جنگها و تاریخ

جنگها و تاریخ، فضایی برای بررسی رویدادهای تاریخی و جنگها است.

جنگها و تاریخ

جنگها و تاریخ، فضایی برای بررسی رویدادهای تاریخی و جنگها است.

آیا ایران مستعمره چین می شود؟

اگه یه روزی مستعمره چین شدیم و از اینها هم داشتیم من یکی که پایه م





راز راه- قسمتهای اول و دوم

این دو تا فیلم کوتاه را ببینید تا فردا و پس فردا بیشتر درباره این گونه مسائل بحث کنیم





روایت یک ملوان از حمله اسرائیل به ناو آمریکایی یو اس اس لیبرتی


روایت از زبان «مایک هَنسن»، تکنسین رادیویی، ناو USS Liberty

۸ ژوئن ۱۹۶۷، ساعت حدود دو بعدازظهر بود. خورشید مثل شمشیر آتشینی وسط آسمون ایستاده بود و دریا در زیرش می‌سوخت. ما در آب‌های بین‌المللی بودیم؛ اون‌قدر دور از جنگ که فکر می‌کردیم امن‌ترین نقطه دنیا رو انتخاب کردیم.

ناو  ما یه کشتی اطلاعاتی بود؛ کار ما شنود و تحلیل سیگنال‌ها بود، نه شلیک و نبرد. پرچم بزرگ آمریکا روی دکل کشتی نصب شده بود؛ باد تکانش می‌داد و هیچ‌کس شک نداشت که ما کی هستیم و از کجا آمدیم.

ناگهان صدای سوت‌مانند از آسمون اومد... نگاه کردم، جنگنده‌هایی بودن که داشتند شیرجه می‌زدند. قبل از اینکه حتی بپرسیم چرا، جهنم بر روی آب پهن شد. گلوله‌ها، راکت‌ها سرازیر شدن به سمت ما... عرشه تبدیل به میدان نبرد شد. رفقای من یکی‌یکی نقش زمین می‌شدن، خون روی فلز می‌چسبید، فریادها در صدای انفجار گم می‌شد.

من زیر یکی از میزهای ایستگاه رادیویی قایم شده بودم؛ دست‌هام لرزون، گوش‌هام پر از صدای پارازیت. با خودم می‌گفتم: «مگه ما دشمنیم؟ چرا بهمون شلیک می‌کنن؟»

حمله حدود نیم ساعت طول کشید. وقتی تموم شد، انگار دنیا یه رنگ دیگه گرفته بود. کشتی سوراخ سوراخ شده بود، ۳۴ نفر کشته، بیش از ۱۷۰ زخمی... بعضی‌ها از بین رفتن، بعضی‌ها نصف شدن... ولی چیزی که بیشتر درد داشت، نه انفجارها بود، نه زخم‌ها، بلکه سکوت بعدش بود.

ما رو متهم کردن به اینکه در منطقه اشتباهی بودیم. اسرائیل گفت که ما رو با یه کشتی مصری اشتباه گرفته. اما ما ملوان‌ها می‌دونستیم... ما اونجا بودیم، ما دیدیم... موقعیت ما اشتباه نبود.

بعداً، به ما مدال دادن، غرامت پرداخت کردن، و گفتن "حادثه". این فقط یه حادثه بود. ولی برای ما، حمله به لیبرتی فقط یه حادثه نبود؛ زخمی بود که هیچ‌وقت خوب نشد.

یادشان گرامی‌باد؛ آنانی که در سکوت دریا ناپدید شدند.


 

مأموریت غیرممکن: داستان عملیات سوخت‌گیری بلک باک

رضا کیانی


در تاریکی شب، در میانه‌ی اقیانوس اطلس، جایی نزدیک به هیچ جا، غرش موتوری سنگین در دل آسمان می‌پیچید. بمب‌افکن آوُرو وولکان، پرنده‌ای عظیم‌الجثه از دوران جنگ سرد، در حال پرواز به‌سوی سرزمینی دورافتاده بود؛ مقصد: جزایر فالکلند، هدف: باند فرودگاه استنلی.

این آغاز یکی از جسورانه‌ترین عملیات‌های هوایی تاریخ بود؛ "بلک باک 1" — مأموریتی که تنها با سوخت‌گیری‌های پیاپی در آسمان ممکن می‌شد.


 بازگشت غولِ خفته

در بهار سال 1982، ارتش آرژانتین جزایر فالکلند را اشغال کرده بود. بریتانیا تصمیم گرفت واکنش نشان دهد، اما چگونه می‌شد از فاصله‌ای بیش از 12 هزار کیلومتر، در دل جنوبگان، حمله‌ای مؤثر انجام داد؟ در نیروی هوایی سلطنتی، طرحی بر روی میز آمد که بیشتر به خیال شبیه بود تا واقعیت: استفاده از بمب‌افکن‌های سالخورده‌ی وولکان برای حمله به باند فرودگاه اصلی در فالکلند. این بمب‌افکن‌ها، دهه‌ها بود که دیگر در مأموریت‌های تهاجمی استفاده نمی‌شدند. اما حالا، قرار بود به دل آتش بروند.


 رقص در آسمان

برای رساندن یک وولکان به فالکلند و بازگرداندن آن، تنها یک راه وجود داشت: سوخت‌گیری هوایی چندمرحله‌ای. نه یک بار، نه دو بار، بلکه درمجموع 18 بار سوخت‌گیری در آسمان!

در شب 30 آوریل 1982، از پایگاه جزیره‌ی آسنشن در اقیانوس اطلس، دسته‌ای از هواپیماها پرواز کردند: یک وولکان به نام “607”، و یازده تانکر ویکتور.

فاصله نزدیک ترین فرودگاه انگلیس تا فالکلند

نقشه پیچیده بود. تانکرها قرار بود نه‌تنها وولکان را سوخت‌گیری کنند، بلکه خودشان نیز از یکدیگر سوخت بگیرند. برخی از تانکرها حتی تنها مأموریت‌شان این بود که سوخت را به تانکری دیگر برسانند تا آن تانکر بتواند سوخت کافی برای رسیدن به وولکان داشته باشد!

در دل شب، بالای اقیانوس طوفانی، در حالی‌که دستگاه‌های ناوبری مختل می‌شدند و مسیرها ناپایدار بود، خدمه‌ی بریتانیایی یکی از پیچیده‌ترین مانورهای هوایی تاریخ را به‌اجرا گذاشتند.


 سکوتی پیش از انفجار

در ساعات نخست روز 1 مه، وولکان به جزایر فالکلند رسید. سامانه‌های پدافندی آرژانتین فعال شده بودند. وولکان از ارتفاع حدود 15 هزار متری، با دقت بالا، چندین بمب آزاد کرد. یکی از آن‌ها دقیقا در باند فرودگاه استنلی فرود آمد و یک شکاف بزرگ ایجاد کرد. گرچه باند به‌طور کامل نابود نشد، اما از آن لحظه به بعد، فرود جنگنده‌های سنگین آرژانتینی بر آن ناممکن شد. 

اما هنوز مهم‌ترین بخش مأموریت باقی مانده بود: بازگشت به خانه. وولکان با کمترین سوخت، به زحمت خود را به آسمان آشنای تانکرهای ویکتور رساند. آخرین سوخت‌گیری موفق بود. هواپیمای 607 دوباره بر روی باند جزیره آسنشن فرود آمد؛ مأموریت تمام شده بود.


 یادگاری از دوران جنگ سرد

"بلک باک 1" نه‌تنها یک پیروزی نمادین برای بریتانیا بود، بلکه پیچیدگی لجستیکی آن در تاریخ نظامی بی‌سابقه بود. این عملیات نشان داد که حتی در عصر فناوری مدرن، هنوز هم عواملی چون جسارت، برنامه‌ریزی دقیق، و هماهنگی انسانی تعیین‌کننده‌اند. وولکان 607، که حالا در موزه‌ای در بریتانیا آرمیده، یادگاری است از زمانی که مهارت و شجاعت، یک مأموریت غیرممکن را ممکن کردند.


حدیث هفته

مدارا و سازش با دشمنان خدا و دشمنان اهل بیت در حال تقیه بهتر است از هر نوع صدقه ای که انسان برای خود بپردازد.

 امام حسن عسگری (ع)

حمله به کشتی یو اس اس پانای

رضا کیانی

یکی از رویدادهای مهم و کمتر شناخته‌شده پیش از آغاز رسمی جنگ جهانی دوم، بمباران کشتی آمریکایی USS Panay توسط هواپیماهای ژاپنی در چین بود.


 حادثه USS Panay – ۱۲ دسامبر ۱۹۳۷

در جریان جنگ دوم چین و ژاپن، کشتی نیروی دریایی آمریکا به نام USS Panay که در رودخانه یانگ‌تسه در نزدیکی نانجینگ مستقر بود، توسط هواپیماهای ژاپنی بمباران شد. این کشتی در حال تخلیه کارکنان سفارت آمریکا و شهروندان غیرنظامی از منطقه جنگی بود.

جزئیات حادثه:

  • هواپیماهای ژاپنی چندین بار به کشتی حمله کردند، با وجود اینکه پرچم آمریکا به‌وضوح روی عرشه نصب شده بود.
  • در این حمله، چند نفر از خدمه کشته و تعدادی زخمی شدند.
  • دو کشتی همراه چینی نیز هدف قرار گرفتند و غرق شدند.

واکنش‌ها:

  • ژاپن به‌سرعت عذرخواهی رسمی کرد و ادعا نمود که حمله «اشتباه» بوده است.
  • دولت آمریکا، با وجود خشم عمومی، تصمیم گرفت از تشدید تنش خودداری کند و غرامتی از ژاپن دریافت کرد.
  • این حادثه نشان‌دهندهٔ افزایش بی‌ثباتی در شرق آسیا و بی‌توجهی ژاپن به منافع قدرت‌های غربی بود.

 حادثه USS Panay یکی از نخستین نشانه‌های برخورد مستقیم میان ژاپن و آمریکا بود که بعدها در حمله به پرل هاربر در سال ۱۹۴۱ به نقطهٔ اوج رسید.

تأثیرات راهبردی جنگ‌های بربری بر دکترین نیروی دریایی آمریکا

 


رضا کیانی


 ۱. تثبیت اصل حضور پیش‌دستانه در آب‌های دور

  • جنگ‌های بربری نشان دادند که تهدیدات علیه منافع آمریکا می‌توانند هزاران کیلومتر دورتر از خاک اصلی رخ دهند.

  • این تجربه، پایه‌گذار اصل «پیش‌دستی دریایی» شد؛ یعنی حضور دائمی و فعال ناوگان آمریکا در مناطق استراتژیک جهان.

 ۲. شکل‌گیری مفهوم «قدرت دریایی» به‌عنوان ابزار دیپلماسی

  • عملیات‌های نظامی علیه طرابلس و الجزایر، نشان دادند که نیروی دریایی می‌تواند نقش دیپلماتیک ایفا کند—از بازدارندگی گرفته تا مذاکره از موضع قدرت.

  • این تجربه بعدها در دکترین‌های قرن بیستم مانند «دیپلماسی ناو هواپیمابر» تکرار شد.

 ۳. تأکید بر استقلال عملیاتی و لجستیکی

  • جنگ‌های بربری نیازمند عملیات مستقل در مدیترانه بودند، بدون تکیه بر پایگاه‌های خارجی.

  • این امر به توسعه ناوگان‌های خودکفا، کشتی‌های پشتیبانی، و ساخت پایگاه‌های دریایی در خارج از کشور منجر شد.

 ۴. تولد تفنگداران دریایی به‌عنوان نیروی مداخله‌گر

  • نبرد درنه در جنگ اول بربری، نخستین عملیات زمینی تفنگداران دریایی آمریکا بود.

  • این تجربه، نقش تفنگداران را در عملیات‌های آبی–خاکی و مداخلات سریع تثبیت کرد.

 ۵. تأثیر بر آموزش و ساختار فرماندهی

  • جنگ‌های بربری موجب شد نیروی دریایی آمریکا به آموزش افسران در زمینه‌های تاکتیک‌های دوربرد، مذاکره، و عملیات‌های چندجانبه توجه ویژه‌ای کند.

  • همچنین، ساختار فرماندهی نیروی دریایی به سمت انعطاف‌پذیری و تصمیم‌گیری مستقل در میدان نبرد حرکت کرد.

 این جنگ‌ها، به‌ویژه در قرن نوزدهم، نیروی دریایی آمریکا را از یک نیروی دفاعی ساحلی به یک بازیگر جهانی تبدیل کردند. در قرن بیستم، آموزه‌های این نبردها در دکترین‌هایی مانند «Containment» و «Forward Presence» بازتاب یافتند.

جنگ‌های بربری اول و دوم (۱۸۰۱–۱۸۱۵) بین آمریکا و لیبی (طرابلس)

رضا کیانی 

 زمینه تاریخی:

در اوایل قرن نوزدهم، کشتی‌های تجاری آمریکایی در دریای مدیترانه هدف حملات دزدان دریایی بربری قرار می‌گرفتند. این دزدان دریایی تحت حمایت دولت‌های شمال آفریقا از جمله طرابلس (لیبی امروزی) فعالیت می‌کردند و از کشورهای غربی باج‌گیری می‌کردند.

 جنگ بربری اول (۱۸۰۱–۱۸۰۵):

  • طرابلس از آمریکا خواست باج بیشتری بپردازد؛ آمریکا نپذیرفت.

  • نیروی دریایی آمریکا وارد درگیری شد و بندر طرابلس را محاصره کرد.

  • در سال ۱۸۰۵، با امضای توافق‌نامه‌ای، جنگ پایان یافت و آمریکا از پرداخت باج معاف شد.

 جنگ بربری دوم (۱۸۱۵):

  • پس از جنگ ۱۸۱۲، آمریکا دوباره با دزدان دریایی مواجه شد.

  • نیروی دریایی آمریکا به طرابلس و الجزایر حمله کرد.

  • نتیجه: پایان رسمی باج‌گیری و تثبیت حضور نظامی آمریکا در مدیترانه.

 این جنگ‌ها نخستین نمایش قدرت دریایی ایالات متحده در خارج از مرزهایش بودند و نقش مهمی در شکل‌گیری سیاست خارجی آمریکا ایفا کردند.

حماس؛ نماینده هیچ کس نیست نه مردم فلسطین و نه حتی مردم غزه

رضا کیانی

بسیاری تصور می‌کنند حماس نماینده رسمی مردم غزه است، اما واقعیت تاریخی چیز دیگری است:


1.      در انتخابات سال ۲۰۰۶، حماس توانست اکثریت کرسی‌های مجلس قانون‌گذاری فلسطین را به‌دست آورد. این پیروزی اصلا به معنای اختیار دائمی اداره غزه نبود.

2.      تنها یک سال بعد، در خرداد ۲۰۰۷، حماس با عملیات مسلحانه و یک کودتای خونین، نیروهای تشکیلات خودگردان (فتح) را از غزه بیرون کرد و کنترل کامل این منطقه را به‌دست گرفت.

3.      از آن زمان تا امروز، هیچ انتخابات جدیدی در غزه برگزار نشده و حماس به صورت یک‌جانبه و بدون پشتوانه‌ی رأی تازه مردم، قدرت را حفظ کرده است.

4.      در سطح بین‌المللی، سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) و تشکیلات خودگردان به عنوان نمایندگان رسمی مردم فلسطین شناخته می‌شوند، و نه حماس.


حماس امروز صرفاً به صورت دوفاکتو مدیر غزه است، نه نماینده‌ی قانونی و دموکراتیک مردم این منطقه. یک رای گیری زیر نظر سازمان ملل نشان خواهد داد که قدرت سیاسی  حماس در خاک خود غزه فقط ناشی از قدرت سرنیزه های این سازمان تروریستی است و نه قلبهای مردم.


 

پروژه میدان

سالها است که غرب استعمارگر می گوید که پروژه غنی سازی اورانیوم ایران ( و بر خلاف ادعاهای جمهوری اسلامی نه تمامی برنامۀ هسته ای ما) نظامی است و سالها است که ایران تکذیب می کند. خلاصه که از آن طرف اصرار و از این طرف انکار. پریروزی ها در میان هزاران عکسی که از اینترنت جمع کردم به دو عکس از پروژه میدان رسیدم. صورت جلساتی بود که مرحوم فخری زاده هم در آنها شرکت داشت و درباره ساخت سایتهایی بود که بتوان بمب هسته ای را در آنجا آزمایش کرد. البته در اسناد مستقیما از واژه «بمب هسته ای» استفاده نشده بود و به جایش اصطلاح «کلاهک» به کار برده شده بود. خلاصه ای از میدان:

 نام پروژه: میدان

تعریف کلی: پروژه‌ای مخفی در دل برنامه هسته‌ای ایران، که بنا بر شواهد، هدف نهایی آن طراحی و ساخت سلاح هسته‌ای بوده است. به نظر می‌رسد پروژه میدان ادامه یا بازسازی پروژه‌ای قدیمی‌تر با نام «آماد» باشد که در اوایل دهه ۱۳۸۰ خورشیدی (۲۰۰۰ میلادی) متوقف شد یا به‌صورت مخفیانه به چند پروژه تحقیقاتی کوچکتر تجزیه شد.

 پیشینه

  • پروژه آماد: یک برنامه سازمان‌یافته هسته‌ای که ایران تا حدود سال ۲۰۰۳ در حال اجرای آن بود. هدف اصلی آن ساخت یک بمب اتمی عملیاتی تا سال ۲۰۰۳ بود. به‌ گفته منابع غربی، ایران تحت فشار بین‌المللی (به‌ویژه پس از حمله آمریکا به عراق) تصمیم گرفت این برنامه را در ‌ظاهر متوقف کند.
  • پس از ۲۰۰۳، برنامه هسته‌ای ایران ظاهراً به اهداف غیرنظامی تغییر مسیر داد، اما غربی ها ادعا می کنند که شواهدی از ادامه برخی فعالیت‌های مرتبط در قالب پروژه‌هایی شبیه به پروژه «میدان» یافت شده است.

 اهداف و ساختار پروژه میدان

بر اساس اسناد موساد و تحلیل‌های منتشرشده:

  • پروژه «میدان» زیرمجموعه وزارت دفاع و سازمان پژوهش‌های نوین دفاعی بوده است.
  • تمرکز آن بر طراحی چاشنی بمب هسته‌ای، شبیه‌سازی عددی، آزمایش چاشنی انفجاری، و کار با فلز اورانیوم غنی‌شده بوده است.
  • برخی افراد کلیدی مانند محسن فخری‌زاده (دانشمند هسته‌ای که در سال ۲۰۲۰ ترور شد) نقش محوری در این پروژه داشتند.
  • بر اساس اسناد، آزمایش‌هایی در سایت‌هایی مانند پارچین انجام شده که احتمال استفاده از مواد انفجاری قوی و شبیه‌سازی چاشنی بمب اتمی وجود داشته است.

 واکنش آژانس انرژی اتمی و جامعه بین‌المللی

  • در سال‌های اخیر، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به‌ویژه روی آثار اورانیوم کشف‌شده در مکان‌هایی مانند تورقوزآباد و پارچین تمرکز کرده و از ایران درباره اهداف پروژه‌های مرتبط با میدان و سایر پروژه‌های نظامی-هسته‌ای سؤال کرده است.
  • ایران همکاری کاملی با آژانس در این زمینه‌ها نداشته و همواره اعلام کرده که برنامه‌اش صلح‌آمیز است.

 نتیجه‌گیری

پروژه میدان بخشی از یک تلاش پنهان برای حفظ دانش و توانایی ساخت سلاح هسته‌ای در قالبی مخفی و غیرقابل شناسایی توسط جامعه بین‌المللی ارزیابی می‌شود. گرچه شواهد قطعی از ساخت سلاح هسته‌ای در ایران در دست نیست، اما تداوم چنین پروژه‌هایی نشانه‌ای از «گزینه‌سازی هسته‌ای» توسط ایران است؛ یعنی حفظ دانش، مواد و زیرساخت لازم برای ساخت بمب اتمی در صورت تصمیم سیاسی.