نویسنده رضا کیانی
در جنگ جهانی دوم، ارتش امپراتوری ژاپن با وجود تجهیزات پیشرفته و نیروهای منظم، در برابر متفقین شکست خورد. چرا؟ چون ژاپن دو ستاد کل نظامی مجزا داشت: یکی برای نیروی زمینی و دیگری برای نیروی دریایی. (در آن زمان هنوز ژاپن نیروی هوایی مستقل نداشت). این دو نهاد بدون هماهنگی، هرکدام راهبرد و برنامهٔ مستقلی برای خود داشتند. همین دوگانگی باعث شد در نبردهایی مثل میدوی یا سایپان، تصمیمات راهبردی با تأخیر یا تعارض همراه شود، و ژاپن فرصت تصمیم گیری مناسب را از دست بدهد.
امروزه نیز ساختار نیروهای مسلح ایران نیز با دو مرکز فرماندهی موازی روبهروست:
اگرچه قرار است که بر روی کاغذ اولی ستادی و دومی عملیاتی باشند، اما در عمل تداخل مأموریتها، ابهام در زنجیرهٔ فرماندهی، و ناهماهنگی بین ارتش و سپاه میتواند در شرایط بحرانی مشکلساز شود. همانطور که ژاپن در جنگ جهانی دوم نتیجۀ فقدان ساختار یکپارچۀ زنجیرۀ فرماندهی را دید، ایران هم در جنگ 12 روزه با اسرائیل ضربات زیادی را از همین ناحیه خورد. در مقابله با تهدیدات پیچیدهٔ منطقهای یا جهانی، ایران ناچار است تا در این ساختار ناکارآمد فرماندهی خود تجدید نظری اساسی بکند.
برای جلوگیری از چنین خطراتی، بازنگری در این ساختار دوگانه و شکلدادن به یک فرماندهی یکپارچه و منسجم در میدان نبرد، یک ضرورت راهبردی است؛ نه صرفاً یک اصلاح اداری.
درباره ی اینکه ستاد چیست و چه اهمیتی در زنجیره ی فرماندهی نیروهای مسلح دارد بعدتر بحث خواهم کرد.
#ایران #ارتش #سپاه #ستاد_کل #قرارگاه_خاتم #نیروهای_مسلح #بازدارندگی #ساختار_نظامی #امنیت_ملی #فرماندهی #جنگ_آینده #نقد_ساختاری #ژاپن #جنگ_جهانی_ دوم #رضا_کیانی
رضا کیانی
در سال ۱۹۴۷، دولت لندن تصمیم گرفت قیمومت فلسطین را به سازمان ملل واگذار کند. مجمع عمومی سازمان ملل با قطعنامه ۱۸۱، طرح تقسیم فلسطین به دو کشور یهودی و عربی را تصویب کرد. در مه ۱۹۴۸، بریتانیا فلسطین را ترک کرد و اسرائیل در همان روز اعلام استقلال کرد. این روند نشان میدهد که اسرائیل نه نتیجه یک توطئه پنهانی با لندن، بلکه حاصل فشار نظامی، ترور و جنگ چریکی گروههای یهودی بر علیه بریتانیا بود.
استقلال اسرائیل محصول یک درگیری خونین شهری بود، نه ثمره قراردادهای سری امپریالیستی.
رضا کیانی
روایت رسمی جمهوری اسلامی از شکل گیری دولت یهود در فلسطین این است که بریتانیا در جنگ جهانی اول فلسطین را اشغال کرد تا با طرحی پنهان و به صورتی مرموز، آن را بعدها به یهودیان واگذار کرده و دولت اسرائیل را بهعنوان پایگاه استعماری خود در خاورمیانه بنا کند. امروزه اسناد تاریخی این روایت را تأیید نمیکنند و آن را حاصل توهم توطئۀ حاکم بر دستگاه تبلیغاتی ایران می دانند.
پس از اشغال فلسطین، بریتانیا در اعلامیه بالفور (۱۹۱۷) از ایجاد یک "وطن ملی برای یهودیان" حمایت کرد؛ اما به شرط رعایت حقوق اعراب فلسطینی. هیچ اشارهای به تأسیس دولت یهودی یا واگذاری کل منطقه به صهیونیستها در این اعلامیه در کار نبود.
در سال ۱۹۳۹، بریتانیا "کتاب سفید" را منتشر کرد که مهاجرت یهودیان به فلسطین را محدود میکرد. این تصمیم در اوج هولوکاست، خشم شدید جنبش صهیونیسم را به دنبال داشت.
نتیجۀ سیاستهای ضد صهیونیسمی وزارت امور خارجه بریتانیا، روی آوردن گروههای شبهنظامی یهودی به جنگ مسلحانه با بریتانیا در انتهای جنگ جهانی دوم بود. حال که ماه عسل گروه های تروریستی یهودی و ماشین نظامی بریتانیا به آخر خود نزدیک می شد، گروههایی مانند ایرگون (به رهبری مناخم بگین) و لحی (یا شترن) در سالهای ۱۹۴۴ تا ۱۹۴۸ دهها عملیات چریکی، ترور و بمبگذاری علیه مقامات و زیرساختهای بریتانیایی انجام دادند.
نمونههایی از عملیات تروریستی شبه نظامیان صهیون بر علیه منافع بریتانیا
![]()
رضا کیانی
پهپاد یورودرون یک سامانه هوایی بدون سرنشین اروپایی از نوع ارتفاع متوسط با ماندگاری بلند است که با هدف تأمین استقلال دفاعی اروپا طراحی شده. این پهپاد توسط کنسرسیومی متشکل از شرکتهای ایرباس (آلمان و اسپانیا)، داسو (فرانسه) و لئوناردو (ایتالیا) ساخته میشود و تحت مدیریت سازمان همکاری مشترک تسلیحاتی موسوم به اُکار توسعه یافته است.
معرفی و تاریخچه
کاربران فعلی و احتمالی آینده
|
تعداد سفارش |
وضعیت |
کشور |
|
۲۱ فروند |
قطعی |
آلمان |
|
۱۲ فروند |
قطعی |
فرانسه |
|
۱۵ فروند |
قطعی |
ایتالیا |
|
۱۲ فروند |
قطعی |
اسپانیا |
|
— |
ناظر |
ژاپن |
|
— |
ناظر |
هند |
تاریخچه عملیاتی
تا کنون یورودرون وارد مرحله عملیاتی نشده، اما طراحی آن به گونهای است که بتواند در مأموریتهای شناسایی، نظارت، هدفگیری، پشتیبانی زمینی و حتی عملیات دریایی به کار گرفته شود. این پهپاد نخستین سامانه اروپایی است که بهطور بومی برای پرواز در فضای هوایی غیرتفکیکشده طراحی شده است.
تواناییها و مقدورات
نویسنده: N.
C. Bipindra برای مؤسسه مطالعات عالی دفاعی (CIHS)
تاریخ
انتشار: ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵
آغاز درگیری: عملیات "شیر خیزان" اسرائیل
اسرائیل در تاریخ ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ عملیات گستردهای با نام «شیر خیزان» را علیه اهداف نظامی و هستهای ایران آغاز کرد. این عملیات شامل حملات هوایی، سایبری و ترورهای هدفمند بود و به عنوان بزرگترین تهاجم نظامی مرزی اسرائیل در سالهای اخیر شناخته میشود.
در پاسخ، ایران شبهنظامیان نیابتی خود را فعال کرد، حملاتی موشکی توسط سپاه انجام داد و جنگ ترکیبی خود را در سراسر منطقه گسترش داد.
رئیسجمهور وقت آمریکا، دونالد ترامپ، پس از دعوت به صلح و درخواست تسلیم ایران، دستور حملات هوایی آمریکا را صادر کرد که منجر به نابودی کامل سه مرکز هستهای ایران در نطنز، فردو و اصفهان شد. با این حال، ترامپ تأکید کرد: «اکنون زمان صلح است».
این تقابل تأثیراتی عمیق بر ثبات منطقه، بازار جهانی نفت، سیاست خارجی آمریکا و پروژههای تجاری نوظهور مانند «IMEC» و گروه «I2U2» خواهد داشت.
گام اسرائیل: حمله برنامهریزیشده
انگیزه اصلی اسرائیل از عملیات «شیر خیزان» افزایش حملات شبهنظامیان وابسته به ایران علیه منافع دیپلماتیک و اقتصادی اسرائیل در شمال عراق و سوریه، انتقال موشکهای هدایتشونده دقیق به حزبالله لبنان و تهدیدهای هستهای مکرر علیه اسرائیل بود.
این عملیات نشانگر تغییر دکترین «کارزار بین جنگها» اسرائیل به یک اقدام نظامی آشکار و هجومی است که زیرساختهای ایران، کاروانهای تسلیحاتی و فرماندهان ارشد را هدف قرار داد.
اجزای کلیدی عملیات شامل حملات هوایی به تأسیسات سپاه، ترور فرماندهان ارشد، تخریب مراکز هستهای، حملات سایبری و نفوذ به شبکههای دفاع هوایی و زنجیره تأمین سوخت ایران بود.
اسرائیل برای مقابله با حملات تلافیجویانه ایران، سامانه جدید دفاع موشکی لیزری خود را مستقر کرد که بیشتر موشکهای ایرانی را رهگیری کرد، هرچند برخی موفق به اصابت به شهرها و حتی بیمارستانی در اسرائیل شدند.
تلآویو این عملیات را برای نابودی «معماری محاصره منطقهای» ایران و پیشگیری از حملات چندجانبه آینده – حتی حملات هستهای – ضروری دانست.
اما این اقدام تاکتیکی احتمال شروع جنگ تمامعیار با ایران و متحدانش را افزایش داده و پای آمریکا، روسیه و چین را نیز به درگیری باز کرده است.
واکنش ایران: پاسخ نیابتی و موقعیتسازی استراتژیک
پاسخ ایران ترکیبی از اقدامات نظامی مستقیم، ابهامسازی استراتژیک و جنگ نیابتی بود. با پرهیز از درگیری مستقیم دولتی، ایران به تاکتیکهای نامتقارن تکیه کرد.
صدها پهپاد و راکت به سوی اسرائیل شلیک شد و سامانههای «گنبد آهنین» را به چالش کشید. حوثیهای یمن – نیروی نیابتی ایران – حملات آمریکا را «اعلان جنگ» خوانده و موشکهایی به سمت اسرائیل شلیک کردند.
برای نخستین بار از آوریل ۲۰۲۴، موشکهایی مستقیماً از خاک ایران به اسرائیل اصابت کردند که نشاندهنده عبور از آستانهای جدید در تنشها است.
ایران در تلاش است از جنگ فراگیر اجتناب کند، اما با اقدامات حسابشده تلاش دارد اسرائیل را از نظر سیاسی و نظامی تحت فشار قرار دهد و همچنین توان بازدارندگی آمریکا را در منطقه محک بزند.
آمریکا: نوسان استراتژیک یا فرسایش ژئوپلیتیکی؟
تنها یک هفته پس از آغاز درگیری، آمریکا وارد معرکه شد. با وجود هشدارهای اولیه، دولت ترامپ اطلاعات نظامی در اختیار اسرائیل قرار داد و دو ناو هواپیمابر را به منطقه اعزام کرد. سپس حملات مستقیم را آغاز کرد.
واشینگتن به دلیل حمایت پنهانی از عملیات اسرائیل در عین تلاش برای آرامسازی علنی، با انتقاداتی در خصوص تناقض استراتژیک مواجه شده است. این وضعیت روابط آمریکا با کشورهایی مانند عمان و کویت را پیچیدهتر کرده است.
علاوه بر آن، مشارکت آمریکا در نشست G7 نیز تحت تأثیر بحران منطقهای قرار گرفت.
تأثیر بر هند: تهدیدها و فرصتها
هند با سرمایهگذاری گسترده در دیپلماسی و زیرساختهای غرب آسیا، اکنون با مخاطرات جدیدی مواجه است.
کریدور IMEC در معرض تهدید:
این مسیر تجاری، معرفیشده در اجلاس G20 سال ۲۰۲۳، به ثبات منطقهای در امارات، عربستان، اسرائیل و اردن وابسته است. درگیریها باعث اختلال در بنادر حیفا و ایلات و افزایش هزینههای بیمه دریایی در دریای سرخ شدهاند.
گروه I2U2 تحت فشار دیپلماتیک:
امارات از تنشها ابراز نگرانی کرده و خواستار خویشتنداری شده، در تضاد با رویکرد اسرائیل. هند در میان حفظ روابط دیرینه با اسرائیل و گسترش روابط با ایران و کشورهای عربی گیر افتاده است.
امنیت انرژی و مخاطرات مهاجرین:
تهدید ایران برای حمله به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز، قیمت نفت خام را بالا برده و کنترل تورم هند را در خطر قرار داده است. همچنین، هند مجبور به تخلیه اتباع خود از ایران و اسرائیل شده و خطرات در کشورهای همسایه مانند کویت و بحرین نیز در حال افزایش است.
توصیههای استراتژیک برای هند
نتیجهگیری
عملیات «شیر خیزان» و واکنش چندجانبه ایران، شکافهای قدیمی را باز کرده و خطوط جدیدی از تنش را در خاورمیانه ترسیم کردهاند. هند در نقطهای حساس ایستاده است و باید با احتیاط، ابتکار عمل و استقلال عمل وارد مرحله جدیدی شود که میتواند آینده دیپلماسی، قدرت منطقهای و اتصال اوراسیا را رقم بزند.
وقتی کشوری مثل اسرائیل با تهدیدهای روزافزون در مرزهایش روبهروست، حملهای فراتر از مرزها فقط وقتی توجیهپذیر است که موضوعی "وجودی" در میان باشد — و این موضوع برای اسرائیل، برنامه هستهای ایران بود.
از همان ابتدای انقلاب، دشمنی با اسرائیل به یکی از اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی تبدیل شد. از تحویل سفارت اسرائیل به یاسر عرفات تا حمایت از حزبالله و جهاد اسلامی.
اما این استراتژی از ابتدا برای اسرائیل شفاف بود. اسرائیل برای پیشدستی، سناریویی طراحی کرد که با تحریک حماس آغاز شد و با کشاندن ایران به جنگ مستقیم ادامه یافت.
عملیاتهایی مثل ترور هنیه، حمله به کنسولگری ایران در دمشق و هدف قرار دادن سید حسن نصرالله، همه در مسیر تحریک ایران بود. حتی حمله به داخل خاک ایران در آبان ۱۴۰۳ هم بیپاسخ ماند.
همزمان، ایران با شتاب بیشتر به سمت ساخت بمب هستهای رفت. مذاکره با آمریکا در دوره ترامپ، در واقع ترفندی برای خرید زمان بود. اما ترامپ و نتانیاهو با هم برنامه داشتند: سرگرمسازی ایران با مذاکره، و اجرای طرح نهایی حمله.
نتیجه؟ حمله گسترده اسرائیل به ایران، و تخریب جدی زیرساختهای نظامی و هستهای جمهوری اسلامی.
این جنگ، آغاز پایان بود — نه فقط یک درگیری نظامی، بلکه تقابل دو راهبرد بلندمدت.
رضا کیانی
خداوند تسلیحات هم که باشی، اگر سربازت جرأت جنگیدن را از دست بدهد قافیه را باخته ای. جنگ روانی تاریخی طولانی دارد. شاید اولین بار که پرتاب سنگ و پاره آجر جایشان را به پرتاب آتش یونانی توسط منجنیق دادند این کانسپت (چی هست؟) به مغز فرماندهان خطور کرد. از این به بعد بود که روح و روان نیز باید در محاسبات نظامی ژنرالها منظور می شد. روشهای اولیۀ جنگ روانی زمخت و بی ظرافت بودند. مثلاً اعراب عادت داشتند که آب را بر روی سربازان دشمن ببندند؛ مثل موقعی که پیامبر اکرم (ص) در جنگ بدر زودتر به چاه های آب رسید و آب را بر روی لشکر مکه بست (انتظار داشتی که واقعه عاشورا را مثال بزنم؟ هه هه هه ... باشه برای دفعۀ بعد).
امروزه اما کارها ظریف و زیرپوستی شده ان. لشکری از متخصصین شامل طراح و نقاش و انیمیشن ساز و گرافیست و نویسنده و روانشناس و جامعه شناس و متخصص امور امنیتی جمع می شن تا جنگ های روانی امروزه را سامان بِدَن. و از اونجایی که نظام مقدس ما اصولاً با علم روز بیگانه است؛ حداکثر کاری که می کنند این است که یک چفیه می اندازه گردن یک دختر بچه تا با لهجه شیرین انگلیسی خود دشمن صهیونی را وادار به عقب نشینی بکنه. بی شعور ها نکردن برای این کلیپ احمقانه شان یک زیرنویس عِبری بگذارند که سرباز صهیونی دست کم بفهمد این دخترک در حال بلغور کردن چه شرّ و ورّی ست.
#جنگ_روانی #جنگ_12_روزه #عبری #چفیه #دختر #جنگ_بدر #شر_و_ور #نظام #اسرائیل #ایران #جنگ_ایران_اسرائیل
![]()
جمله معروفی است درباره اینکه رویدادهای تاریخی دوبار تکرار می شوند؛ بار اول به صورت تراژدی و بار دوم به صورت کمدی. حقیقت این است که در مرور تحولات سیاسی خاورمیانه گاه متوجه می شویم که یک اشتباه راهبردی بارها و بارها تکرار شده است: میدان دادن به نیروهای اسلامگرا و همزمان سرکوب دیگر دشمنان.
رژیم پهلوی در ایران دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی، بیشتر نگران کمونیستها و ملیگراها بود. در نتیجه، فعالیت روحانیون سنتی، هیئتهای مذهبی و حتی منابر سیاسی را آزادتر گذاشت، در حالی که ساواک دهها روشنفکر، فعال چپ و مخالف ملی را بازداشت، تبعید یا اعدام کرد.
در طرف دیگر، اسرائیل در دهه ۱۹۷۰ و اوایل ۱۹۸۰ میلادی، برای تضعیف سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) و گروههای چپگرای فلسطینی، به جریانهای اسلامگرای اخوانی در غزه مانند جمعیت اسلامی به رهبری شیخ احمد یاسین فضا داد؛ به آنها اجازه فعالیت اجتماعی، مذهبی و خیریهای داد، چون آنها را تهدیدی سیاسی نمیدانست.
پی آمد امنیتی برای هر دو رژیم برعکس شد:
در ایران: روحانیت سنتی، به رهبری آیتالله خمینی، رفتهرفته قدرت اجتماعی و بسیج تودهای را به دست گرفت و با کنار زدن آلترناتیوهای سکولار، انقلاب ۵۷ را رقم زد.
در فلسطین: اخوانالمسلمین فلسطین رشد کرد و در ۱۹۸۷ حماس را تأسیس کرد. همان گروهی که امروز دشمن سرسخت اسرائیل است و در غزه حاکمیت دارد. بعدها بسیاری از مقامات اسرائیلی اعتراف کردند که در تضعیف ساف و کمک به رشد اسلامگرایان، اشتباه کردند.
نتیجه
وقتی تنها صدای مجاز، صدای دین باشد، دیر یا زود همان صدا سیاسی میشود،
مسلح میشود، و همه رقبای حذفشده را نیز پشتسر میگذارد.
پی نوشت:
این مسیر اشتباه را آمریکا در زمان سازمان دادن مجاهدین افغان که منجر به ظهور القاعده شد، اردوغان در اتحاد موقت با گولن، ارتش پاکستان در اتحاد با مدارس مذهبی که منجر به ظهور طالبان شدند، مصر در زمان مبارک نیز تا حدودی رفته اند. برای مطالعه بیشتر توصیه می شود که به سریال بازی تاج و تخت زمانی که ملکه سرسی با گنجشکهای مذهبی ائتلاف کرد رجوع کنید (فصل پنجم اپیزودهای 3و4و6 – فصل ششم اپیزودهای 6 و 10).

سردار مرحوم حاجی زاده، همان عزیزی که با موشک هواپیمای مسافربری اوکراینی را انداخت و گردن نگرفت، در نشست خبری مورخ ۱۹ دی ۱۳۹۸ (۹ ژانویه ۲۰۲۰)، اعلامیهای درباره حمله موشکی سپاه پاسداران به پایگاه آمریکایی «عینالاسد» در عراق ایراد کرد. در آن ویدیو، سردار پشت تریبونی بود که در پشت آن پرچمهای رسمی ایران، سپاه و دستکم هفت پرچم دیگر متعلق به گروههای مقاومت تحت حمایت ایران – از جمله حزبالله لبنان، انصارالله یمن، حشد شعبی عراق، حماس، فاطمیون افغانستان و زینبیون پاکستان – دیده میشد. این ژست پیامی بود برای طرف آمریکایی که: در خاورمیانه ایران تنها نیست و اگر درگیری به وجود بیاید آمریکا علاوه بر ایران با پروکسی های ایران طرف است.
اما اگر اندکی دقت کنید در این عکس/ویدئو متوجه یک نکتۀ جالب می شوید: رنگ زردی که پس زمینۀ پرچمهای پروکسی های ایران است. آیا این انتخاب این رنگ زرد تصادفی بوده است؟ ظاهراً این انتخاب دلایل ایدئولوژیک، نمادین و تبلیغاتی دارد. در ادامه دلایل اصلی استفاده از این رنگ را توضیح میدهم:
۱. الگوگیری از حزبالله لبنان
حزبالله، بهعنوان نخستین و موفقترین گروه نیابتی ایران در منطقه، از دهه ۱۹۸۰ پرچمی با پسزمینه زرد و نمادهای سبز (شامل اسلحه و آیه قرآنی) انتخاب کرد. این پرچم در ذهن طرفداران محور مقاومت، به نماد ایستادگی، جهاد، و مقاومت اسلامی شیعه تبدیل شده است.
در حقیقت پروکسی های جدیدی که بعدتر تأسیس شدند با استفاده از رنگ زرد، خود
را ادامه دهندۀ ایدئولوژیک مسیر حزبالله
معرفی میکنند.
۲. بار نمادین رنگ زرد در ادبیات شیعی و نظامی
در فرهنگ اسلامی و حتی عرفانی، رنگ زرد معمولاً نشاندهنده هشدار، آمادگی، یا فداکاری است.
در ادبیات نظامی معاصر، رنگ زرد در بسیاری از موارد با حالت آمادهباش،
مقاومت، و پرچم خطر تداعی میشود. این پیام ضمنی دارد که گروه مذکور یک نیروی
«در حالت جنگ و مقاومت» است.
۳. تمایز تبلیغاتی و گرافیکی
در میان طیف وسیع پرچمهای کشورهای عربی و گروههای سنی که عمدتاً سبز، قرمز، مشکی یا سفید هستند، رنگ زرد بهشدت جلب توجه میکند و در میدان نبرد یا رسانه برجسته میشود.
طراحی گرافیکی زرد+سبز در پرچمهایی مثل حزبالله بهمرور به هویت بصری
محور مقاومت تبدیل شد.
۴. پیام سیاسی و جبههبندی با دیگر مسلمانان
استفاده از رنگ زرد بهنوعی اعلام وفاداری به جبهه ایران و مرزبندی با گروههای سنی (که عمدتاً از رنگهای تیره و سنتی عربی استفاده میکنند) محسوب میشود.
در مقابل، گروههایی مثل القاعده یا داعش پرچمهایی به رنگ سیاه با نوشتههای
سفید دارند؛ تفاوت رنگها، بازتاب اختلاف گفتمانی است.
رضا کیانی
نویسنده: رضا کیانی 18 تیرماه ۱۴۰۳
قبلا گفتیم که دشمنان ایران توانستند سیاستگذاران ایران در حوزه نظامی را دچار یک #تله_شناختی کنند و به دام بیاندازند. دامی که برای ایران چیده بودند یک دام چند مرحله ای بود:
1- مرحله اول: اظهار ضعف در برابر حملات موشکی (به ویژه به مناطق غیر نظامی)
2- مرحله دوم: هل دادن ایران به سوی اینکه تمامی منابع کمیاب خود را صرف ساخت #موشک_بالستیک کند.
3- مرحله سوم: ساخت پیشرفته ترین #دفاع_ضدموشکی حال حاضر جهان برای مقابله با موشکهای بالستیک ایران.
4- مرحله چهارم: آزمودن دفاع موشکی #اسرائیل در جنگهای کوتاه مدت با #حزب_الله و #حماس و رفع اشکالات آن.
5- مرحله پنجم: حمله به ایران و در نهایت خنثی کردن موشکهای بالستیک ایران و رفع تهدید.
در حالیکه ایران تمام منابع خود را صرف ساخت #موشک_بالستیک کرده است، اکنون در وضعیتی هستیم که نیروهای مسلح ایران نه قابلیت و نه کفایت لازم برای دفاع از مرزهای زمینی، هوایی و دریایی کشور را ندارند چرا که نه تسلیحات لازم را تهیه کرده ایم و نه نیروی انسانی لازم را تربیت. چنین وضعیتی را در اصطلاح شطرنج #زوگزوانگ می گویند: وضعیتی که یکی از طرفین نوبت حرکت ش فرا رسیده است و هیچ حرکت مناسبی برایش وجود ندارد. حاکمیت فعلی ایران هر حرکتی که در حال حاضر انجام بدهد بدتر از حرکت های دیگر خواهد بود.
برای اینکه حرفهایی را که در گذشته زدیم مستندتر کرده باشیم به چند نمونه از فرمایشات کسانی می پردازیم که سربازی نرفته به درجه سرداری رسیدند. ابتدا با سردار #محمد_رضا_نقدی (معاون هماهنگکننده سپاه ؛عراقی الاصل و دارای شکایت کیفری منجر به صدور حکم 8 ماه زندان) شروع می کنیم: «بازدارندگی دشمنان در بمب اتم است، اما ما موشک بالستیکی درست کردیم که […] نقطهزن است»
پس از آن به سراغ فرمانده مرحوم کل سپاه، سرلشکر #حسین_سلامی می
رویم که در مراسم رونمایی از سیستم #رگبار_بالستیک (چی
هست؟) گفت: «این ستون
مستحکم خیمه بازدارندگی و دفاع اطمینانبخش نظام ما … قدرت موشکی
ما ضامن عقبنشینی دشمنان است»
و دست آخر سراغ
سرلشکر #حسین_باقری رئیس مرحوم ستاد کل
نیروهای مسلح که تصریح کرده:
«موشک
بالستیک جزو سلاحهایی بود که آمریکا به هیچ وجه به ما نداد و اکنون قدرت موشک
بالستیک ایران در جهان برتر است… اهمیت بازدارندگی نظامی و دفاعی
را با گوشت و پوست خود لمس کردیم.»
بحث، بحثِ فریب دادن مخاطب و ملت ایران نیست؛ بحث این است که خود این بندگان خدا فریب خورده بودند و در دام اسرائیل افتاده بودند. دامی که هنوز هم پهن است و عده زیادی را همچنان به دام خود می کشد. الان با هر کسی که صحبت کنی، از عامی متخصص، و بگویی که باید صنایع موشکی خود را تعطیل کنیم و اگرنه #آمریکا و اسرائیل دست از سر ما بر نمی دارند در جواب می گوید: یعنی می گویی باید خودمان را در برابر تهدید دشمن بی دفاع کنیم؟
سرابِ #بازدارندگی موشکهای بالستیک چنان در جان و روح مردم رخنه کرده که گمان می کنند از دست دادن موشک بالستیک مساوی است با تسلیم بی قید و شرط. در صورتی که موشک بالستیک تنها یکی از ابزارهای #بازدارندگی است. مهمترین و اصلی ترین ابزار بازدارندگی در برابر تهاجم خارجی #وحدت_ملی است؛ واژه ای که جمهوری اسلامی تا کنون با آن بیگانه بوده است. حاکمیت، با برداشت خاصی که از فقه شیعه داشته است، هر صدای مخالفی را سرکوب کرده است. سبک زندگی افراد جامعه را ندیده گرفته است. اولویتهای معیشتی مردم را به #قمار_هسته_ای خود گره زده است. با تورم لجام گسیخته 40 ساله کمر مردم خود را خم کرده است. و حال پس از 44 سال تازه به یاد آن افتاده است که بین افراد ملت وحدت بوجود بیاورد که البته بعید است که با این دست فرمان که آقایان می روند این هم حربه ای جز برای فریب #افکار_عمومی نباشد. درباره چرخش ناگهانی حاکمیت از #امت_گرایی به #ملی_گرایی قبلا صحبت کرده ایم.
فَبَشِّرْ عِبَادِ، الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِکَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ
سوره مبارکه زمر آیات 17 و 18