جنگها و تاریخ

جنگها و تاریخ، فضایی برای بررسی رویدادهای تاریخی و جنگها است.

جنگها و تاریخ

جنگها و تاریخ، فضایی برای بررسی رویدادهای تاریخی و جنگها است.

حماس؛ نماینده هیچ کس نیست نه مردم فلسطین و نه حتی مردم غزه

رضا کیانی

بسیاری تصور می‌کنند حماس نماینده رسمی مردم غزه است، اما واقعیت تاریخی چیز دیگری است:


1.      در انتخابات سال ۲۰۰۶، حماس توانست اکثریت کرسی‌های مجلس قانون‌گذاری فلسطین را به‌دست آورد. این پیروزی اصلا به معنای اختیار دائمی اداره غزه نبود.

2.      تنها یک سال بعد، در خرداد ۲۰۰۷، حماس با عملیات مسلحانه و یک کودتای خونین، نیروهای تشکیلات خودگردان (فتح) را از غزه بیرون کرد و کنترل کامل این منطقه را به‌دست گرفت.

3.      از آن زمان تا امروز، هیچ انتخابات جدیدی در غزه برگزار نشده و حماس به صورت یک‌جانبه و بدون پشتوانه‌ی رأی تازه مردم، قدرت را حفظ کرده است.

4.      در سطح بین‌المللی، سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) و تشکیلات خودگردان به عنوان نمایندگان رسمی مردم فلسطین شناخته می‌شوند، و نه حماس.


حماس امروز صرفاً به صورت دوفاکتو مدیر غزه است، نه نماینده‌ی قانونی و دموکراتیک مردم این منطقه. یک رای گیری زیر نظر سازمان ملل نشان خواهد داد که قدرت سیاسی  حماس در خاک خود غزه فقط ناشی از قدرت سرنیزه های این سازمان تروریستی است و نه قلبهای مردم.


 

پروژه میدان

سالها است که غرب استعمارگر می گوید که پروژه غنی سازی اورانیوم ایران ( و بر خلاف ادعاهای جمهوری اسلامی نه تمامی برنامۀ هسته ای ما) نظامی است و سالها است که ایران تکذیب می کند. خلاصه که از آن طرف اصرار و از این طرف انکار. پریروزی ها در میان هزاران عکسی که از اینترنت جمع کردم به دو عکس از پروژه میدان رسیدم. صورت جلساتی بود که مرحوم فخری زاده هم در آنها شرکت داشت و درباره ساخت سایتهایی بود که بتوان بمب هسته ای را در آنجا آزمایش کرد. البته در اسناد مستقیما از واژه «بمب هسته ای» استفاده نشده بود و به جایش اصطلاح «کلاهک» به کار برده شده بود. خلاصه ای از میدان:

 نام پروژه: میدان

تعریف کلی: پروژه‌ای مخفی در دل برنامه هسته‌ای ایران، که بنا بر شواهد، هدف نهایی آن طراحی و ساخت سلاح هسته‌ای بوده است. به نظر می‌رسد پروژه میدان ادامه یا بازسازی پروژه‌ای قدیمی‌تر با نام «آماد» باشد که در اوایل دهه ۱۳۸۰ خورشیدی (۲۰۰۰ میلادی) متوقف شد یا به‌صورت مخفیانه به چند پروژه تحقیقاتی کوچکتر تجزیه شد.

 پیشینه

  • پروژه آماد: یک برنامه سازمان‌یافته هسته‌ای که ایران تا حدود سال ۲۰۰۳ در حال اجرای آن بود. هدف اصلی آن ساخت یک بمب اتمی عملیاتی تا سال ۲۰۰۳ بود. به‌ گفته منابع غربی، ایران تحت فشار بین‌المللی (به‌ویژه پس از حمله آمریکا به عراق) تصمیم گرفت این برنامه را در ‌ظاهر متوقف کند.
  • پس از ۲۰۰۳، برنامه هسته‌ای ایران ظاهراً به اهداف غیرنظامی تغییر مسیر داد، اما غربی ها ادعا می کنند که شواهدی از ادامه برخی فعالیت‌های مرتبط در قالب پروژه‌هایی شبیه به پروژه «میدان» یافت شده است.

 اهداف و ساختار پروژه میدان

بر اساس اسناد موساد و تحلیل‌های منتشرشده:

  • پروژه «میدان» زیرمجموعه وزارت دفاع و سازمان پژوهش‌های نوین دفاعی بوده است.
  • تمرکز آن بر طراحی چاشنی بمب هسته‌ای، شبیه‌سازی عددی، آزمایش چاشنی انفجاری، و کار با فلز اورانیوم غنی‌شده بوده است.
  • برخی افراد کلیدی مانند محسن فخری‌زاده (دانشمند هسته‌ای که در سال ۲۰۲۰ ترور شد) نقش محوری در این پروژه داشتند.
  • بر اساس اسناد، آزمایش‌هایی در سایت‌هایی مانند پارچین انجام شده که احتمال استفاده از مواد انفجاری قوی و شبیه‌سازی چاشنی بمب اتمی وجود داشته است.

 واکنش آژانس انرژی اتمی و جامعه بین‌المللی

  • در سال‌های اخیر، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به‌ویژه روی آثار اورانیوم کشف‌شده در مکان‌هایی مانند تورقوزآباد و پارچین تمرکز کرده و از ایران درباره اهداف پروژه‌های مرتبط با میدان و سایر پروژه‌های نظامی-هسته‌ای سؤال کرده است.
  • ایران همکاری کاملی با آژانس در این زمینه‌ها نداشته و همواره اعلام کرده که برنامه‌اش صلح‌آمیز است.

 نتیجه‌گیری

پروژه میدان بخشی از یک تلاش پنهان برای حفظ دانش و توانایی ساخت سلاح هسته‌ای در قالبی مخفی و غیرقابل شناسایی توسط جامعه بین‌المللی ارزیابی می‌شود. گرچه شواهد قطعی از ساخت سلاح هسته‌ای در ایران در دست نیست، اما تداوم چنین پروژه‌هایی نشانه‌ای از «گزینه‌سازی هسته‌ای» توسط ایران است؛ یعنی حفظ دانش، مواد و زیرساخت لازم برای ساخت بمب اتمی در صورت تصمیم سیاسی.




 

شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم؛ درسهایی برای اصلاح ساختار نظامی ایران



 نویسنده  رضا کیانی

در جنگ جهانی دوم، ارتش امپراتوری ژاپن با وجود تجهیزات پیشرفته و نیروهای منظم، در برابر متفقین شکست خورد. چرا؟ چون ژاپن دو ستاد کل نظامی مجزا داشت: یکی برای نیروی زمینی و دیگری برای نیروی دریایی. (در آن زمان هنوز ژاپن نیروی هوایی مستقل نداشت). این دو نهاد بدون هماهنگی، هرکدام راهبرد و برنامهٔ مستقلی برای خود داشتند. همین دوگانگی باعث شد در نبردهایی مثل میدوی یا سایپان، تصمیمات راهبردی با تأخیر یا تعارض همراه شود، و ژاپن فرصت تصمیم گیری مناسب را از دست بدهد.

 

امروزه نیز ساختار نیروهای مسلح ایران نیز با دو مرکز فرماندهی موازی روبه‌روست:


  •  ستاد کل نیروهای مسلح


  •  قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء (ص)

 

اگرچه قرار است که بر روی کاغذ اولی ستادی و دومی عملیاتی باشند، اما در عمل تداخل مأموریت‌ها، ابهام در زنجیرهٔ فرماندهی، و ناهماهنگی بین ارتش و سپاه می‌تواند در شرایط بحرانی مشکل‌ساز شود. همانطور که ژاپن در جنگ جهانی دوم نتیجۀ فقدان ساختار یکپارچۀ زنجیرۀ فرماندهی را دید، ایران هم در جنگ 12 روزه با اسرائیل ضربات زیادی را از همین ناحیه خورد. در مقابله با تهدیدات پیچیدهٔ منطقه‌ای یا جهانی، ایران ناچار است تا در این ساختار ناکارآمد فرماندهی خود تجدید نظری اساسی بکند.

 

 برای جلوگیری از چنین خطراتی، بازنگری در این ساختار دوگانه و شکل‌دادن به یک فرماندهی یکپارچه و منسجم در میدان نبرد، یک ضرورت راهبردی است؛ نه صرفاً یک اصلاح اداری.

 

درباره ی اینکه ستاد چیست و چه اهمیتی در زنجیره ی فرماندهی نیروهای مسلح دارد بعدتر بحث خواهم کرد.

 

#ایران #ارتش #سپاه #ستاد_کل #قرارگاه_خاتم #نیروهای_مسلح #بازدارندگی #ساختار_نظامی #امنیت_ملی #فرماندهی #جنگ_آینده #نقد_ساختاری #ژاپن #جنگ_جهانی_ دوم  #رضا_کیانی

 

اسرائیل نتیجه یک توطئه نبود؛ حاصل جنگ گروه های شبه نظامی یهودی با بریتانیا بود؛ قسمت دوم


 رضا کیانی


در اواخر دهه ۱۹۴۰، بریتانیا علاوه بر فشار نظامی گروه‌های صهیونیست در فلسطین، با بحران اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم و جنبش استعمارزدایی در آسیا مواجه بود.

 

 در سال ۱۹۴۷، دولت لندن تصمیم گرفت قیمومت فلسطین را به سازمان ملل واگذار کند. مجمع عمومی سازمان ملل با قطعنامه ۱۸۱، طرح تقسیم فلسطین به دو کشور یهودی و عربی را تصویب کرد. در مه ۱۹۴۸، بریتانیا فلسطین را ترک کرد و اسرائیل در همان روز اعلام استقلال کرد.  این روند نشان می‌دهد که اسرائیل نه نتیجه یک توطئه پنهانی با لندن، بلکه حاصل فشار نظامی، ترور و جنگ چریکی گروه‌های یهودی بر علیه بریتانیا بود.

 

 استقلال اسرائیل محصول یک درگیری خونین شهری بود، نه ثمره قراردادهای سری امپریالیستی.

 


اسرائیل نتیجه یک توطئه نبود؛ حاصل جنگ گروه های شبه نظامی یهودی با بریتانیا بود؛ قسمت اول


رضا کیانی

 

روایت‌ رسمی جمهوری اسلامی از شکل گیری دولت یهود در فلسطین این است که بریتانیا در جنگ جهانی اول فلسطین را اشغال کرد تا با طرحی پنهان و به صورتی مرموز، آن را بعدها به یهودیان واگذار کرده و دولت اسرائیل را به‌عنوان پایگاه استعماری خود در خاورمیانه بنا کند. امروزه اسناد تاریخی این روایت را تأیید نمی‌کنند و آن را حاصل توهم توطئۀ حاکم بر دستگاه تبلیغاتی ایران می دانند.

 

 پس از اشغال فلسطین، بریتانیا در اعلامیه بالفور (۱۹۱۷) از ایجاد یک "وطن ملی برای یهودیان" حمایت کرد؛ اما به شرط رعایت حقوق اعراب فلسطینی. هیچ اشاره‌ای به تأسیس دولت یهودی یا واگذاری کل منطقه به صهیونیست‌ها در این اعلامیه در کار نبود.

 

 در سال ۱۹۳۹، بریتانیا "کتاب سفید" را منتشر کرد که مهاجرت یهودیان به فلسطین را محدود می‌کرد. این تصمیم در اوج هولوکاست، خشم شدید جنبش صهیونیسم را به دنبال داشت.

 

 نتیجۀ سیاست‌های ضد صهیونیسمی وزارت امور خارجه بریتانیا، روی آوردن گروه‌های شبه‌نظامی یهودی به جنگ مسلحانه با بریتانیا در انتهای جنگ جهانی دوم بود. حال که ماه عسل گروه های تروریستی یهودی و ماشین نظامی بریتانیا به آخر خود نزدیک می شد، گروه‌هایی مانند ایرگون (به رهبری مناخم بگین) و لحی (یا شترن) در سال‌های ۱۹۴۴ تا ۱۹۴۸ ده‌ها عملیات چریکی، ترور و بمب‌گذاری علیه مقامات و زیرساخت‌های بریتانیایی انجام دادند.

 

 نمونه‌هایی از عملیات‌ تروریستی شبه نظامیان صهیون بر علیه منافع بریتانیا

 

  • بمب‌گذاری در هتل کینگ دیوید (سرفرماندهی وقت بریتانیا در فلسطین) توسط ایرگون، ۹۱ کشته (۱۹۴۶)
  • ترور لرد موین، وزیر بریتانیا در قاهره (۱۹۴۴)
  • اعدام دو سرباز بریتانیایی توسط ایرگونو آویختن جنازۀ آنها از تیر برق (۱۹۴۷)
  • حمله به مقر لشکر هفتم هوابرد توسط لحی و کشته شدن 7 سرباز بریتانیایی (1946)
  • حمله به ایستگاه‌ پلیس حیفا توسط لحی، 4 کشته و 120 ز(1947)
  • دو نوبت افنجار قطار توسط لحی، جمعا 68 کشته و 95 نفر زخمی (1948)



پهپاد برد بلند یورودرون

undefined

رضا کیانی

پهپاد یورودرون یک سامانه هوایی بدون سرنشین اروپایی از نوع ارتفاع متوسط با ماندگاری بلند است که با هدف تأمین استقلال دفاعی اروپا طراحی شده. این پهپاد توسط کنسرسیومی متشکل از شرکت‌های ایرباس (آلمان و اسپانیا)، داسو (فرانسه) و لئوناردو (ایتالیا) ساخته می‌شود و تحت مدیریت سازمان همکاری مشترک تسلیحاتی موسوم به اُکار توسعه یافته است.

معرفی و تاریخچه

  • پروژه یورودرون در سال ۲۰۱۵ با مشارکت فرانسه، آلمان و ایتالیا آغاز شد؛ اسپانیا نیز بعدها به آن پیوست.
  • هدف اصلی، طراحی پهپادی با قابلیت پرواز در فضای هوایی غیرنظامی و انجام مأموریت‌های چندمنظوره بود.
  • نخستین پرواز آزمایشی آن برای اواسط ۲۰۲۷ برنامه‌ریزی شده و تحویل اولیه در سال ۲۰۲۸ پیش‌بینی شده است.

 

کاربران فعلی و احتمالی آینده

تعداد سفارش

وضعیت

کشور

۲۱ فروند

قطعی

آلمان

۱۲ فروند

قطعی

فرانسه

۱۵ فروند

قطعی

ایتالیا

۱۲ فروند

قطعی

اسپانیا

ناظر

ژاپن

ناظر

هند

تاریخچه عملیاتی

تا کنون یورودرون وارد مرحله عملیاتی نشده، اما طراحی آن به گونه‌ای است که بتواند در مأموریت‌های شناسایی، نظارت، هدف‌گیری، پشتیبانی زمینی و حتی عملیات دریایی به کار گرفته شود. این پهپاد نخستین سامانه اروپایی است که به‌طور بومی برای پرواز در فضای هوایی غیرتفکیک‌شده طراحی شده است.

توانایی‌ها و مقدورات

  • موتور: دو موتور توربوپراپ ساخت شرکت جنرال الکتریک کاتالیست با پیکربندی پشت‌بال
  • وزن برخاست: ۱۳٬۰۰۰ کیلوگرم
  • برد پروازی: تا ۴۰ ساعت
  • سقف پرواز: ۱۲٬۰۰۰ متر
  • سرعت: حدود ۵۰۰ کیلومتر بر ساعت
  • ظرفیت محموله: ۲٬۳۰۰ کیلوگرم
  • تسلیحات قابل حمل: موشک‌های هدایت‌شونده نظیر بریمس‌تون، جی‌بی‌یو-۴۹ و اکرون ال‌پی

 

چگونه درگیری اسرائیل و ایران صفحه شطرنج استراتژیک غرب آسیا را تغییر داد


نویسنده: N. C. Bipindra برای مؤسسه مطالعات عالی دفاعی (CIHS)
تاریخ انتشار: ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵

آغاز درگیری: عملیات "شیر خیزان" اسرائیل

اسرائیل در تاریخ ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ عملیات گسترده‌ای با نام «شیر خیزان» را علیه اهداف نظامی و هسته‌ای ایران آغاز کرد. این عملیات شامل حملات هوایی، سایبری و ترورهای هدفمند بود و به عنوان بزرگ‌ترین تهاجم نظامی مرزی اسرائیل در سال‌های اخیر شناخته می‌شود.

در پاسخ، ایران شبه‌نظامیان نیابتی خود را فعال کرد، حملاتی موشکی توسط سپاه انجام داد و جنگ ترکیبی خود را در سراسر منطقه گسترش داد.

رئیس‌جمهور وقت آمریکا، دونالد ترامپ، پس از دعوت به صلح و درخواست تسلیم ایران، دستور حملات هوایی آمریکا را صادر کرد که منجر به نابودی کامل سه مرکز هسته‌ای ایران در نطنز، فردو و اصفهان شد. با این حال، ترامپ تأکید کرد: «اکنون زمان صلح است».

این تقابل تأثیراتی عمیق بر ثبات منطقه، بازار جهانی نفت، سیاست خارجی آمریکا و پروژه‌های تجاری نوظهور مانند «IMEC» و گروه «I2U2» خواهد داشت.

گام اسرائیل: حمله برنامه‌ریزی‌شده

انگیزه اصلی اسرائیل از عملیات «شیر خیزان» افزایش حملات شبه‌نظامیان وابسته به ایران علیه منافع دیپلماتیک و اقتصادی اسرائیل در شمال عراق و سوریه، انتقال موشک‌های هدایت‌شونده دقیق به حزب‌الله لبنان و تهدیدهای هسته‌ای مکرر علیه اسرائیل بود.

این عملیات نشانگر تغییر دکترین «کارزار بین جنگ‌ها» اسرائیل به یک اقدام نظامی آشکار و هجومی است که زیرساخت‌های ایران، کاروان‌های تسلیحاتی و فرماندهان ارشد را هدف قرار داد.

اجزای کلیدی عملیات شامل حملات هوایی به تأسیسات سپاه، ترور فرماندهان ارشد، تخریب مراکز هسته‌ای، حملات سایبری و نفوذ به شبکه‌های دفاع هوایی و زنجیره تأمین سوخت ایران بود.

اسرائیل برای مقابله با حملات تلافی‌جویانه ایران، سامانه جدید دفاع موشکی لیزری خود را مستقر کرد که بیشتر موشک‌های ایرانی را رهگیری کرد، هرچند برخی موفق به اصابت به شهرها و حتی بیمارستانی در اسرائیل شدند.

تل‌آویو این عملیات را برای نابودی «معماری محاصره منطقه‌ای» ایران و پیشگیری از حملات چندجانبه آینده حتی حملات هسته‌ای ضروری دانست.

اما این اقدام تاکتیکی احتمال شروع جنگ تمام‌عیار با ایران و متحدانش را افزایش داده و پای آمریکا، روسیه و چین را نیز به درگیری باز کرده است.

واکنش ایران: پاسخ نیابتی و موقعیت‌سازی استراتژیک

پاسخ ایران ترکیبی از اقدامات نظامی مستقیم، ابهام‌سازی استراتژیک و جنگ نیابتی بود. با پرهیز از درگیری مستقیم دولتی، ایران به تاکتیک‌های نامتقارن تکیه کرد.

صدها پهپاد و راکت به سوی اسرائیل شلیک شد و سامانه‌های «گنبد آهنین» را به چالش کشید. حوثی‌های یمن نیروی نیابتی ایران حملات آمریکا را «اعلان جنگ» خوانده و موشک‌هایی به سمت اسرائیل شلیک کردند.

برای نخستین بار از آوریل ۲۰۲۴، موشک‌هایی مستقیماً از خاک ایران به اسرائیل اصابت کردند که نشان‌دهنده عبور از آستانه‌ای جدید در تنش‌ها است.

ایران در تلاش است از جنگ فراگیر اجتناب کند، اما با اقدامات حساب‌شده تلاش دارد اسرائیل را از نظر سیاسی و نظامی تحت فشار قرار دهد و همچنین توان بازدارندگی آمریکا را در منطقه محک بزند.

آمریکا: نوسان استراتژیک یا فرسایش ژئوپلیتیکی؟

تنها یک هفته پس از آغاز درگیری، آمریکا وارد معرکه شد. با وجود هشدارهای اولیه، دولت ترامپ اطلاعات نظامی در اختیار اسرائیل قرار داد و دو ناو هواپیمابر را به منطقه اعزام کرد. سپس حملات مستقیم را آغاز کرد.

واشینگتن به دلیل حمایت پنهانی از عملیات اسرائیل در عین تلاش برای آرام‌سازی علنی، با انتقاداتی در خصوص تناقض استراتژیک مواجه شده است. این وضعیت روابط آمریکا با کشورهایی مانند عمان و کویت را پیچیده‌تر کرده است.

علاوه بر آن، مشارکت آمریکا در نشست G7 نیز تحت تأثیر بحران منطقه‌ای قرار گرفت.

تأثیر بر هند: تهدیدها و فرصت‌ها

هند با سرمایه‌گذاری گسترده در دیپلماسی و زیرساخت‌های غرب آسیا، اکنون با مخاطرات جدیدی مواجه است.

کریدور IMEC در معرض تهدید:

این مسیر تجاری، معرفی‌شده در اجلاس G20 سال ۲۰۲۳، به ثبات منطقه‌ای در امارات، عربستان، اسرائیل و اردن وابسته است. درگیری‌ها باعث اختلال در بنادر حیفا و ایلات و افزایش هزینه‌های بیمه دریایی در دریای سرخ شده‌اند.

گروه I2U2 تحت فشار دیپلماتیک:

امارات از تنش‌ها ابراز نگرانی کرده و خواستار خویشتن‌داری شده، در تضاد با رویکرد اسرائیل. هند در میان حفظ روابط دیرینه با اسرائیل و گسترش روابط با ایران و کشورهای عربی گیر افتاده است.

امنیت انرژی و مخاطرات مهاجرین:

تهدید ایران برای حمله به کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز، قیمت نفت خام را بالا برده و کنترل تورم هند را در خطر قرار داده است. همچنین، هند مجبور به تخلیه اتباع خود از ایران و اسرائیل شده و خطرات در کشورهای همسایه مانند کویت و بحرین نیز در حال افزایش است.

توصیه‌های استراتژیک برای هند

  • حفظ بی‌طرفی فعال و دیپلماسی بی‌سروصدا بین ایران، اسرائیل و کشورهای خلیج.
  • تسریع توسعه بندر چابهار به عنوان مسیر جایگزین تجاری و نمادی از استقلال سیاست خارجی هند.
  • افزایش آمادگی نیروی دریایی برای اسکورت کشتی‌های تجاری در دریای عرب.
  • ایجاد مسیرهای جایگزین و پشتیبان برای پروژه‌های IMEC و I2U2 از طریق ایران یا عمان به آسیای مرکزی و شرق آفریقا.

نتیجه‌گیری

عملیات «شیر خیزان» و واکنش چندجانبه ایران، شکاف‌های قدیمی را باز کرده و خطوط جدیدی از تنش را در خاورمیانه ترسیم کرده‌اند. هند در نقطه‌ای حساس ایستاده است و باید با احتیاط، ابتکار عمل و استقلال عمل وارد مرحله جدیدی شود که می‌تواند آینده دیپلماسی، قدرت منطقه‌ای و اتصال اوراسیا را رقم بزند.

چرا اسرائیل به ایران حمله کرد؟


 رضا کیانی

وقتی کشوری مثل اسرائیل با تهدیدهای روزافزون در مرزهایش روبه‌روست، حمله‌ای فراتر از مرزها فقط وقتی توجیه‌پذیر است که موضوعی "وجودی" در میان باشد — و این موضوع برای اسرائیل، برنامه هسته‌ای ایران بود.

از همان ابتدای انقلاب، دشمنی با اسرائیل به یکی از اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی تبدیل شد. از تحویل سفارت اسرائیل به یاسر عرفات تا حمایت از حزب‌الله و جهاد اسلامی.

ایران استراتژی سه‌مرحله‌ای برای مقابله با اسرائیل طراحی کرد:
 کوتاه‌مدت: ایجاد گروه‌های نیابتی مثل حزب‌الله برای فرسایش مستمر امنیت اسرائیل
 میان‌مدت: ساخت انبوه موشک‌های بالستیک برای حمله گسترده
 بلندمدت: ساخت سلاح هسته‌ای برای بازدارندگی در برابر سلاح هسته‌ای اسرائیل

اما این استراتژی از ابتدا برای اسرائیل شفاف بود. اسرائیل برای پیش‌دستی، سناریویی طراحی کرد که با تحریک حماس آغاز شد و با کشاندن ایران به جنگ مستقیم ادامه یافت.

عملیات‌هایی مثل ترور هنیه، حمله به کنسولگری ایران در دمشق و هدف قرار دادن سید حسن نصرالله، همه در مسیر تحریک ایران بود. حتی حمله به داخل خاک ایران در آبان ۱۴۰۳ هم بی‌پاسخ ماند.

همزمان، ایران با شتاب بیشتر به سمت ساخت بمب هسته‌ای رفت. مذاکره با آمریکا در دوره ترامپ، در واقع ترفندی برای خرید زمان بود. اما ترامپ و نتانیاهو با هم برنامه داشتند: سرگرم‌سازی ایران با مذاکره، و اجرای طرح نهایی حمله.

نتیجه؟ حمله گسترده اسرائیل به ایران، و تخریب جدی زیرساخت‌های نظامی و هسته‌ای جمهوری اسلامی.

این جنگ، آغاز پایان بود — نه فقط یک درگیری نظامی، بلکه تقابل دو راهبرد بلندمدت.

جنگ روانی ؛ قسمت اول


 

رضا کیانی

 

خداوند تسلیحات هم که باشی، اگر سربازت جرأت جنگیدن را از دست بدهد قافیه را باخته ای. جنگ روانی تاریخی طولانی دارد. شاید اولین بار که پرتاب سنگ و پاره آجر جایشان را به پرتاب آتش یونانی توسط منجنیق دادند این کانسپت (چی هست؟) به مغز فرماندهان خطور کرد. از این به بعد بود که روح و روان نیز باید در محاسبات نظامی ژنرالها منظور می شد. روشهای اولیۀ جنگ روانی زمخت و بی ظرافت بودند. مثلاً اعراب عادت داشتند که آب را بر روی سربازان دشمن ببندند؛ مثل موقعی که پیامبر اکرم (ص) در جنگ بدر زودتر به چاه های آب رسید و آب را بر روی لشکر مکه بست (انتظار داشتی که واقعه عاشورا را مثال بزنم؟ هه هه هه ... باشه برای دفعۀ بعد).

 

امروزه اما کارها ظریف و زیرپوستی شده ان. لشکری از متخصصین شامل طراح و نقاش و انیمیشن ساز و گرافیست و نویسنده و روانشناس و جامعه شناس و متخصص امور امنیتی جمع می شن تا جنگ های روانی امروزه را سامان بِدَن. و از اونجایی که نظام مقدس ما اصولاً با علم روز بیگانه است؛ حداکثر کاری که می کنند این است که یک چفیه می اندازه گردن یک دختر بچه تا با لهجه شیرین انگلیسی خود دشمن صهیونی را وادار به عقب نشینی بکنه. بی شعور ها نکردن برای این کلیپ احمقانه شان یک زیرنویس عِبری بگذارند که سرباز صهیونی دست کم بفهمد این دخترک در حال بلغور کردن چه شرّ و ورّی ست.

 

#جنگ_روانی #جنگ_12_روزه #عبری #چفیه #دختر #جنگ_بدر #شر_و_ور #نظام #اسرائیل #ایران #جنگ_ایران_اسرائیل


تحلیل تاریخی یک اشتباه مشترک رژیم شاه و اسرائیل

 

جمله معروفی است درباره اینکه رویدادهای تاریخی دوبار تکرار می شوند؛ بار اول به صورت تراژدی و بار دوم به صورت کمدی. حقیقت این است که در مرور تحولات سیاسی خاورمیانه گاه متوجه می شویم که یک اشتباه راهبردی بارها و بارها تکرار شده است: میدان دادن به نیروهای اسلام‌گرا و همزمان سرکوب دیگر دشمنان.

 

رژیم پهلوی در ایران دهه‌های ۴۰ و ۵۰ شمسی، بیشتر نگران کمونیست‌ها و ملی‌گراها بود. در نتیجه، فعالیت روحانیون سنتی، هیئت‌های مذهبی و حتی منابر سیاسی را آزادتر گذاشت، در حالی که ساواک ده‌ها روشنفکر، فعال چپ و مخالف ملی را بازداشت، تبعید یا اعدام کرد.

 

در طرف دیگر، اسرائیل در دهه ۱۹۷۰ و اوایل ۱۹۸۰ میلادی، برای تضعیف سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) و گروه‌های چپ‌گرای فلسطینی، به جریان‌های اسلام‌گرای اخوانی در غزه مانند جمعیت اسلامی به رهبری شیخ احمد یاسین فضا داد؛ به آن‌ها اجازه فعالیت اجتماعی، مذهبی و خیریه‌ای داد، چون آن‌ها را تهدیدی سیاسی نمی‌دانست.

 

پی آمد امنیتی برای هر دو رژیم برعکس شد:

 

در ایران: روحانیت سنتی، به رهبری آیت‌الله خمینی، رفته‌رفته قدرت اجتماعی و بسیج توده‌ای را به دست گرفت و با کنار زدن آلترناتیوهای سکولار، انقلاب ۵۷ را رقم زد.

 

در فلسطین: اخوان‌المسلمین فلسطین رشد کرد و در ۱۹۸۷ حماس را تأسیس کرد. همان گروهی که امروز دشمن سرسخت اسرائیل است و در غزه حاکمیت دارد. بعدها بسیاری از مقامات اسرائیلی اعتراف کردند که در تضعیف ساف و کمک به رشد اسلام‌گرایان، اشتباه کردند.

 

نتیجه
وقتی تنها صدای مجاز، صدای دین باشد، دیر یا زود همان صدا سیاسی می‌شود، مسلح می‌شود، و همه رقبای حذف‌شده را نیز پشت‌سر می‌گذارد.

 

پی نوشت:

 این مسیر اشتباه را آمریکا در زمان سازمان دادن مجاهدین افغان که منجر به ظهور القاعده شد، اردوغان در اتحاد موقت با گولن، ارتش پاکستان در اتحاد با مدارس مذهبی که منجر به ظهور طالبان شدند، مصر در زمان مبارک نیز تا حدودی رفته اند. برای مطالعه بیشتر توصیه می شود که به سریال بازی تاج و تخت زمانی که ملکه سرسی با گنجشکهای مذهبی ائتلاف کرد رجوع کنید (فصل پنجم اپیزودهای 3و4و6 – فصل ششم اپیزودهای 6 و 10).