جنگها و تاریخ

جنگها و تاریخ، فضایی برای بررسی رویدادهای تاریخی و جنگها است.

جنگها و تاریخ

جنگها و تاریخ، فضایی برای بررسی رویدادهای تاریخی و جنگها است.

شوروی و مسیر پرواز مافوق صوت پس از جنگ جهانی دوم



رضا کیانی


پس از پایان جنگ جهانی دوم، شوروی به‌سرعت تلاش کرد عقب‌ماندگی خود در زمینه هواپیماهای جت و مافوق صوت را جبران کند. یکی از منابع مهم آن‌ها، دانشمندان و طرح‌های آلمانی بود که پس از تسلیم آلمان به شوروی منتقل شدند. این انتقال دانش، پایه‌های پروژه‌های تحقیقاتی و طراحی هواپیماهای مافوق صوت را در دهه ۱۹۵۰ شکل داد.

انتقال دانش و متخصصان آلمانی

از جمله دانشمندانی که به شوروی رفتند:

  • الیاس هولندر (Elias Hollander): طراح اصلی DFS 346، در شوروی پروژه‌های هواپیماهای موشکی و مافوق صوت را هدایت کرد.
  • وورتسلباخ (W. Wenzler): عضو تیم P.1101، در طراحی هواپیماهای جت تحقیقاتی شوروی مشارکت داشت.
  • هلموت شولتز (Helmut Schultz) و تیم DFS، در توسعه سیستم‌های کنترل و آیرودینامیک سرعت بالا به شوروی کمک کردند.

این متخصصان، علاوه بر دانش طراحی، مدل‌های مقیاس کوچک و نتایج تونل باد آلمان را هم همراه خود آوردند که پایه مطالعات شوروی شد.

پروژه‌های آزمایشی شوروی

File:MiG-15 (52544074366).jpg

۱. MiG-9 و MiG-15

  • نخستین جت‌های شوروی که بر اساس موتورهای توربوجت و تجربه آلمان ساخته شدند.
  • بال‌های رو به عقب برای کاهش مقاومت هوا و افزایش پایداری در سرعت‌های بالا.
  • MiG-15  به سرعت‌های نزدیک به 0.92–0.95 ماخ رسید، ولی این سرعت هنوز فراتر از سرعت صوت نبود.
undefined
  1. MiG-19
  • نخستین جت شوروی که در پرواز افقی از سرعت صوت عبور کرد.
  • بال دلتا کوتاه و دماغه نوک تیز برای کاهش اثر موج ضربه‌ای.
  • موتورهای توربوجت قدرتمند Klimov VK-1، توسعه یافته بر اساس موتورهای آلمانی.

نخستین عبور شوروی از دیوار صوتی

در ۱۹۵۵، خلبان آزمایشی شوروی آناستاسی میخایلوویچ گریبوف (Anastasiy Mikhailovich Gribov) با جت جنگندهMiG-19  موفق شد دیوار صوتی را در پرواز افقی بشکند وسرعت  1.05–1.1 ماخ را ثبت کند. این رکورد، نخستین پرواز مافوق صوت عملیاتی با هواپیمای ساخت شوروی بود.

نقش دانشمندان آلمانی

دانشمندان آلمانی در شوروی نه تنها اصول آیرودینامیکی را منتقل کردند، بلکه ایده‌های دم متحرک، بال دلتا و بدنه‌های باریک موشکی را هم به تیم‌های شوروی دادند. بدون این کمک‌ها، رسیدن به MiG-19 در همان بازه زمانی تقریباً غیرممکن بود.

 جمع‌بندی
شوروی پس از جنگ با بهره‌گیری از تجربیات آلمان و دانشمندان منتقل شده، توانست فاصله خود با آمریکا و بریتانیا را در زمینه هواپیماهای مافوق صوت کاهش دهد. نخستین پرواز مافوق صوت عملیاتی شوروی با MiG-19  و خلبان آناستاسی گریبوف نقطه عطفی در مسیر رقابت هواپیمایی دوران جنگ سرد بود.

 

آلمان نازی و جستجوی سرعت‌های مافوق صوت


رضا کیانی

 

در دهه ۱۹۳۰، مهندسان آلمانی در صنایع هوایی «لوفت‌وافه» به دنبال پرواز در سرعت‌هایی بسیار بالاتر از توان هواپیماهای متعارف بودند. ورود به جنگ جهانی دوم این روند را شتاب داد؛ چرا که آلمان برای برتری در نبردهای هوایی به جنگنده‌هایی سریع‌تر از متفقین نیاز داشت.

 

نخستین گام‌ها در تونل باد

پژوهش‌های آلمان در زمینه جریان‌های هوای تراکم‌پذیر در مؤسساتی مانند DFL و مرکز پژوهش‌های هوانوردی گوتینگن به نتایجی مهم رسید. دانشمندانی همچون آدولف بووسمان مفهوم بال دلتا و بالهای متغیر را برای کاهش اثر موج ضربه‌ای پیشنهاد دادند. این ایده‌ها هرچند در زمان جنگ عملیاتی نشدند، اما بعدها اساس طراحی جت‌های مافوق صوت شدند.

 

هواپیمای مسراشمیت 262 و حدودیت‌های سرعت بالا

نخستین جت عملیاتی جهان، مسراشمیت 262، قادر بود تا حدود ۸۷۰ کیلومتر بر ساعت پرواز کند؛ اما با نزدیک‌شدن به سرعت صوت، مشکلات مشابهی که انگلیسی‌ها تجربه کرده بودند، رخ می‌داد: لرزش شدید بالها و بدنه، قفل‌شدن سطوح کنترلی و از دست رفتن پایداری پرواز. در واقع، مسراشمیت 262 نشان داد که رسیدن به سرعت مافوق صوت تنها با نصب موتورهای قوی‌تر امکان‌پذیر نیست، بلکه نیازمند نوآوری در حوزه آیرودینامیک است.

 undefined

پروژه‌های آزمایشی مافوق صوت

آلمان در اواخر جنگ چند طرح بلندپروازانه برای هواپیماهای مافوق صوت داشت:

 undefined

1.    مسراشمیت پی1101

o        شکل بدنه: سکان ‌افقی قابل تنظیم در زاویه های گوناگون، بال‌های کوتاه و مستقیم، بدنه باریک برای کاهش مقاومت.

o        خصوصیات: طراحی برای سرعت‌های نزدیک به صوت، امکان تغییر زاویه بال در حین پرواز برای بهینه‌سازی کنترل.

o        دانشمندان کلیدی: وورتسلباخ و تیم طراحی مسرشمیت.

 undefined

2.    DFS 346

o        شکل بدنه: هواپیما با موتور موشکی و دماغه بسیار نوک‌تیز، بال‌های کوتاه و نازک، سکان افقی کوچک در پشت. طراحی برای پرتاب از بمب‌افکن مادر و شتاب‌گیری موشکی.

o        خصوصیات: پرواز سرنشین‌دار مافوق صوت بالقوه، استفاده از موتور موشکی برای رسیدن به  سرعت صوت.

o        دانشمندان کلیدی: الیاس هولندر و تیم DFS، با نظارت آلبرت بلوم .

 undefined

3.    Lippisch P.13a

o        شکل بدنه: بال دلتا شکل بدون سکان افقی جداگانه، بدنه کوتاه و ضخیم، دماغه تیز و زاویه بال باز برای ثبات در سرعت‌های بالا.

o        خصوصیات: طراحی برای استفاده از موتور رم‌جت، سوخت غیرمعمول (ذغال‌سنگ خردشده)، سرعت پیش‌بینی شده فراتر از  سرعت صوت

o        دانشمندان کلیدی: الکساندر لیپیش، پیشگام در طراحی هواپیماهای بال دلتا و بدون سکان افقی.

 

میراث و نتیجه

هیچ‌یک از این پروژه‌ها قبل از پایان جنگ به پرواز عملیاتی مافوق صوت نرسیدند، اما نظریه‌ها و نوآوری‌های آن‌ها پایه‌های علمی مهمی برای ایالات متحده و شوروی فراهم کرد. پس از تسلیم آلمان، بسیاری از این متخصصان یا به آمریکا رفتند (پروژه گیره کاغذ) و یا در شوروی مشغول شدند، و اطلاعات هواپیماهایی مانند DFS 346  مسیر تلاش‌های مافوق صوت در شوروی و آمریکا را هموار کرد.

 

 جمع‌بندی
آلمان نازی هیچ‌گاه دیوار صوتی را عملاً نشکست، اما با طرح‌هایی که نام بردیم و دانشمندانی چون بووسمان و لیپیش، مبانی طراحی مافوق صوت و بال دلتا را پایه‌گذاری کرد. اگر جنگ چند سال دیگر ادامه می‌یافت، احتمال داشت که این پروژه‌ها اولین پروازهای مافوق صوت اروپا را رقم بزنند.

 

بریتانیا و نخستین تلاش‌ها برای شکستن دیوار صوتی

undefined

رضا کیانی


در میانه‌ی جنگ جهانی دوم، مهندسان بریتانیایی با مسئله‌ای تازه و غیرقابل حل روبه‌رو شدند. خلبانان جنگنده‌های اسپیت فایر و تمپست در شیرجه‌های تند گزارش می‌دادند که هواپیما دچار لرزش شدید می‌شود، سطوح کنترلی قفل می‌کنند و گاه پرنده بدون هیچ واکنشی سقوط می‌کند. این پدیده ناشناخته همان چیزی بود که بعدها «دیوار صوتی» نام گرفت؛ مرز سرعتی که مقاومت هوا به‌طور ناگهانی جهش می‌کرد و پرواز را به خطر می‌انداخت.


آغاز برنامهام.52

در سال ۱۹۴۳ وزارت هوانوردی بریتانیا تصمیم گرفت به‌طور جدی به این چالش بپردازد. شرکت هواپیماسازی کوچک اما خلاق مایلز مأمور شد تا هواپیمایی بسازد که عمداً بتواند از سرعت صوت عبور کندنتیجه این برنامه طرح ام.52 بود؛ هواپیمایی باریک و موشک‌مانند با موتور توربوجت رولزرویس، کابین تحت فشار و بال‌های بسیار نازک. نوآوری بزرگ آن سکان افقی متحرک یکپارچه  بود. این فناوری راه‌حل قفل‌شدن سطوح کنترلی در سرعت‌های بالا محسوب می‌شد و بعدها کلید اصلی شکستن دیوار صوتی شد.


چرا اسرار ام.52 به دست آمریکایی ها رسید؟

در پایان جنگ جهانی دوم، بریتانیا برای بازسازی اقتصادی به‌شدت تحت فشار بود. از سوی دیگر، همکاری علمی و نظامی نزدیکی با ایالات متحده داشت (به‌ویژه در حوزه اتمی و هوانوردی). در سال ۱۹۴۴ توافقی بین وزارت هوانوردی بریتانیا و سازمان NACA آمریکا بسته شد که در آن دو کشور متعهد شدند یافته‌های تحقیقاتی خود را در زمینه مافوق صوت به اشتراک بگذارند. یعنی طبق قرار بریتانیایی ها داده های خودشان و آمریکایی هم داده های خودشان را باید به طرف دیگر رد می کردند. 

به همین دلیل، هرچند پروژه ام.52 در بریتانیا در ۱۹۴۶ لغو شد، اما گزارش‌های طراحی و نتایج تونل باد به دست آمریکایی‌ها رسید. این اطلاعات در پروژه بل اکس-1 نقشی حیاتی داشت، به‌ویژه در استفاده از دم متحرک برای کنترل پایدار در سرعت‌های مافوق صوت. در واقع، می‌توان گفت که موفقیت آمریکایی‌ها در ۱۹۴۷ تا حدی بر شانه‌های پژوهش بریتانیایی‌ها بنا شد.


ثمره نهایی در خاک بریتانیا

گرچه ام.52 هرگز پرواز نکرد، اما تلاش برای دستیابی به سرعت‌های مافوق صوت ادامه یافت. نقطه عطف در ۶ نوامبر ۱۹۵۳ رقم خورد: آزمایشگر بریتانیایی پیتر «تدی» دونالدسون (Peter “Teddy” Donaldson) با هواپیمای آزمایشی فیری دلتا2 موفق شد دیوار صوتی را بشکند و به سرعت1.2 ماخ  دست یابد. قبل از او تنها خلبان انگلیسی که دیوار صوتی را با موفقیت شکست جان دری بود که در یک رکورد گیری ثبت نشده در سال 1948 کنترل هواپیمای دوهاولند خود را از دست داد و توانست از سرعت صوت بگذرد.


undefined

ویژگی‌های فنی  فیری دلتا2

  • طراحی با بال دلتا (زاویه‌دار و بدون دم افقی جداگانه) که پایداری در سرعت‌های بالا را افزایش می‌داد.
  • دماغه‌ی بسیار باریک و کشیده که بعدها الهام‌بخش طراحی کنکورد شد.
  • موتور رولزرویس آون با توان بالا که امکان شتاب‌گیری سریع تا نزدیکی ۲ ماخ را فراهم می‌کرد.
  • کابین تحت فشار و سیستم‌های کنترلی بهینه‌شده برای مقاومت در برابر اثرات موج ضربه‌ای .

در سال ۱۹۵۶، همین هواپیما توانست رکورد جهانی سرعت را هم برای بریتانیا ثبت کند (بیش از 1.7 ماخ)، که نشان‌دهنده جهش واقعی کشور در عرصه پرواز مافوق صوت بود.

 جمع‌بندی
بریتانیا نخستین کشوری بود که با پروژه ام.52 کلید فنی عبور از دیوار صوتی را کشف کرد، اما با لغو آن پروژه و انتقال دانش فنی حاصل شده از آن به آمریکا، افتخار نخستین پرواز مافوق صوت نصیب آمریکایی‌ها شد. با این حال، در ۱۹۵۳، با پرواز پیتر دونالدسون، بریتانیا سرانجام توانست به‌طور رسمی وارد عصر مافوق صوت شود و سهم تاریخی خود را بازیابد.

 

چگونه پهپاد آمریکایی توسط ایرانی ها غنیمت گرفته شد.


دیوید کینوکوتی


مترجم رضا کیانی



حتی اگر داستان مربوط به به‌دام‌افتادن پهپاد پنهان‌کار آمریکایی توسط ایران، که گفته می‌شود با  جعل موقعیت‌یاب ماهواره‌ای انجام شده، بر پایه‌ی واقعیت‌های شناخته‌شده و آسیب‌پذیری‌هایی باشد که در اسناد رسمی نیروی هوایی ایالات متحده به آن‌ها اشاره شده، «کمین» شرح‌داده‌شده توسط یک مهندس جنگ الکترونیک ایرانی در گفت‌وگو با یک نشریه‌ی آمریکایی، دارای نکات بحث‌برانگیزی است.

نخست اینکه، در شرایط قطع ارتباط، پهپاد به‌طور خودکار در پایگاه اصلی خود فرود نمی‌آید (به‌دلیل عوامل متغیری مانند باد و ترافیک هوایی)، بلکه در منطقه‌ای مشخص به پرواز ادامه می‌دهد تا ارتباط دوباره برقرار شود یا سوخت آن تمام شود.

برای نمونه، حتی در عملیات‌های کنترل از راه دور، فرود پهپاد توسط ایستگاه کنترل زمینی محلی و در محدوده‌ی دید مستقیم انجام می‌شود؛ زیرا تأخیر ناشی از ارتباط ماهواره‌ای با مراحل پایانی پرواز سازگار نیست، چرا که در این مرحله واکنش‌های فوری سطوح کنترلی پهپاد به فرمان‌های خلبان برای فرود ایمن ضروری است.

افزون بر این، حتی اگر در شرایط قطع ارتباط از سامانه‌ی فرود خودکار استفاده شود، فرود پهپاد در محلی غیر از پایگاه اصلی آن بدون ایجاد آسیب جدی، کار آسانی نیست.

در نهایت، عجیب به‌نظر می‌رسد که فردی مطلع، که به موفقیت در نفوذ به یکی از محرمانه‌ترین سامانه‌های پهپاد آمریکایی افتخار می‌کند، در عین حال آن‌قدر بی‌احتیاط باشد که جزئیات کامل عملیات را در اختیار عموم قرار دهد؛ که نتیجه‌ی آشکار آن، از بین رفتن امکان تکرار چنین حمله‌ای در آینده خواهد بود. مگر اینکه نوع حمله‌ای که شرح داده‌اند، نه‌تنها غیرمنتظره نبوده بلکه کاملاً شناخته‌شده باشد، چون در همان اسناد رسمی پیش‌تر به آن اشاره شده است.

بنابراین، بار دیگر از یکی از دوستانم خواستم تا بر اساس تمام جزئیاتی که تاکنون جمع‌آوری کرده‌ام، این‌که احتمالاً در تاریخ چهاردهم آذر سال هزار و سیصد و نود، چه اتفاقی افتاده و چگونه پهپاد «سرنگون» شده، را در قالب یک تصویر اطلاعاتی زیبا ارائه دهد.

من فکر می‌کنم ارتباط پهپاد با پایگاه هوایی کریچ با استفاده از پارازیت مختل شد. ایرانی‌ها چگونه فهمیدند «هیولای قندهار» در آن نزدیکی است اگر نمی‌توانستند آن را روی رادار ببینند؟ شاید آن‌ها پارازیت را در اطراف سایت‌های غنی‌سازی اورانیوم تشدید کرده بودند.

صرب‌ها توانستند هواپیمای اف-۱۱۷ را ساقط کنند چون برنامه‌ریزان عملیات نیروهای متحد مسیرهای تکراری برای اف-۱۱۷ها در نظر گرفته بودند. هواپیماهای پنهان‌کار نامرئی نیستند. آن‌ها بسیار سخت دیده می‌شوند، اگر ندانید کجا هستند و به اندازه‌ی کافی نزدیک نباشید تا بتوانید آن‌ها را ردیابی کنید. شاید چیزی مشابه در ایران اتفاق افتاده باشد.

من فکر می‌کنم ایران در فرود اضطراری نقش داشته، فقط به این دلیل که توانست آن را بازیابی کند. اگر نمی‌دانستند پهپاد کجا فرود آمده، نمی‌توانستند آن را به‌دست بیاورند.

وقتی ارتباط قطع شد، طبق رویه، پهپاد شروع به چرخیدن در مسیرهای حلقه‌ای کرد تا ارتباط دوباره برقرار شود. در این مرحله، شاید ایرانی‌ها توانسته باشند موقعیت‌یاب ماهواره‌ای داخل پهپاد را جعل کنند و آن را به سمت اشتباهی هدایت کنند. با این حال، این بدان معناست که مهم‌ترین پهپاد آمریکایی فقط به موقعیت‌یاب ماهواره‌ای برای ناوبری وابسته است و از سامانه‌ی ناوبری داخلی استفاده نمی‌کند. در واقع، حتی برخی بمب‌های هدایت‌شونده با موقعیت‌یاب مانند بمب‌های هدایت‌شونده مشترک از سامانه‌های ضد پارازیت و ضد جعل موقعیت‌یاب استفاده می‌کنند، که برخی از آن‌ها بر پایه‌ی واحدهای اندازه‌گیری اینرسی ساده هستند.

سپس، وقتی سوخت پهپاد تمام شد، سقوط کرد. حتی اگر قبلاً اشاره نشده باشد، این احتمال وجود دارد که پهپاد از برخورد جان سالم به‌در برده باشد چون به چتر ایمنی مجهز بوده است. در واقع، من دریچه‌ای مرموز در بالای پهپاد RQ-170 دیده‌ام که ممکن است محل قرارگیری چتر نجاتی باشد که برای حفظ این پهپاد ارزشمند استفاده شده است.

این البته یک حدس است، چون چنین چتری می‌تواند بدنه‌ی هواپیما را حفظ کند اما همچنین ممکن است آن را برای دشمن حفظ کند، وقتی پهپاد در مأموریتی در پشت خطوط دشمن سوختش تمام شود. همان‌طور که در ایران اتفاق افتاد.


منبع


 

Infographic: how the U.S. top secret stealth drone was captured by Iran - The Aviationist

آیا ناوگانی از بدون سرنشین ها خواهیم داشت؟


نویسنده: جان ای. تیرپک، سردبیر اجرایی

2005

مترجم: رضا کیانی 

مقدمه مترجم:  معما چو حل گشت آسان شود. امروز که جنگ روسیه در اوکراین و جنگ داخلی سوریه جایگاه جدیدی به انواع گوناگون پهپادهای رزمی بخشیده صحبت کردن از اهمیت پهپادها و اهمیت آنها در رزمهای آینده خیلی دور از ذهن نیست. اما گاه بد نیست نگاهی به گذشته بیندازیم و ببینیم گذشتگان درباره تحولات فنی و تکنولوژیکی که امروزه زندگی ما را تحت تأثیر قرار داده اند چه داوری ها و پیش داوری هایی داشته اند. ترجمه مقاله زیر به این هدف انجام گرفته است تا ببینیم 20 سال پیش درباره امروز چه پیش بینی هایی می کردند و تا کجا را می دیدند؟ چیزی که شاید به ذهن نویسنده این مقاله، و البته هیچ کس دیگری در آن زمان، نمی رسید این بود که روزی برسد که هم روسیه و هم آمریکا ناچار به کپی کردن پهپادهای انتحاری ساخت ایران بشوند.

هواگردهای بدون سرنشین در دو دهه آینده مجموعه‌ای شگفت‌انگیز از مأموریت‌ها را انجام خواهند داد. این سامانه‌ها دیگر صرفاً پلتفرم‌های شناسایی نیستند، بلکه در برخی موارد به ربات‌هایی شبه‌هوشمند تبدیل خواهند شد که قادرند مأموریت‌های حمل‌ونقل هوایی، حملات دوربرد و حتی نبردهای هوایی را انجام دهند.

حداقل این پیش‌بینی و برنامه‌ای است که در سند جدید پنتاگون با عنوان «نقشه راه سامانه‌های هواگرد بدون سرنشین: ۲۰۰۵ تا ۲۰۳۰» آمده است که در ماه اوت منتشر شد.

هواگردهای رباتیک—که پیش‌تر پهپاد نامیده می‌شدند و اکنون «سامانه‌های هواگرد بدون سرنشین» (UAS) خوانده می‌شوند—به‌طور قطع جای بسیاری از هواپیماهای سرنشین‌دار را خواهند گرفت که اکنون مأموریت‌های طولانی‌مدت را انجام می‌دهند؛ این موضوع مدت‌هاست پیش‌بینی شده بود. با این حال، پیش‌بینی قاطع این سند درباره نقش‌های پویاتر و خودکارتر نشان می‌دهد که احتمالاً ناوگان هواگردهای نظامی ایالات متحده دستخوش تغییرات گسترده‌ای خواهد شد.

در واقع، ممکن است وزارت دفاع برنامه‌های مربوط به هواگردهای سرنشین‌دار—به‌ویژه جنگنده‌هایی مانند F/A-22 نیروی هوایی و F-35 مشترک بین نیروها—را کاهش داده باشد، زیرا رهبران دفاعی معتقدند جایگزین‌های بدون سرنشین با قدرت مشابه اما هزینه کمتر در آینده نزدیک در دسترس خواهند بود.

این نقشه راه به‌صراحت پیش‌بینی می‌کند که جنگنده‌های بدون سرنشین با قابلیت‌هایی مشابه F/A-22 و F-35 کمتر از نیمه عمر خدمت مورد انتظار این سامانه‌های جدید در دسترس خواهند بود.

این سند خاطرنشان می‌کند که فرماندهان رزمی در همه سطوح از UAS استقبال کرده‌اند. تقاضا بسیار فراتر از ظرفیت تولید برنامه‌های فعلی است. این سامانه‌ها دستاوردهای چشمگیری در شناخت میدان نبرد داشته‌اند و «به کاهش پیچیدگی و تأخیر زمانی در زنجیره حسگر تا شلیک برای اقدام بر اساس اطلاعات قابل اجرا کمک کرده‌اند.» همچنین این هواگردها گزینه‌های جدیدی برای مأموریت‌های فعال و غیرفعال ارائه می‌دهند.

 رشد انفجاری برنامه‌ها

در همین حال، تقاضای شدید باعث هجوم به توسعه در همه نیروهای نظامی شده است. رشد سریع برنامه‌ها می‌تواند به‌راحتی منجر به تولید قابلیت‌های تکراری و اتلاف منابع شود. در مقدمه سند، مقامات ارشد گزارش می‌دهند که هدف نقشه راه هدایت وزارت دفاع به‌سوی مهاجرت نظام‌مند قابلیت‌های مأموریتی UAS است، با تمرکز بر نیازهای فوری نیروهای رزمی.

این ناظران شامل استیفن ای. کمبون (معاون وزیر دفاع در امور اطلاعات)، ژنرال پیتر پیس از نیروی تفنگداران دریایی (در آن زمان معاون رئیس ستاد مشترک و اکنون رئیس آن)، کنت جی. کریگ (معاون وزیر دفاع در امور خرید، فناوری و لجستیک)، و لینتون ولز دوم (معاون موقت وزیر دفاع در امور شبکه‌ها و یکپارچه‌سازی اطلاعات) بودند. این نقشه راه خطاب به وزرای نیروهای نظامی و رؤسای آژانس پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته دفاعی (DARPA) و آژانس ملی اطلاعات جغرافیایی-فضایی (NGA) تنظیم شده است.

این سند بیش از ۲۰۰ صفحه دارد و شامل فهرستی از انواع  UASهای موجود در انبارها، ارزیابی سامانه‌های خارجی در حال خدمت یا توسعه، و بررسی فناوری‌های نوظهوری است که قابلیت و انعطاف‌پذیری UASها را افزایش می‌دهند. از جمله این فناوری‌ها می‌توان به قدرت پردازش رایانه‌ای و کوچک‌سازی اشاره کرد.

 موانع در مسیر تحقق چشم‌انداز

این گزارش همچنین به برخی موانع بزرگ در مسیر تحقق این چشم‌انداز اشاره می‌کند؛ از جمله تردید مقامات دولتی در واگذاری اختیار شلیک سلاح به یک ماشین، یا در کوتاه‌مدت، اجازه دادن به فعالیت UASها در فضای هوایی غیرنظامی. نگرانی دیگر مربوط به قابلیت اطمینان این سامانه‌هاست، چرا که سابقه سقوط آن‌ها قابل توجه بوده است.

از دیدگاه فرماندهان نیروی هوایی، مقامات پنتاگون باید در گسترش استفاده از UASها در همه حوزه‌های مأموریتی ممکن، با احتیاط عمل کنند. ژنرال دونالد جی. هافمن، معاون نظامی وزیر نیروی هوایی در امور خرید، در سمینار UAS در کنگره در ماه سپتامبر گفت که نیروی هوایی ایالات متحده لزوماً در همه نقش‌ها مزیت هزینه‌ای بزرگی برای UASها نمی‌بیند.

او گفت: «اگر هواگردی به‌اندازه‌ای بزرگ باشد که بتواند یک انسان را حمل کند، تحلیل ما می‌گوید که بهتر است انسان را در آن قرار دهیم.» هافمن تأکید کرد که این دیدگاه ناشی از ذهنیت خلبانان سنتی نیست، بلکه بر اساس تحلیل هزینه‌ها در مقایسه با هواگردهای سرنشین‌دار مشابه است. هافمن اذعان کرد که UASها را می‌توان با حذف نمایشگرها، صندلی پرتاب اضطراری و سایر تجهیزات مربوط به انسان، کوچک‌تر، سبک‌تر و ارزان‌تر ساخت. با این حال، «آنچه با حذف جنبه‌های فیزیولوژیکی صرفه‌جویی می‌شود، باید با سامانه‌های ارتباطی جایگزین شود» تا کنترل مثبت بر هواگرد و سلاح‌های آن تضمین گردد. برای کاربردهای کوتاه‌مدت، «تفاوتی ندارد؛ حذف خلبان انسانی هزینه را کاهش نمی‌دهد.»

 از UAV به UAS

نقشه راه اصطلاح «UAV» را کنار گذاشته و از «UAS» استفاده می‌کند، زیرا این پلتفرم‌ها باید به عناصر دیگر برای کنترل، مدیریت و انتقال اطلاعات متصل باشند. این سند که اکنون در سومین نسخه خود قرار دارد، برای نخستین بار به هواگردهای «نزدیک به فضا» نیز پرداخته است.

در یک نشست خبری در ماه اوت، معاون مدیر گروه برنامه‌ریزی UAS در پنتاگون، دایک ودرینگتون، تأکید کرد که این نقشه راه «سند بودجه‌ای نیست»، بلکه «نقشه راه فناوری» است. او گفت: «این سند هیچ‌کس را موظف به انجام کاری نمی‌کند.»

با این حال، او افزود که این نقشه راه با مشارکت کامل همه نیروهای نظامی تهیه شده و «توافق خوبی بر سر اهداف و ابتکارات آن وجود دارد.» نویسندگان سند معتقد نیستند که یک نهاد واحد باید کنترل یا هدایت برنامه‌های متعدد UAS در پنتاگون را بر عهده داشته باشد. ودرینگتون پیش‌تر گفته بود که انتخاب یک عامل اجرایی برای سامانه‌های بدون سرنشین وزارت دفاع هنوز زود است.

در عوض، وزارت دفاع تصمیم گرفت دو سازمان مشترک ایجاد کند—یکی برای تدوین دکترین و مفاهیم، و دیگری برای توسعه سخت‌افزار.

 بودجه و دسته‌بندی‌ها

اکنون که حدود ۲ میلیارد دلار در سال از بودجه وزارت دفاع ایالات متحده به UASها اختصاص یافته، این سامانه‌ها تا پایان برنامه شش‌ساله پنتاگون (که در سال ۲۰۱۱ پایان می‌یابد) حدود ۱۳ میلیارد دلار بودجه تولیدی و بیش از ۱ میلیارد دلار بودجه عملیاتی دریافت خواهند کرد. در مقایسه، وزارت دفاع در کل دهه ۱۹۹۰ تنها ۳ میلیارد دلار برای UASها هزینه کرده بود.

نقشه راه، UASها را به چهار دسته تقسیم می‌کند:

1.     سامانه‌های اصلی (Major): شامل هواگردهایی مانند Global Hawk و سامانه مشترک جنگی بدون سرنشین (J-UCAS).

2.    سامانه‌های عملیات ویژه (Special Operations): مختص فرماندهی عملیات ویژه ایالات متحده.

3.    سامانه‌های کوچک (Small): قابل‌استفاده توسط یک یا دو نفر.

4.    کشتی‌های هوایی بدون سرنشین (Unmanned Airships): شامل ایروستات‌ها و بالن‌های هوایی.

 مأموریت‌ها و رویکردهای آینده

در بررسی مأموریت‌هایی که ممکن است در آینده توسط UASها انجام شوند، نویسندگان نقشه راه «تم‌هایی» را مطرح کرده‌اند که به‌روشنی نشان‌دهنده ظرفیت‌ها و منطق پشت بازطراحی گسترده ناوگان هواگردهای نظامی هستند.

  • نخست، آن‌ها معتقدند UASها به سطحی از بلوغ رسیده‌اند که دیگر نباید فقط برای مأموریت‌های خاص در نظر گرفته شوند، بلکه می‌توان آن‌ها را در طیف وسیعی از فعالیت‌های نظامی به‌کار گرفت. به‌گفته نویسندگان:
    «به‌جای اینکه بپرسیم ‘آیا می‌توانیم مأموریتی برای این UAS پیدا کنیم؟’ باید بپرسیم ‘چرا هنوز این مأموریت را با انسان انجام می‌دهیم؟»
  • دوم، نویسندگان آماده‌اند تا به ابتکارات تجاری برای تأمین نیازهای آینده تکیه کنند؛ قابلیت‌هایی را بپذیرند که به‌صورت مرحله‌ای ارائه می‌شوند، نه یک‌باره؛ و UASها را به‌عنوان سامانه‌هایی مصرفی در نظر بگیرند—رویکردی که تاکنون رایج نبوده است.

 راه‌حل‌های متنوع و منعطف

نویسندگان می‌گویند:

«راه‌حل ۵۰ درصدی برای فردا اغلب بهتر از راه‌حل ۷۰ تا ۸۰ درصدی در سه سال آینده و بهتر از راه‌حل ۹۵ درصدی در ده سال آینده است.»

راه‌حل‌های تجاری از هزینه‌های توسعه دفاعی جلوگیری می‌کنند و فرصت‌هایی برای پیشرفت‌های دیگر فراهم می‌سازند، مانند نگاه به UASها به‌عنوان سامانه‌هایی کوتاه‌مدت و قابل‌مصرف. به‌جای خرید انبوه، ممکن است UASها در تعداد محدود خریداری شوند و چند سال بعد با مدل‌های جدید و بهبود‌یافته جایگزین یا تقویت شوند. نویسندگان این رویکرد را با تلویزیون‌ها، پخش‌کننده‌های DVD و رایانه‌های رومیزی مقایسه می‌کنند—اقلامی که اغلب تعویض آن‌ها ارزان‌تر از تعمیرشان است. نویسندگان تأکید دارند که باید ابتدا مأموریت به‌طور کامل درک شود و سپس UAS متناسب با آن طراحی گردد، چرا که باور دارند این سامانه‌ها را می‌توان دقیقاً با سطح قابلیت موردنیاز—و نه بیشتر—ساخت.

و هشدار می‌دهند:

«هرگز یک UAS نسازید و سپس به‌دنبال مأموریتی برای آن بگردید... یا یک هواگرد پنهان‌کار طراحی کنید و بعد سعی کنید آن را برای مأموریت حمله یا سرکوب پدافند هوایی دشمن (SEAD) مناسب‌سازی کنید».

 جدول زمانی مأموریت‌های UAS در نقشه راه

نقشه راه پیش‌بینی می‌کند که UASها در مأموریت‌های زیر جایگزین یا مکمل هواگردهای سرنشین‌دار خواهند شد:

سال‌ها

مأموریت‌ها

۲۰۰۵۲۰۱۰

انتقال ارتباطات و سرکوب پدافند هوایی دشمن (جایگزینی EA-6B با J-UCAS)

۲۰۱۰۲۰۱۵

جمع‌آوری اطلاعات سیگنالی (Global Hawk)، گشت دریایی (سامانه BAMS نیروی دریایی)، حمله نفوذی (با J-UCAS)

۲۰۱۵۲۰۲۰

سوخت‌گیری هوایی و ترکیب مأموریت‌های حمله SEAD

۲۰۲۰۲۰۲۵

نظارت و مدیریت نبرد (جایگزینی E-3 AWACS و E-8 Joint STARS)، مأموریت‌های مقابله هوایی (جایگزینی F-15، F-16 و جنگنده‌های نیروی دریایی)

۲۰۲۵۲۰۳۰

حمل‌ونقل هوایی (جایگزینی C-5، C-17، C-130) و ترکیب حمله/SEAD/مقابله هوایی (جایگزینی F/A-22 و F/A-18E/F)

نکته قابل‌توجه این است که ۱۸۰ فروند F/A-22 برنامه‌ریزی‌شده برای نیروی هوایی، به‌طور میانگین کمتر از ۲۰ سال در خدمت خواهند بود، در حالی که طبق گزارش، سامانه‌های بدون سرنشین برای جایگزینی آن‌ها تا آن زمان در دسترس خواهند بود—یعنی کمتر از نصف عمر خدمت برنامه‌ریزی‌شده آن‌ها.

 جایگزینی خلبان با ربات؟

نقشه راه ادعا می‌کند که مغز انسان حدود ۱۰۰ میلیون MIPS (میلیون دستور در ثانیه) و ۱۰۰ میلیون مگابایت حافظه دارد، و پردازنده‌هایی با این سطح عملکرد به‌زودی در دسترس خواهند بود. طبق قانون مور، که پیش‌بینی می‌کند قدرت پردازش رایانه‌ها هر ۱۸ ماه دو برابر شود، رایانه‌ها تا سال ۲۰۱۵ به سطح پردازش مغز انسان خواهند رسید، اما «برخی تخمین می‌زنند که حافظه رایانه‌ها تا سال ۲۰۳۰ با حافظه انسانی برابر خواهد شد.»

تا سال ۲۰۳۰، هزینه یک پردازنده با قدرت ۱۰۰ میلیون MIPS حدود ۱۰٬۰۰۰ دلار خواهد بود، به این معنا که مغز مصنوعی معادل انسان می‌تواند به‌راحتی به یک «قطعه قابل خرید» برای UAS تبدیل شود.

نویسندگان می‌افزایند:

«در مورد انتقال آموزش و تجربه خلبان جنگنده به مغز ربات، معادل مدرسه Top Gun برای J-UCAS آینده، تنها چند ثانیه دانلود پس از پرواز خواهد بود.»

پردازنده‌های آینده بسیار کوچک‌تر از نمونه‌های امروزی خواهند بود و احتمالاً با فناوری‌هایی مانند پردازش نوری، بیوشیمیایی، سوئیچینگ تداخل کوانتومی، و پردازنده‌های مولکولی (moletronics) یا ترکیبی از آن‌ها تقویت خواهند شد تا سرعت و حافظه بیشتری فراهم کنند.

 گلوگاه پهنای باند

در استفاده از ناوگان‌های بزرگ UAS، نگرانی جدی درباره میزان پهنای باند الکترونیکی برای ارسال سیگنال‌های کنترل و دریافت داده‌های حسگرها وجود دارد. نقشه راه پیش‌بینی می‌کند که این مشکل با پردازش داخلی حل خواهد شد.

گزارش می‌گوید:

«در نهایت، قدرت پردازش داخلی از ظرفیت پیوند داده‌ای فراتر خواهد رفت و به UASها اجازه خواهد داد تا نتایج داده‌های خود را برای تصمیم‌گیری به زمین منتقل کنند. در آن زمان، نیاز به نرخ‌های بالای پیوند داده‌ای—به‌ویژه در جمع‌آوری تصاویر—به‌شدت کاهش خواهد یافت.»

 مواد و طراحی آینده

در بیست سال آینده، UASها ممکن است شباهتی به مدل‌های امروزی نداشته باشند—بسیاری از آن‌ها اکنون شبیه هواپیماهای کنترل از راه دور هستند. برای دستیابی به مواد سبک‌تر و مقاوم‌تر، نقشه راه استفاده از پلیمرهای ترانس‌ژنتیک را پیش‌بینی می‌کند که «دو برابر فولاد مقاومت کششی دارند و ۲۵٪ سبک‌تر از کامپوزیت‌های کربنی هستند.»

این هواگردها همچنین قادر خواهند بود در حین پرواز شکل خود را تغییر دهند تا بهترین سرعت، بیشترین دوام یا کمترین سطح مقطع راداری را به‌دست آورند.

همچنین بدنه آن‌ها با میکروکپسول‌های چسب ساخته خواهد شد که در صورت آسیب‌دیدگی در پرواز، خود را ترمیم می‌کنند—نه به‌صورت وصله، بلکه بازسازی کامل به وضعیت اولیه.

نویسندگان توصیه می‌کنند که در تحقیق و توسعه این مواد سرمایه‌گذاری شود.

 فناوری‌های مکمل

  • آنتن‌هایی که قابل اسپری شدن هستند، جایگزین سامانه‌های سنگین و پرمصرف فعلی خواهند شد.
  • تحقیقات در زمینه شبیه‌سازی و عوامل انسانی باعث خواهد شد که اپراتور انسانی از راه دور بتواند با دریافت نشانه‌های هماهنگ، حضور مجازی در UAS داشته باشد.«خلبان آینده UAS از دیدن هواگرد به تبدیل شدن به خود هواگرد خواهد رسید.»

 پیشرانه‌ها و توان

موتور‌های UASهای آینده از نظر قدرت و پیچیدگی بسیار متنوع خواهند بود. نقشه راه پیشنهاد می‌کند که در طیف وسیعی از سامانه‌های پیشرانه سرمایه‌گذاری شود، از جمله:

  • اسکرام‌جت‌ها
  • سلول‌های سوختی
  • ماهیچه‌های شیمیایی رفت‌وبرگشتی
  • توان پرتو‌یافته
  • ایزوتوپ‌های هسته‌ای
  • سامانه‌های خورشیدی (فوتوولتائیک) و موتورهایی با مصرف سوخت کاهش‌یافته که می‌توانند برد و دوام را تا ۱۰۰٪ افزایش دهند.

 تصویربرداری هایپراسپکترال

UASهای آینده قادر خواهند بود از تکنیک‌های تصویربرداری هایپراسپکترال در فواصل دور استفاده کنند، به‌طوری‌که بتوانند زیر سطح زمین را ببینند، انواع وسایل نقلیه و حتی افراد را تشخیص دهند، اولویت‌ها را دنبال کنند و از اهداف فرصت‌طلبانه بهره‌برداری کنند.

کاهش هزینه به ازای هر پوند محموله

یکی از اهداف مهم (و محرک طراحی) کاهش هزینه به ازای هر پوند محموله‌ای است که UASها می‌توانند حمل کنند. در حال حاضر، هزینه حمل حسگرها توسط یک UAS متوسط حدود 1600۰ دلار به ازای هر کیلوگرم است. در مقایسه، هزینه هر کیلوگرم محموله در جنگنده F-35 حدود 14600دلار است. هدف در J-UCAS رسیدن به 11000 دلار است، و هدف بلندمدت کاهش این عدد به 3600 دلار برای کل ناوگان UASهاست.

بابی دبلیو. اسمارت، مدیر برنامه‌های تسلط اطلاعاتی نیروی هوایی ایالات متحده، اشاره کرد که هواگرد Global Hawk به‌تنهایی بین ۴۰ تا ۵۰ میلیون دلار قیمت دارد، در حالی که بسته حسگرهای آن ۱۰ میلیون دلار هزینه دارد. از آنجا که Global Hawk به نیروی انسانی زیادی نیاز دارد—برای عملیات، نگهداری، جمع‌آوری داده‌ها، تحلیل و انتشار اطلاعات—هزینه چرخه عمر برخی از UASهای بزرگ «قابل‌چشم‌پوشی نیست.»

 ارتباطات امن و چالش‌های طیف فرکانسی

ژنرال هافمن خاطرنشان کرد که UASها به دلیل نیاز به ارتباطات رمزگذاری‌شده و غیرقابل‌نفوذ، پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر می‌شوند. او گفت:
«باید مطمئن شوید که فقط شما می‌توانید آن را کنترل کنید—به‌ویژه وقتی که مسلح است.»

یکی از چالش‌های برجسته در استفاده گسترده از UASها، مسئله طیف فرکانسی است. هافمن گفت که در داخل ایالات متحده، «بخش زیادی از طیف فرکانسی» به تلفن‌های همراه، ارتباطات ماهواره‌ای، تلویزیون‌های HD و موارد مشابه فروخته شده است. استفاده گسترده از UASها نیازمند حوزه جدیدی از تخصص است که هافمن آن را «سلطه فرکانسی» نامید—یعنی بیرون راندن سایر کاربران از فرکانس‌ها هنگام عملیات در مناطق جنگی. در خاک دشمن ممکن است این کار ممکن باشد، اما در تمرینات صلح‌آمیز، «مثلاً در کره جنوبی، نمی‌توانیم این کار را انجام دهیم».

 ایمنی و مدیریت ازدحام در میدان نبرد

هافمن همچنین با اشاره به نقشه راه گفت که هنوز مشخص نشده چگونه می‌توان از برخورد صدها یا حتی هزاران UAS در میدان نبرد جلوگیری کرد. افزودن سامانه‌هایی برای جلوگیری از برخورد با موانع یا با یکدیگر، هزینه‌های اضافی به همراه خواهد داشت.

 نسبت هواگردهای سرنشین‌دار و بدون سرنشین

ژنرال جان پی. جامپر، رئیس وقت ستاد نیروی هوایی، در یکی از آخرین مصاحبه‌های خود در ماه اوت درباره نسبت هواگردهای سرنشین‌دار و بدون سرنشین گفت:
«سخت است بگوییم نسبت درست چه خواهد بود.»

او پیش‌بینی می‌کند که مأموریت‌های حمله دوربرد و ISR به‌طور طبیعی مناسب UASها هستند. اما در مورد مأموریت‌های نبرد هوایی، او محتاط است تا زمانی که ثابت شود UASها «هیچ‌یک از کیفیت‌هایی را که اکنون با داشتن بهترین خلبانان آموزش‌دیده جهان داریم، از دست نمی‌دهند.»

با این حال، اگر فناوری به بلوغ برسد، او مانعی برای واگذاری مأموریت‌های جنگنده به UASها نمی‌بیند.

او گفت:

«این ویژگی عالی سیستم ماست: وقتی ثابت شود که می‌تواند کار را انجام دهد و رقابت کند، آن‌وقت اگر مناسب باشد، گذار را انجام خواهیم داد.»

منبع

https://www.airandspaceforces.com/article/1105armada/

 

عملیات پتک نیمه‌شب


درگیری در ایران
«۱۵ سال تلاش خارق‌العاده» داستان پشت‌پرده عملیات پتک نیمه‌شب

نویسنده: کریس گوردون  ۲۵ ژوئیه ۲۰۲۵

عملیات ۳۶ ساعته برای پرواز به عمق حریم هوایی ایران در ماه ژوئن و نابودی سه مجتمع هسته‌ای به‌شدت مستحکم، بیش از ۱۵ سال پیش با کشف یک مجتمع ساختمانی بزرگ در میان کوه‌های دورافتاده شمال‌غرب ایران آغاز شد.

این عملیات در ۲۲ ژوئن با بازگشت هفت بمب‌افکن بی-۲ اسپیریت بیش از یک‌سوم کل ناوگان به پایان رسید که بدون حادثه ۱۴ بمب ۳۰٬۰۰۰ پوندی نفوذگر عظیم‌الجرم را بر روی دو سایت هسته‌ای ایران رها کرده بودند.

ایالات متحده از سال ۲۰۰۶، زمانی که ایران ساخت مجتمع کوهستانی فردو را آغاز کرد، با چالش چگونگی نابودی آن مواجه شد. یک تحلیل‌گر در آژانس کاهش تهدیدات دفاعی (دی‌تی‌آر‌ای) نخستین بار عکس‌های این سایت را مشاهده کرد و سه سال بعد کار بر روی مقابله با آن را آغاز کرد. دی‌تی‌آر‌ای یک آژانس کمتر شناخته‌شده مستقر در فورت بلفوار، ویرجینیا، در فاصله کوتاهی از پنتاگون است که مأموریت آن مقابله با سلاح‌های کشتار جمعی است.

ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش گفت: «بیش از ۱۵ سال، این افسر و همکارش تمام زندگی‌شان را وقف این هدف واحد کردند: فردو، عنصری حیاتی در برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران. او نظاره‌گر حفاری ایرانی‌ها بود. ساخت‌وساز، شرایط آب‌وهوا، مواد دورریخته‌شده، زمین‌شناسی، مصالح ساختمانی، منشأ مواد، شفت‌های تهویه، شفت‌های خروجی، سیستم‌های برق، سیستم‌های کنترل محیطی هر گوشه، هر گودال، هر قطعه تجهیزات ورودی و خروجی را بررسی کرد.»

این مأموریت بسیار دقیق و با این حال بدون تضمین اقدام عملی از سوی ایالات متحده بود.

یک مقام ارشد نظامی به خبرنگاران گفت: «ما افراد بسیار بااستعداد و باهوشی در آژانس دی‌تی‌آر‌ای داریم... اگر فیلم‌های جیمز باند را دیده باشید، آن‌هایی که در بخش کیو کار می‌کنند و راه‌حل‌های خارق‌العاده برای مشکلات دشوار ارائه می‌دهند، شبیه همین افراد هستند که در نهایت تأثیرات موفقی دارند.»

گمان می‌رود غنی‌سازی اورانیوم در فردو در اواخر سال ۲۰۱۱ آغاز شده باشد. ایرانی‌ها همواره بر صلح‌آمیز بودن برنامه خود تأکید کرده‌اند، اما مقامات غربی مدت‌هاست نتیجه گرفته‌اند که هدف واقعی غنی‌سازی، ساخت سلاح هسته‌ای بوده است.

در ماه مارس، مقامات اطلاعاتی آمریکا در گزارشی به کنگره هشدار دادند که «تابوی چند دهه‌ای درباره بحث عمومی درباره سلاح‌های هسته‌ای در ایران در حال شکسته شدن است» و این موضوع «طرفداران سلاح‌های هسته‌ای را در ساختار تصمیم‌گیری ایران جسورتر کرده است.» اما تا آن زمان، مقامات اطلاعاتی گفتند که رهبر، آیت‌الله علی خامنه‌ای، هنوز اجازه ساخت سلاح هسته‌ای را صادر نکرده بود.

فردو برای توانایی ایران در این زمینه حیاتی بود و اینکه آیا و چه زمانی ایران گام بعدی را برمی‌دارد، بیش از یک دهه ذهن رهبران جهان را مشغول کرده بود. کین گفت: «هیچ‌کس مجتمع زیرزمینی چندلایه با سانتریفیوژ و تجهیزات دیگر را در دل کوه برای اهداف صلح‌آمیز نمی‌سازد».

اما تحلیل‌گران اطلاعاتی و نظامی می‌پرسیدند: چگونه می‌توان مجتمع دفن‌شده در دل کوه را نابود کرد؟ کین گفت: «آن‌ها سفری را آغاز کردند تا با صنعت و تاکتیسین دیگر همکاری کنند و جی‌بی‌یو-۵۷ را توسعه دهند.»

بمب نفوذگر عظیم‌الجرم جی‌بی‌یو-۵۷ با کلاهکی فولادی طراحی شده که برای انفجار در عمق حدود ۶۰ متری زیر زمین تنظیم شده است. این سلاح از سال ۲۰۰۴ توسط نیروی هوایی و دی‌تی‌آر‌ای در حال توسعه بوده و از آن زمان چندین بار به‌روزرسانی و اصلاح شده است.

یک مقام ارشد دفاعی به خبرنگاران گفت: «بدیهی است که ما فردو را در ایالات متحده نساختیم و آن را آزمایش نکردیم. اما تلاش کردیم در محیطی مشابه تهدید آزمایش کنیم. در این مورد با همکاری نیروی هوایی و سازمان آزمایش یک سایت آزمایشی ساختیم تا اثرات بمب و تأثیرات جی‌بی‌یو-۵۷ را در محیط‌های خاص ارزیابی کنیم.»

در یک کنفرانس خبری در پنتاگون چند روز پس از بمباران، او ویدئویی از آزمایش دسامبر ۲۰۲۰ را به اشتراک گذاشت.

کین گفت: «در آغاز توسعه، تعداد زیادی دکترای تخصصی روی برنامه جی‌بی‌یو-۵۷ کار می‌کردند و مدل‌سازی و شبیه‌سازی انجام می‌دادند، تا جایی که ما به‌طور محرمانه بزرگ‌ترین کاربران ساعت‌های ابررایانه در ایالات متحده بودیم. آنها بارها و بارها آزمایش کردند، گزینه‌های مختلف را امتحان کردند، باز هم آزمایش کردند. صدها شلیک آزمایشی انجام دادند و تعداد زیادی سلاح در مقیاس کامل را بر اهداف بسیار واقعی رها کردند، فقط برای یک هدف: نابودی این هدف در زمان و مکان انتخابی کشورمان».

چند روز پس از آغاز جنگ هوایی اسرائیل علیه ایران در ۱۲ ژوئن، ایران تلاش کرد تأسیسات مخفی خود را محافظت کند و شفت‌های تهویه را با لایه‌ای ضخیم از بتن مسدود کرد. کین گفت: «برنامه‌ریزان باید این موضوع را در نظر می‌گرفتند. آن‌ها همه چیز را در نظر گرفتند.»

در همین حال، اسرائیل تلاش کرد ایالات متحده را متقاعد کند تا کار را به پایان برساند. تنها نیروی هوایی آمریکا توانایی و ظرفیت نابودی آن تأسیسات دفن‌شده را داشت.

در ۲۱ ژوئن، هفت فروند بی-۲ با ۱۴ خدمه از نیروی هوایی فعال و گارد ملی هوایی میزوری، با درجاتی از سروان تا سرهنگ، از پایگاه وایتمن در ایالت میزوری برخاستند. در حالی که سایر بی-۲ها به‌عنوان فریب به سمت غرب رفتند، این هفت فروند به سمت شرق حرکت کردند، از اقیانوس اطلس عبور کردند و سپس به سمت جنوب به سوی ایران رفتند. بر فراز خاورمیانه، بمب‌افکن‌ها با جنگنده‌های آمریکایی همراه شدند.

کین در بازگویی مأموریت گفت که یکی از اعضای خدمه در تماس تصویری گفته بود: «احساس می‌کردیم در سوپربول هستیم هزاران دانشمند، نیروی هوایی و تعمیرکار همه با هم متحد شده بودند.»

کین در کنفرانس خبری پنتاگون گفت: «ما فکر می‌کنیم، توسعه می‌دهیم، آموزش می‌دهیم، تمرین می‌کنیم، آزمایش می‌کنیم، ارزیابی می‌کنیم هر روز. و وقتی فراخوان می‌رسد، عمل می‌کنیم.»

ژنرال دیوید دبلیو آلوین، رئیس ستاد نیروی هوایی، در جلسه استماع سنا در ۲۶ ژوئن گفت که همه نیروهای درگیر در عملیات شایسته تقدیر هستند. او گفت: «موفقیت زیادی در اینجا وجود دارد. شاید آن‌ها تأثیر ژئواستراتژیک کامل را درک نکرده باشند، اما می‌دانستند که این وظیفه‌شان است و مأموریت به آن‌ها وابسته بود... نیروی هوایی کارهای فوق‌العاده پیچیده را عادی جلوه می‌دهد.»

جنگنده‌های اسکورت بسته حمله را هدایت کردند و حدود ۳۰ موشک به سامانه‌های پدافند هوایی ایران شلیک کردند که هیچ‌کدام به نیروهای آمریکایی حمله نکردند. مشخص نیست که آیا سامانه‌های ایرانی از قبل توسط اسرائیلی‌ها کور شده بودند، یا توان مقابله با جنگنده‌های پنهان‌کار را نداشتند، یا اینکه صرفاً آتش نکردند.

شش فروند بی-۲ ابتدا به فردو حمله کردند و هرکدام شش بمب بر روی دو شفت اصلی تهویه انداختند؛ بمب‌های نخست درپوش‌های بتنی را منفجر کردند تا شفت‌ها نمایان شوند، سپس چهار بمب بعدی به عمق تأسیسات نفوذ کردند. بمب ششم یک سلاح «انعطاف‌پذیر» بود، در صورت بروز نقص در سایر بمب‌ها.

هفتمین بی-۲ دو بمب نفوذگر عظیم‌الجرم دیگر را بر مجتمع نطنز انداخت.

جی‌بی‌یو-۵۷ها اثر «فشار بیش از حد» ایجاد می‌کنند و موج‌های شوک را در اعماق زمین تولید می‌کنند. فیوزهای این بمب‌ها طوری تنظیم شده‌اند که فقط پس از نفوذ به سنگ و ورود به تأسیسات زیرزمینی منفجر شوند.

کین تصاویر ماهواره‌ای حمله و ویدئوی آزمایش قبلی سلاح را به‌عنوان شواهد موفقیت حمله ارائه کرد.

خلبانان بدون اطلاع به کسی مأموریت خود را آغاز کردند؛ خانواده‌ها در شب ۲۱ ژوئن از مأموریت محرمانه آن‌ها مطلع شدند تقریباً هم‌زمان با زمانی که جهان فهمید ایالات متحده به سایت‌های فردو و نطنز حمله کرده و ۳۰ موشک کروز تاماهاوک به تأسیسات سوم ایران، اصفهان، شلیک کرده است.

گزارش‌های اولیه درباره بمباران، خشم مقامات دولتی را برانگیخت که انگیزه‌های افشاکننده نخستین ارزیابی آژانس اطلاعات دفاعی را زیر سؤال بردند؛ گزارشی که نشان می‌داد این حمله ممکن است فقط ایران را «چند ماه» عقب انداخته باشد. آن گزارش با «اطمینان پایین» منتشر شد.

وقتی از کین درباره ارزیابی خودش پرسیده شد، او پاسخ نداد. کین گفت: «نیروی مشترک به‌طور طراحی‌شده ارزیابی خسارت جنگی انجام نمی‌دهد. ما تکالیف خودمان را نمره نمی‌دهیم. جامعه اطلاعاتی این کار را انجام می‌دهد.»

اما وزیر دفاع، پیت هگزث، گفت که سلاح‌ها «اثر ویرانگری» داشته‌اند. در حالی که هگزث می‌گوید اورانیوم غنی‌شده در فردو نابود شده، ایرانی‌ها در سایت‌های دیگر از جمله اصفهان نیز اورانیوم غنی‌شده داشتند که با موشک‌های کروز هدف قرار گرفت، نه با جی‌بی‌یو-۵۷. یک مقام ارشد اسرائیلی گفت که ذخیره اورانیوم غنی‌شده در اصفهان احتمالاً سالم باقی مانده، اما ممکن است دفن شده و دسترسی به آن دشوار باشد. شان پارنل، سخنگوی ارشد پنتاگون، گفت ایالات متحده معتقد است این حملات برنامه ایران را «یک تا دو سال» عقب انداخته است.

هنوز مشخص نیست ایران چه مقدار تجهیزات و مواد را پیش از حمله از تأسیسات فردو خارج کرده است. تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دادند کامیون‌هایی در روزهای منتهی به حمله در ورودی فردو در حال بارگیری بودند. مشخص نیست که آیا اورانیوم غنی‌شده از فردو منتقل شده و اگر چنین است، چه مقدار و به کجا برده شده است.

هگزث گفت که معتقد است ایالات متحده «دقیقاً همان چیزی را که می‌خواست در آن مکان‌ها هدف قرار دهد، زده است.»

با این حال، تردیدی نیست که بی-۲ها یکی از بزرگ‌ترین و طاقت‌فرساترین مأموریت‌های حمله هوایی در تاریخ را اجرا کردند. در مجموع، ۱۲۵ هواپیما در این عملیات شرکت داشتند، از جمله تانکرهای سوخت‌رسان، جنگنده‌های نسل چهارم، اف-۳۵ها و اف-۲۲ها. بی-۲ها به‌مدت ۳۶ ساعت بدون توقف پرواز کردند.

کین گفت: «آنچه پس از حملات و ضربات به فردو می‌دانیم این است: اول، سلاح‌ها به‌درستی ساخته، آزمایش و بارگذاری شدند. دوم، سلاح‌ها با سرعت و طبق پارامترها رها شدند. سوم، همه سلاح‌ها به اهداف موردنظر و نقاط هدف‌گیری تعیین‌شده هدایت شدند. چهارم، سلاح‌ها طبق طراحی عمل کردند یعنی منفجر شدند.»

رئیس ستاد مشترک ارتش با نقل قول از یکی از خلبانان در هواپیمای پشتیبان گفت: «این روشن‌ترین انفجاری بود که تاکنون دیده‌ام. واقعاً شبیه روز روشن بود.»

وقتی بی-۲ها آماده فرود در وایتمن شدند یک گروه چهارفروندی و یک گروه سه‌فروندی با گروه‌های خبری محلی که در نوب نوستر، میزوری مستقر بودند، مواجه شدند. در ۲۵ ژوئن، ژنرال ارتش مایکل «اریک» کوریا، فرمانده ستاد مرکزی ایالات متحده، به‌صورت حضوری در وایتمن به خدمه‌های بی-۲ و تعمیرکاران تبریک گفت و آلوین و وزیر نیروی هوایی، تروی مینک، نیز در ۱۰ ژوئیه همین کار را انجام دادند.

کین گفت: «عملیات پتک نیمه‌شب نقطه اوج ۱۵ سال تلاش خارق‌العاده بود. خدمه‌های پروازی، خدمه‌های تانکر، خدمه‌های تسلیحاتی که سلاح‌ها را ساختند، خدمه‌های بارگذاری که آن‌ها را بار زدند. دشمنان ما در سراسر جهان باید بدانند که اعضای دیگر تیم دی‌تی‌آر‌ای نیز هستند که به‌مدت مشابهی اهداف را بررسی می‌کنند و به این کار ادامه خواهند داد.»

منبع

WORLD: Operation Midnight Hammer | Air & Space Forces Magazine

پروژه ژن تیره



در دوران جنگ سرد ایالات متحده آمریکا برای شناسایی و مکان یابی ایستگاه های راداری، سایتهای موشکی سام و دیگر تجهیزات الکترونیکی شوروی سابق پروازهای شناسایی روزانه ای را بر فراز خاک این کشور و متحدینش در پیمان ورشو انجام می داد. این اطلاعات برای تعیین بهترین راه های نفوذ بمب افکنهای آمریکا و ناتو در صورت بروز جنگ بعدی بکارگرفته می شدند. وسعت خاک شوروی سابق به این کشور اجازه نمی داد که تمامی حریم هوایی اش را تحت پوشش راداری قرار دهد و پوشش راداری شوروی دارای تعداد زیادی نقاط کور بود که این پروازهای به شناسایی این نقاط کور می پرداختند. هنگامی که یکی از این نقاط کور کشف می شد برای شناختن نقاط ضعف دیگر و جمع آوری اطلاعات بیشتر مورد استفاده قرار می گرفت.

کشور ایران در مرزهای جنوبی شوروی سابق قرار داشت و حکومت شاه سابق در دهه 70 رابطه خوبی با آمریکا برقرار کرده بود. به عنوان قسمتی از این روابط حسنه، او با نصب تعدادی رادار برد بلند و ایستگاه های شنود توسط آمریکایی ها در خاک کشورش موافقت کرده بود. این ایستگاه ها به آمریکا اجازه می داد تا بعضی از فعالیتهای نظامی دشمن را تحت نظر داشته باشد. به هرحال آشکار شد که مرز ایران-شوروی دارای تعدادی نقاط کور راداری است که می توان از آنها برای نفوذ دادن هواپیماهای شناسایی در ارتفاع پایین بهره گرفت. هنگامی که این هواپیماها از مرز عبور می کردند جنبشی  دیگر سایتهای راداری و موشکی را دربرمی گرفت که اجازه می داد محل و فرکانس عملیاتی این ایستگاه ها برای هواپیماهای الینت[1] در ارتفاع بالا و ایستگاه های شنود مشخص شود. این فعالیتهای الینت احتمالا قسمتی از عملیات "پروژه آیبکس" بودند اما تعدادی برنامه شناسایی مقدماتی نیز در همان زمان و به موازات پروژه آیبکس در جریان بودند.

از سال 1968 به بعد برای اثبات روابط حسنه بین ایران و آمریکا 12 فروند هواپیمای شناسایی آر.اف-5آ تحویل نیروی هوایی شاهنشاهی شد. البته قضیه به این سادگی هم نبود. در حقیقت، این اسکادران وجود خارجی نداشت. برای محرمانه ماندن قضیه شماره سریال این هواپیماها از فهرست تولیدات شرکت نورث روپ خط خورد تا در صورت لزوم بتوان تحویل آنها را به ایران انکار کرد. به علاوه، این هواپیماها تا سال 1971 تنها توسط خلبانهای آمریکایی به پرواز در می آمدند. این عملیات "ژن تیره" نام گرفت و هدف از آن جمع آوری اطلاعات الکترونیکی از حریف بود. آنچه بعدها آشکار شد نشان می دهد که در نهایت دو فروند از این هواپیماها توسط دفاع هوایی شوروی سابق شکار شدند. خلبانهای آمریکایی احتمالا بعد از اینکه در دادگاه اظهار کردند که در حال آموزش به خلبانهای ایرانی بوده اند به ایران بازگردانده شده اند هر چند که این موضوع تا کنون تأیید یا تکذیب نشده است. این تایگرها به تجهیزات حمل بمب هسته ای مجهز شده بودند و در صورت نیاز می توانستند با بمب هسته ای به مراکز نظامی شوروی سابق حمله کنند.

اگرچه این پروازهای زیرسرعت صوت سودمند بودند اما آن چیزی نبودند که خلبانهای آمریکایی می خواستند. آنها به دنبال هواپیمای مؤثرتری چون آر.اف-4 بودند. به علاوه، شخص شاه نیز مشتاق بود تا ایران نقش فعالتری در این گونه فعالیتهای اطلاعاتی بازی کند. او به آمریکا پیشنهاد کرد که برای انجام این گونه پروازها نیروی هوایی شاهنشاهی به آر.اف-4 مجهز شود. این پیشنهاد مورد قبول واقع شد و قرار شد که پس از تحویل شدن هواپیماهای شناسایی جدید به ایران این هواپیماها با ترکیبی از خلبانهای ایرانی و آمریکایی به پرواز درآیند. این پروازها به خدمه ایرانی هواپیما اجازه می داد تا تجربیات منحصر به فردی را انجام دهند. در سال 1971 شش فروند آر.اف-4ئی به نیروی هوایی شاهنشاهی تحویل داده شد که بعضی منابع ذکر می کنند این هواپیماها در حقیقت فانتومهای غیرمعمول آر.اف-4سی بوده اند. این هواپیماها اختصاصا برای این مأموریت ساخته شده بودند و به تجهیزات الینت گران قیمتی مجهز شده بودند که آنها را به گران قیمت ترین فانتومهای ساخته شده تا کنون تبدیل کرده بود. تا به امروز هیچ تصویر قابل اعتمادی از آر.اف-5 ها و آر.اف-4 هایی که به ایران تحویل داده شدند منتشر نشده است.

تعدادی از این آر.اف-4 ها بدون شماره سریال رسمی ثبت شده ساخته شدند و تعدادی با شماره های 0266-72 تا 0269-72 به ایران تحویل داده شدند. سرانجام نیروی هوایی ایران صاحب 22 تا 25 فروند هواپیمای شناسایی آر.اف-4 شد. این فانتوم ها نیز مانند تایگرهای شناسایی به تجهیزات حمل و پرتاب بمب هسته ای مجهز شده بودند. این هواپیماها با خلبانهای آمریکایی-ایرانی خود بین سالهای 1971 تا 1978 به صورت متوسط ماهی دو پرواز انجام می دادند. داستانی برای مواقع سقوط یا شکار شدن این هواپیماهای باارزش جعل شده بود. قرار بود که در این صورت خدمه هواپیما بگویند که در حال انجام یک پرواز آموزشی در زمینه ناوبری بوده اند که هوای بد سبب شده راهشان را گم کنند و وارد حریم هوایی شوروی بشوند. ظاهرا دو فروند از این فانتومها توسط شکاری های شوروی سابق به زیر کشیده شدند، اولی در سال 1973 و دومی در سال 1976.

روسها جواب این پروازهای گستاخانه را با نفوذ میگ-25 های شناسایی خود به حریم هوایی ایران دادند. فانتومهای ایرانی سعی کردند که میگ-25 ها را رهگیری کنند و ظاهرا در سال 1976 توانسته اند یکی از آنها را مورد اصابت قرار دهند که میگ-25 در خاک شوروی سقوط کرده است. ساقط کردن دومین فانتوم شناسایی ایران بر فراز خاک روسیه پاسخی به این ضربه بود. تجهیز نیروی هوایی ایران به اف-14 تامکت پایانی بر پروازهای میگ-25 ها بر فراز ایران بود. در یک مورد در اکتبر 1978 دو فروند تامکت ایرانی توانستند بیش از یک دقیقه میگ-25 روسی را در قفل راداری نگه دارند.

مطالبی که خواندید تمام چیزهایی است که امروزه درباره عملیات ژن تیره می دانیم اما امیدواریم که در آینده اطلاعات این عملیات از طبقه بندی خارج شده و علاقمندان بتوانند از جزئیات سقوط 4 فروند هواپیمای شناسایی ایرانی بر فراز خاک روسیه شوروی باخبر شوند.

نویسنده : تام کوپر

ترجمه و تخلیص:رضاکیانی موحد




[1] جمع آوری اطلاعات الکترونیکی ELINT

مدیریت کشور و جنگ از دیدگاه تائوئیسم قسمت دوم

رضا کیانی


 ۱. جنگ و خشونت در اندیشه چوانگ تزو

 موضع کلی:

چوانگ تزو نه فقط با جنگ مخالف است، بلکه با هر نوع دخالت انسانی فعال برای نظم‌بخشی جهان مخالفت می‌کند. او جنگ را نتیجه «دخالت بی‌جا در روند طبیعی امور» می‌داند.


 مثال‌هایی از متن:

 حکایت «قصاب تینگ» (Butcher Ting)

قصابی که بدون زور و فقط با دنبال کردن شکاف‌های طبیعی استخوان، گاو را قطعه‌قطعه می‌کند. او می‌گوید:
«من با تائو می‌برم، نه با زور بازو.»

تحلیل جنگی:
این حکایت استعاره‌ای از این است که نباید با زور و خشونت وارد جهان شد؛ اگر با طبیعت چیزها هماهنگ شوی، نیازی به جنگ نداری.


 حکایت پادشاهی که می‌خواست به مردمانش خوبی کند

پادشاهی از حکیم می‌پرسد: «چگونه مردم را خوشبخت کنم؟» حکیم می‌گوید: «از سرشان دست بردار! بگذار خودشان باشند.»

تحلیل جنگ و سلطه:
فشار برای «بهبود» جامعه از بالا، حتی اگر با نیت خیر باشد، به خشونت و فساد منجر می‌شود.


 حمله به جنگ‌طلبان:

در کتاب آمده که پادشاهان جنگ‌طلب مانند کسانی‌اند که «بیش از حد به موسیقی گوش داده‌اند و دیگر صدای باد را نمی‌شنوند».

تحلیل:
جنگ‌طلبی، نوعی کر شدن نسبت به تائو است. فرد حکیم، سکوت تائو را بر صدای طبل جنگ ترجیح می‌دهد.


 نتیجه:

چوانگ تزو جنگ را نه‌فقط خطرناک، بلکه محصول توهم کنترل و دانایی انسان می‌داند. در واقع، جنگ نزد او یکی از عوارض اساسیِ جدی گرفتن نفس و ساختن نظم مصنوعی در جهان است.


 ۲. مدیریت جامعه در دیدگاه چوانگ تزو

 اصل بنیادین:

رهبر خوب، رهبر نامرئی است.
چوانگ تزو حتی از لائوتزو هم ضد‌دولت‌تر است. در بسیاری از حکایات او، بی‌حکومتی (آنارشی تائویی) فضیلت محسوب می‌شود، چون هر ساختاری به‌زودی بدل به قفس می‌شود.


 حکایات و مضامین کلیدی:

 داستان «چوکانگ‌زی» و شاخ‌های گاو

چوکانگ‌زی شاخ‌های بلند گاو را می‌بیند که هیچ کاربردی ندارند و می‌گوید: «این گاو را کسی نمی‌برد، چون به درد نمی‌خورد. ولی همین بی‌کاربردی باعث آزادی او شده.»

تحلیل سیاسی:
چوانگ تزو می‌گوید حکمرانی خوب آن است که در آن مردم از چشم حاکم بیفتند؛ وقتی بی‌اهمیت به‌نظر برسند، آزادند.


 داستان مردی که می‌خواست نظم برقرار کند

مردی تلاش می‌کرد مردم را "به راه راست" هدایت کند، ولی فقط ناآرامی تولید می‌کرد. در نهایت، حکیم به او گفت: «تو خودت هنوز نمی‌دانی چه هستی، چطور می‌خواهی دیگران را هدایت کنی؟»

تحلیل حکمرانی:
تلاش برای مدیریت مردم بدون شناخت عمیق از تائو، فقط آشفتگی می‌آورد. هرچه کمتر دخالت کنی، بهتر می‌شود.


 داستان ماهیگیر در قایق کوچک

مردی در قایق کوچک نشسته است. قایق دیگری بدون پارو و ناخدا به او برخورد می‌کند. او خشمگین نمی‌شود، چون می‌داند کسی در آن نیست. اما اگر قایق‌ران می‌داشت، خشم می‌گرفت.

تحلیل اجتماعی و سیاسی:
جامعه‌ای که بدون خودخواهی و ادعای «هدایت» حرکت می‌کند، از خشم، تنش و خشونت دور می‌ماند. چوانگ تزو جامعه‌ای می‌خواهد بی‌رهبرانی که خود را قایق‌ران می‌دانند.


 نتیجه:

چوانگ تزو مدیریت جامعه را مساوی با دخالت بی‌جا و فاصله‌گیری از تائو می‌داند. جامعه‌ی ایده‌آل نزد او، جامعه‌ای است که خودش با ریتم طبیعت پیش می‌رود، بدون ساختار صلب، بدون دولت فراگیر، بدون آرمان‌های تحمیلی.


 جمع‌بندی تطبیقی با لائوتزو

موضوع لائوتزو (Tao Te Ching) چوانگ تزو (Zhuangzi)
جنگ بد است، اما گاهی ضروری؛ با اندوه باید انجام شود                  ضد جنگ کامل؛ جنگ حاصل توهم و جدی گرفتن بیش از حد نفس است
مدیریت جامعه                 باید حداقلی و با "بی‌فعلی" باشد هر نوع حکمرانی ساختاری مشکوک است، حتی بهتر که اصلاً نباشد
رهبر ایده‌آل بی‌ادعا، نرم، مانند آب کسی که دیده نمی‌شود؛ یا بهتر: اصلاً کسی نباشد
انسان آرمانی بافضیلت، صبور، هماهنگ با طبیعت رها از قالب‌ها، دیوانه‌وار آزاد، مانند پرنده‌ای بر باد


مدیریت جنگ و جامعه از دیدگاه فلسفه تائوویسم

رضا کیانی


 ۱. جنگ از دید لائوتزو: «زور آخرین راه است، و همیشه تلخ»

 اصول بنیادین:

  • تائو راه بزرگ طبیعت است، بدون زور و اجبار عمل می‌کند.

  • جنگ، به عنوان برهم‌زننده‌ی توازن طبیعی و ویرانگر زندگی، در تعارض با تائو است.

  • هرگونه پیروزی نظامی، اگر با غرور همراه شود، تخطی از راه تائو است.


 شواهد متنی و تحلیل:

 بند ۳۰:

«کسی که با راه تائو حکمرانی می‌کند، هرگز از زور استفاده نمی‌کند... سلاح، ابزار خشونت است. جایی که ارتش پا می‌گذارد، خار و علف می‌روید.»

تحلیل:

  • لائوتزو جنگ را ضدزیست می‌بیند. جایی که ارتش باشد، زندگی پژمرده می‌شود.

  • نتیجه جنگ حتی اگر پیروزی باشد، بذر نابودی در خود دارد.


 بند ۳۱:

«سلاح‌ها، ابزارهای شومی هستند؛ نه وسیله‌ای برای یک فرد متعالی. حتی اگر ناگزیر از استفاده شوند، باید با اندوه و نه با افتخار این کار را کرد.»

تحلیل:

  • لائوتزو ارزش‌های اخلاقی بالاتری برای انسان متعالی قائل است: خشونت حتی اگر موفق باشد، شکست اخلاقی به همراه دارد.

  • این دیدگاه، فرهنگ جنگ‌ستایی را رد می‌کند و راهبردی اخلاق‌محور در سیاست جهانی ارائه می‌دهد.


 بند ۶۹:

«بهترین راه پیروزی، تسلیم‌نشدن به جنگ است... برنده‌ای که غرور کند، دیر نخواهد پائید.»

تحلیل:

  • فلسفه‌ی دفاعی لائوتزو، نه بر تسلیم، بلکه بر عدم تمایل به حمله است.

  • صلح واقعی از پرهیز از آغاز جنگ و روحیه‌ی بی‌ادعایی حاصل می‌شود.


 نتیجه:

در جهان‌بینی لائوتزو، جنگ نشانه‌ی فروپاشی تعادل طبیعی است. رهبر حکیم باید آن را فقط به عنوان آخرین راه و با اندوه اخلاقی بپذیرد، نه با جشن و غرور. جامعه‌ای که تائو را می‌فهمد، از درگیری می‌پرهیزد.


 ۲. مدیریت جامعه در اندیشه لائوتزو: «فرمان نده، هماهنگ شو»

 اصول بنیادین:

  • Wu Wei (بی‌فعلی یا عمل بی‌اجبار)، اصل محوری حکمرانی خوب است.

  • حکومت نباید بیش از حد قانون‌گذاری کند یا مردم را به اجبار هدایت کند.

  • رهبر باید مانند آب باشد: فروتن، بی‌ادعا، نافذ و حیاتی.


 شواهد متنی و تحلیل:

 بند ۱۷:

«رهبر بزرگ آن‌گونه رهبری می‌کند که مردم احساس کنند خودشان همه کار را انجام داده‌اند... رهبر پست‌تر آن است که مردم از او بترسند.»

تحلیل:

  • مدیریت مطلوب، دیده نمی‌شود اما اثربخش است.

  • حکمرانی واقعی با اعتمادسازی و رها کردن سلطه‌گری حاصل می‌شود، نه با کنترل و ترس.


 بند ۵۷:

«با بی‌فعلی، کشور به‌درستی اداره می‌شود. هرچه قوانین بیشتر شوند، مردم حیله‌گرتر می‌شوند.»

تحلیل:

  • لائوتزو به اثر معکوس کنترل بیش از حد باور دارد.

  • قانون زیاد، رفتار مصنوعی و فسادآور تولید می‌کند؛ ساده‌سازی ساختار قدرت، موجب پایداری می‌شود.


 بند ۸:

«انسان کامل مانند آب است. آب سود می‌رساند، در پایین‌ترین جاها می‌ماند، و با همه سازگار است.»

تحلیل:

  • مدیریت خوب، باید انعطاف‌پذیر و متواضع باشد.

  • آب استعاره‌ای از حکمران است: جریان دارد، می‌سازد، اما فشار نمی‌آورد.


 بند ۶۰:

«اداره کشور بزرگ، مانند پختن ماهی کوچک است. نباید آن را زیاد هم زد.»

تحلیل:

  • دولت اگر بیش‌فعال باشد، جامعه را متلاشی می‌کند.

  • حکمرانی خردمندانه، صبورانه، ظریف و ظاهراً غیرفعال است.


 نتیجه:

فلسفه مدیریت جامعه نزد لائوتزو بر اساس فروتنی، هماهنگی با مردم، بی‌اجباری و اعتماد به خودتنظیمی جامعه است. رهبر تائویی نه با فرمان، بلکه با فضیلت و نمونه‌بودن، جامعه را هدایت می‌کند.


 جمع‌بندی تطبیقی:

موضوع دیدگاه لائوتزو
جنگ باید اجتناب‌ناپذیر، موقت، بدون غرور و همراه با اندوه باشد.
قدرت نظامی                                       هرچه پنهان‌تر و دفاعی‌تر، بهتر. سلاح‌ها نماد شومی‌اند.
حکمرانی کم‌فرمان، بی‌ادعا، هماهنگ با مردم و طبیعت.
قانون‌گذاری هرچه کمتر، بهتر؛ قانون زیاد نشانه فساد در نظام است.
رهبر ایده‌آل کسی که دیده نمی‌شود، اما مردم رشد می‌کنند و فکر می‌کنند خودشان انجام داده‌اند.
طبیعت قدرت قدرت واقعی در فروتنی، انعطاف و درک زمان و موقعیت است.


آیا ایران مستعمره چین می شود؟

اگه یه روزی مستعمره چین شدیم و از اینها هم داشتیم من یکی که پایه م