 آرزوی قدیمی دیگری ، فتح اوران (آخرین سنگر اسپانیا در الجزایر) محقق شد.
قرن هجدهم ، با تعداد زیادی ناکامی و پیروزی، برای ناوگان عثمانی یک بن بست بود. پیروزی های مهم نیروی دریایی عثمانی در این دوره شامل باز پس گیری مولداوی و آزوف از روس ها در سال 1711 بود. جنگ عثمانی و ونیز در سالهای 1714-1718 باعث باز پس گیری موریا از ونیزی ها و از بین رفتن آخرین سنگر آنها در اژه شد.
با این حال ، در طول جنگ روسیه و ترکیه از 1768 تا 1774 ، ناوگان عثمانی در نبرد دریایی چشمه (1770) منهدم شد. در جنگ بعدی روسیه و ترکیه (1792-1787) بازهم عثمانی شاهد شکست های دریایی زیادی از ناوگان دریای سیاه روسیه به فرماندهی دریاسالار فئودور اوشاکوف بود.
در طول جنگ استقلال یونان (1829-1821) ، نیروی دریایی شورشیان یونانی، متشکل از کشتی های بازرگانی تغییر یافته، در ابتدا برتری نیروی دریایی عثمانی را در اژه به چالش کشیدند و قلعه های عثمانی را در موریا مسدود کردند و به تصرف آنها توسط نیروهای زمینی یونان کمک کردند. در پی مداخله مصر در سال 1824 ، ناوگان بسیار برتر عثمانی-مصری تحت فرماندهی ابراهیم پاشا برتری یافت و با موفقیت به کرت و موریا حمله کرد و تا ورود ناوگان مشترک انگلیس-فرانسه-روسیه که بیشتر نیروی دریایی عثمانی-مصر را در جنگ ناوارینو در سال 1827منهدم کرد، دست بالا را داشتند.
ترجمه ی آزاد از اینجا.