
سردار مرحوم حاجی زاده، همان عزیزی که با موشک هواپیمای مسافربری اوکراینی را انداخت و گردن نگرفت، در نشست خبری مورخ ۱۹ دی ۱۳۹۸ (۹ ژانویه ۲۰۲۰)، اعلامیهای درباره حمله موشکی سپاه پاسداران به پایگاه آمریکایی «عینالاسد» در عراق ایراد کرد. در آن ویدیو، سردار پشت تریبونی بود که در پشت آن پرچمهای رسمی ایران، سپاه و دستکم هفت پرچم دیگر متعلق به گروههای مقاومت تحت حمایت ایران – از جمله حزبالله لبنان، انصارالله یمن، حشد شعبی عراق، حماس، فاطمیون افغانستان و زینبیون پاکستان – دیده میشد. این ژست پیامی بود برای طرف آمریکایی که: در خاورمیانه ایران تنها نیست و اگر درگیری به وجود بیاید آمریکا علاوه بر ایران با پروکسی های ایران طرف است.
اما اگر اندکی دقت کنید در این عکس/ویدئو متوجه یک نکتۀ جالب می شوید: رنگ زردی که پس زمینۀ پرچمهای پروکسی های ایران است. آیا این انتخاب این رنگ زرد تصادفی بوده است؟ ظاهراً این انتخاب دلایل ایدئولوژیک، نمادین و تبلیغاتی دارد. در ادامه دلایل اصلی استفاده از این رنگ را توضیح میدهم:
۱. الگوگیری از حزبالله لبنان
حزبالله، بهعنوان نخستین و موفقترین گروه نیابتی ایران در منطقه، از دهه ۱۹۸۰ پرچمی با پسزمینه زرد و نمادهای سبز (شامل اسلحه و آیه قرآنی) انتخاب کرد. این پرچم در ذهن طرفداران محور مقاومت، به نماد ایستادگی، جهاد، و مقاومت اسلامی شیعه تبدیل شده است.
در حقیقت پروکسی های جدیدی که بعدتر تأسیس شدند با استفاده از رنگ زرد، خود
را ادامه دهندۀ ایدئولوژیک مسیر حزبالله
معرفی میکنند.
۲. بار نمادین رنگ زرد در ادبیات شیعی و نظامی
در فرهنگ اسلامی و حتی عرفانی، رنگ زرد معمولاً نشاندهنده هشدار، آمادگی، یا فداکاری است.
در ادبیات نظامی معاصر، رنگ زرد در بسیاری از موارد با حالت آمادهباش،
مقاومت، و پرچم خطر تداعی میشود. این پیام ضمنی دارد که گروه مذکور یک نیروی
«در حالت جنگ و مقاومت» است.
۳. تمایز تبلیغاتی و گرافیکی
در میان طیف وسیع پرچمهای کشورهای عربی و گروههای سنی که عمدتاً سبز، قرمز، مشکی یا سفید هستند، رنگ زرد بهشدت جلب توجه میکند و در میدان نبرد یا رسانه برجسته میشود.
طراحی گرافیکی زرد+سبز در پرچمهایی مثل حزبالله بهمرور به هویت بصری
محور مقاومت تبدیل شد.
۴. پیام سیاسی و جبههبندی با دیگر مسلمانان
استفاده از رنگ زرد بهنوعی اعلام وفاداری به جبهه ایران و مرزبندی با گروههای سنی (که عمدتاً از رنگهای تیره و سنتی عربی استفاده میکنند) محسوب میشود.
در مقابل، گروههایی مثل القاعده یا داعش پرچمهایی به رنگ سیاه با نوشتههای
سفید دارند؛ تفاوت رنگها، بازتاب اختلاف گفتمانی است.
رضا کیانی
نویسنده: رضا کیانی 18 تیرماه ۱۴۰۳
قبلا گفتیم که دشمنان ایران توانستند سیاستگذاران ایران در حوزه نظامی را دچار یک #تله_شناختی کنند و به دام بیاندازند. دامی که برای ایران چیده بودند یک دام چند مرحله ای بود:
1- مرحله اول: اظهار ضعف در برابر حملات موشکی (به ویژه به مناطق غیر نظامی)
2- مرحله دوم: هل دادن ایران به سوی اینکه تمامی منابع کمیاب خود را صرف ساخت #موشک_بالستیک کند.
3- مرحله سوم: ساخت پیشرفته ترین #دفاع_ضدموشکی حال حاضر جهان برای مقابله با موشکهای بالستیک ایران.
4- مرحله چهارم: آزمودن دفاع موشکی #اسرائیل در جنگهای کوتاه مدت با #حزب_الله و #حماس و رفع اشکالات آن.
5- مرحله پنجم: حمله به ایران و در نهایت خنثی کردن موشکهای بالستیک ایران و رفع تهدید.
در حالیکه ایران تمام منابع خود را صرف ساخت #موشک_بالستیک کرده است، اکنون در وضعیتی هستیم که نیروهای مسلح ایران نه قابلیت و نه کفایت لازم برای دفاع از مرزهای زمینی، هوایی و دریایی کشور را ندارند چرا که نه تسلیحات لازم را تهیه کرده ایم و نه نیروی انسانی لازم را تربیت. چنین وضعیتی را در اصطلاح شطرنج #زوگزوانگ می گویند: وضعیتی که یکی از طرفین نوبت حرکت ش فرا رسیده است و هیچ حرکت مناسبی برایش وجود ندارد. حاکمیت فعلی ایران هر حرکتی که در حال حاضر انجام بدهد بدتر از حرکت های دیگر خواهد بود.
برای اینکه حرفهایی را که در گذشته زدیم مستندتر کرده باشیم به چند نمونه از فرمایشات کسانی می پردازیم که سربازی نرفته به درجه سرداری رسیدند. ابتدا با سردار #محمد_رضا_نقدی (معاون هماهنگکننده سپاه ؛عراقی الاصل و دارای شکایت کیفری منجر به صدور حکم 8 ماه زندان) شروع می کنیم: «بازدارندگی دشمنان در بمب اتم است، اما ما موشک بالستیکی درست کردیم که […] نقطهزن است»
پس از آن به سراغ فرمانده مرحوم کل سپاه، سرلشکر #حسین_سلامی می
رویم که در مراسم رونمایی از سیستم #رگبار_بالستیک (چی
هست؟) گفت: «این ستون
مستحکم خیمه بازدارندگی و دفاع اطمینانبخش نظام ما … قدرت موشکی
ما ضامن عقبنشینی دشمنان است»
و دست آخر سراغ
سرلشکر #حسین_باقری رئیس مرحوم ستاد کل
نیروهای مسلح که تصریح کرده:
«موشک
بالستیک جزو سلاحهایی بود که آمریکا به هیچ وجه به ما نداد و اکنون قدرت موشک
بالستیک ایران در جهان برتر است… اهمیت بازدارندگی نظامی و دفاعی
را با گوشت و پوست خود لمس کردیم.»
بحث، بحثِ فریب دادن مخاطب و ملت ایران نیست؛ بحث این است که خود این بندگان خدا فریب خورده بودند و در دام اسرائیل افتاده بودند. دامی که هنوز هم پهن است و عده زیادی را همچنان به دام خود می کشد. الان با هر کسی که صحبت کنی، از عامی متخصص، و بگویی که باید صنایع موشکی خود را تعطیل کنیم و اگرنه #آمریکا و اسرائیل دست از سر ما بر نمی دارند در جواب می گوید: یعنی می گویی باید خودمان را در برابر تهدید دشمن بی دفاع کنیم؟
سرابِ #بازدارندگی موشکهای بالستیک چنان در جان و روح مردم رخنه کرده که گمان می کنند از دست دادن موشک بالستیک مساوی است با تسلیم بی قید و شرط. در صورتی که موشک بالستیک تنها یکی از ابزارهای #بازدارندگی است. مهمترین و اصلی ترین ابزار بازدارندگی در برابر تهاجم خارجی #وحدت_ملی است؛ واژه ای که جمهوری اسلامی تا کنون با آن بیگانه بوده است. حاکمیت، با برداشت خاصی که از فقه شیعه داشته است، هر صدای مخالفی را سرکوب کرده است. سبک زندگی افراد جامعه را ندیده گرفته است. اولویتهای معیشتی مردم را به #قمار_هسته_ای خود گره زده است. با تورم لجام گسیخته 40 ساله کمر مردم خود را خم کرده است. و حال پس از 44 سال تازه به یاد آن افتاده است که بین افراد ملت وحدت بوجود بیاورد که البته بعید است که با این دست فرمان که آقایان می روند این هم حربه ای جز برای فریب #افکار_عمومی نباشد. درباره چرخش ناگهانی حاکمیت از #امت_گرایی به #ملی_گرایی قبلا صحبت کرده ایم.
فَبَشِّرْ عِبَادِ، الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِکَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ
سوره مبارکه زمر آیات 17 و 18

پرچم صفویه در سال 1715 م. با نماد شیر و خورشید
رضا کیانی
شیر و خورشید، یکی از کهنترین و شناختهشدهترین نمادهای ایران، قرنها بر پرچمها، سکهها و نشانهای رسمی ایران نقش بسته بود؛ نمادی از قدرت، سلطنت، روشنایی و اقتدار ملی. اما شاید کمتر کسی بداند که این نماد، ریشهای ژرف در سنت طالعبینی دارد.
شیر و خورشید در نجوم سنتی
ورود به ساختار رسمی دولت

رضا کیانی
در سال ۱۳۴۹، حکومت پهلوی با افزایش فعالیتهای گروههای مخالف نظیر مجاهدین خلق، چریکهای فدایی خلق و دیگر جریانهای سیاسی، تصمیم به تأسیس نهادی امنیتی جدید گرفت: کمیته مشترک ضدخرابکاری.
این نهاد با مشارکت سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) و شهربانی کل کشور تشکیل شد و هدف آن، هماهنگسازی اقدامات اطلاعاتی و انتظامی برای مقابله با تهدیدهای امنیتی داخلی بود.
کارکردهای اصلی کمیته:
پس از انقلاب ۱۳۵۷، این ساختمان به دست نیروهای انقلابی افتاد و در دورهای به زندان انقلابی و بعدها به یکی از مراکز وابسته به وزارت اطلاعات تبدیل شد.
در تاریخ معاصر، همواره میان شعارهای سیاسی و اهداف واقعی بازیگران تفاوتی چشمگیر وجود داشته است. سیاستمداران اغلب برای تهییج افکار عمومی یا تثبیت جایگاه خود، شعارهایی مطرح میکنند که الزاماً در برنامههای اجرایی آنها جایگاهی ندارد. برای مثال، یکی از معروفترین شعارهایی که در حافظه تاریخی ملت ایران باقی مانده، سخن امام خمینی در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ در بهشت زهرا است که گفت:
«ما این ساختمانها و کاخها را نمیخواهیم؛ ما آب و برق مجانی را برای مستضعفین میخواهیم.»
این جمله، بعدها بارها مورد استناد قرار گرفت؛ چه در ستایش از دغدغهمندی نسبت به طبقات پایین جامعه، و چه در انتقاد از غیرواقعی بودن وعدههایی که تحقق نیافتند. با این حال، هیچگاه این شعار بهصورت یک برنامه مشخص اقتصادی و قانونی در نیامد، بلکه بخشی از فضای انقلابی آن زمان بود.
به همین ترتیب، شعار «از نیل تا فرات» که در ادبیات برخی از جریانهای صهیونیستی یا افراطیون مذهبی یهودی مطرح شده، بیشتر بار ایدئولوژیک و نمادین دارد تا اجرایی و نظامی. این شعار که ریشه در برخی تفاسیر مذهبی از کتاب مقدس دارد، به محدودهای خیالی اشاره دارد که گفته میشود خداوند به بنیاسرائیل وعده داده بود. اما این عبارت، به دلایل تاریخی و سیاسی، هرگز بهعنوان دکترین رسمی یا برنامه اجرایی دولت اسرائیل شناخته نشده است. دلایل این ادعا را میتوان چنین برشمرد:
در هیچیک از بیانیههای استقلال اسرائیل (۱۴ مه ۱۹۴۸)، قانون اساسی نیمهرسمی این کشور، یا اسناد رسمی دولت اسرائیل، اشارهای به «از نیل تا فرات» یا لزوم تحقق مرزهای گسترده تاریخی نیامده است. اهداف اعلامی اسرائیل عمدتاً بر تأسیس دولت یهودی در سرزمینی مشخص و امن متمرکز بوده است، نه گسترش مرزها تا مصر و عراق.
در طول دهههای گذشته، اسرائیل همواره به دنبال تثبیت مرزهای خود بوده، نه گسترش بیپایان آن. برای نمونه:
در سال ۱۹۷۹، اسرائیل پس از پیمان صلح با مصر، تمام شبهجزیره سینا را به مصر بازگرداند، حتی با وجود هزینههای هنگفت اقتصادی و امنیتی که بابت توسعه آن منطقه صرف کرده بود.
در سال ۲۰۰۵، اسرائیل از نوار غزه به طور یکجانبه خارج شد و تمامی شهرکنشینان خود را از آن بیرون برد، در حالی که این منطقه در چارچوب شعار «نیل تا فرات» نیز میگنجید.
حتی در مذاکراتی چون کمپدیوید و طرحهای صلح مختلف (از جمله طرح کلینتون ۲۰۰۰ و مذاکرات آناپولیس)، اسرائیل آمادگی خود را برای واگذاری ۹۵٪ از کرانه باختری و تشکیل کشور فلسطینی اعلام کرده بود.
در میان جریانهای سیاسی اسرائیل، تنها گروههای کوچک و افراطی مذهبی (مانند برخی اعضای جنبش «گوش امونیم») ممکن است شعارهایی چون «از نیل تا فرات» را جدی بگیرند. اما اکثریت احزاب سیاسی، از چپگرایانی چون حزب کار تا راستگرایانی چون لیکود، هرگز چنین اهدافی را در برنامههای خود ثبت نکردهاند. حتی بنیامین نتانیاهو، در تمامی سالهای نخستوزیری خود، هیچگاه چنین شعاری را بهعنوان برنامه سیاسی مطرح نکرد.
در ادبیات رسانهای و سیاسی برخی کشورهای عربی و اسلامی، شعار «از نیل تا فرات» بارها به عنوان شاهدی بر نیتهای توسعهطلبانه اسرائیل مطرح شده است. اما این بازتابها عمدتاً با اهداف بسیج افکار عمومی همراه بوده و نه لزوماً با تحلیل دقیق منابع اسرائیلی.
حتی اگر گروهی در اسرائیل واقعاً چنین آرزویی داشته باشند، تحقق آن در عصر حاضر به دلایل فراوان (مقاومت کشورهای منطقه، تحولات نظام بینالملل، هزینههای اشغال، و وجود نیروهای مقاومت) غیرممکن است. هیچ کشوری، از جمله آمریکا، با چنین توسعهطلبیای همراهی نخواهد کرد.
شعارهایی چون «از نیل تا فرات» یا «آب و برق مجانی» را باید در چارچوب فضای فرهنگی و سیاسیِ صدورشان تحلیل کرد، نه بهعنوان برنامههایی اجرایی و الزامآور. همانگونه که شعار امام خمینی بیشتر بازتابدهنده روح عدالتخواهی و سادهزیستی در بستر انقلاب بود، شعار «از نیل تا فرات» نیز بازتابی از آرزوهای مذهبی گروهی محدود در تاریخ یهود است که بههیچوجه مبنای سیاست رسمی و راهبردی اسرائیل نبوده و نیست.
آیت الله علی خامنهای: «مبارزهی
همهجانبهی ملت فلسطین ــ سیاسی، نظامی، اخلاقی و فرهنگی ــ باید ادامه یابد تا
غاصبان فلسطین در برابر رأی مردم فلسطین تسلیم شوند...» (سخرانی روز قدس سال 98) در خرداد ماه ۱۳۹۹ و در آستانه روز قدس، دفتر رهبری سه پوستر منتشر
کرد به زبانهای زیر: فارسی، عربی و انگلیسی. عنوان پوسترهای عربی و انگلیسی یکی
بود: «Palestine will be free» اما در نسخهی فارسی، این جمله حذف شده بود و به
جای آن نوشته شده بود:«قدس،
خرمشهر دیگری خواهد شد.» این اشاره به خرمشهر تصادفی نیست. خرمشهر، شهری که پس از ۵۷۸ روز اشغال بازپس گرفته شد، در روایت جمهوری اسلامی نماد پیروزی خون بر
شمشیر است. در پوستر منتشر شده، قبة الصخره در پسزمینه و مسجد جامع
خرمشهر در مرکز تصویر دیده میشوند. پیام پنهان پوستر این است: قدس هم باید همانند خرمشهر «آزاد» شود؛ البته نه
از راه دیپلماسی، بلکه با زور اسلحه.
اما از پرچم گروه های فلسطینی یا رهبرانشان، جز گروه فتح، خبری نیست. تصاویر نقش بسته بر روی پوسترهایی که در دست مردم است همگی وابستگان محور مقاومتاند: سید حسن نصرالله، قاسم سلیمانی، عماد مغنیه، ابومهدی المهندس و یک سیاستمدار مستقل فلسطینی در این پوسترها وجود ندارند. از دید ایران تنها کسی می تواند نماینده واقعی مردم فلسطین باشد که قبلا وابستگی خود را به ایران اثبات کرده باشد.
در این پوستر حتی نشانی از ارتش ایران هم نیست! رهبر ایران برای «آزادی قدس» تنها به سپاه و نیروهای نیاباتی وابسته به آن اعتماد دارد.
در این پوستر، از ۱۲ روحانی حاضر، ۷ نفر شیعهاند، فقط ۲ روحانی اهل سنت دیده میشود، و هیچ کشیش مسیحی در تصویر نیست. جالب اینکه حتی یک زن فلسطینیای در این پوستر دیده نمیشود، اما ۲ زن با حجاب شیعیان در گوشه سمت چپ پوستر حضور دارند! پیام پوستر واضح است: جایگزینی جمعیت سنی فلسطین با شیعیان حامی ایران.
رهبر ایران بارها برای تعیین تکلیف فلسطین رفراندوم را پینشهاد کرده است، اما در پوستری که منتشر کرده خبری از حتی یک صندوق رأی نیست؛ آنچه که دیده می شود فقط یک چیز است: اسلحه.
پرسشهایی که باید از حاکمیت ایران پرسید اینها است:
در سالهای اخیر، خاموشیهای گسترده در ایران، شهروندان را به ستوه آورده بود. قطعیهای بیبرنامه، فرسایش زیرساختها و خاموشیهای سراسری — اما یکی از کاربران تلگرام، داستان دیگری را روایت کرد.
▪️ پرشهای ناگهانی در مصرف برق (و در نتیجه قطعی برق) همزمان با بالا رفتن قیمت بیتکوین
رضا کیانی
از دید حقوق بینالملل، حمله به تأسیسات هستهای صلحآمیز غیرقانونی است – مگر در شرایط بسیار خاص و نادر.
بر اساس پروتکل اول الحاقی به کنوانسیونهای ژنو (ماده ۵۶)، تأسیساتی مثل نیروگاهها یا مراکز هستهای که دربردارنده «نیروهای خطرناک» هستند، نباید هدف حمله قرار گیرند، اگر این حمله باعث تلفات سنگین غیرنظامیان شود.
تأسیسات هستهای ایران تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) و در چارچوب معاهده NPT (منع گسترش سلاحهای هستهای) فعالیت میکنند. یعنی استفاده آنها صلحآمیز است و بنابراین از وضعیت حفاظتشده حقوقی برخوردارند.
در سال ۱۹۸۱، اسرائیل به راکتور هستهای عراق حمله کرد؛ شورای امنیت با قطعنامه ۴۸۷ آن حمله را محکوم و آن را نقض حقوق بینالملل دانست. این نمونه، یک سابقه حقوقی روشن علیه هرگونه حمله مشابه است.
رضا کیانی
جنگ 12 روزه بین اسرائیل و ایران ادامه جنگی است که تقریبا 20 سال پس از پایان جنگ جهانی دوم آغاز شد: جنگ بین موشکهای سام و هواپیما. در یک طرف ماجرا سازندگان موشکهای پدافند هوایی انتظار داشتند که با فرورفتن در لاک دفاعی آسمان خودی را برای تحرک نیروی هوایی دشمن ناایمن کنند و در طرف دیگر هواپیماها انتظار داشتند که با زدن موشکهای سام بتوانند برای رسیدن به اهداف استراتژیک مهمتر یک کانال امن در حریم هوایی دشمن ایجاد کنند.
اولین گام را آمریکایی ها با ساختن #موشک_ضد_تششعش #شرایک در #جنگ_ویتنام برداشتند. موشک شرایک با هدف قراردادن رادارهای موشکهای پدافندی عملا آنها رو کور می کرد. پس در فاز اول جنگ، جنگ هواپیما با موشک تبدیل شد به جنگ موشک با موشک. اما ضربه اساسی که موشکهای سام مصری در جنگ 1973 به نیروی هوایی اسرائیل وارد کردند سبب شد تا اسرائیل به فکر یک چاره اساسی بیفتند. درسهای #جنگ_یوم_کیپور منجر شد به عملیات #موش_کور_19 در سال 1982 که اسرائیل توانست با موفقیت تمامی موشکهای سام سوریه در جنوب لبنان را منهدم کند. عملیات سرکوب دفاع هوایی دشمن که اسرائیل پایه گذاشت خود درسی شد برای نیروهای ائتلاف در عملیات #طوفان_صحرا. جنگ 12 روزه در حقیقت نسخه به روز رسانی شده همان عملیات موشک کور 19 بود که امروزه با ترکیب انواع پهپهادها، موشکهای ضد تشعشع، هواپیماهای رادارگریز و موشکهای دورایستا اجرا شد. اسرائیل در دو روز اول جنگ مشغول مبارزه با پدافند هوایی ایران بود و پس از آن کاری نبود که نیروی هوایی اسرائیل بخواهد انجام بدهد و نتواند. تنها رادع و مانع بین جنگنده های اسرائیل و موقعیتهای استراتژیک ایران برداشته شده بود. حال مقایسه کوتاهی بکنیم بین موفقیت اسرائیل در سرکوب دفاع هوایی ایران که دست وی را برای 10 روز بعدی جنگ باز گذاشت و عدم توجه روسیه در جنگ با اوکراین به این مهم و پیامدهای آتی آن.
1. از نظریه تا عمل
روسیه:
اسرائیل:
۲. تأثیر بر توانایی هوایی
روسیه:
اسرائیل:
۳. تأثیر بر عملیات زمینی/استراتژیک
روسیه:
اسرائیل:
۴. درسها و نتایج راهبردی
|
مؤلفه |
روسیه در اوکراین |
اسرائیل در ایران |
|
سطح آمادگی اطلاعاتی |
نسبتاً ضعیف |
بسیار بالا |
|
زمانبندی حمله |
شتابزده |
دقیق و مرحلهبندیشده |
|
موفقیت در سرکوب پدافندهوایی |
بسیار محدود |
نسبتاً موفق |
|
نتیجه نهایی |
عدم دستیابی به اهداف اولیه |
دستیابی به اهداف محدود با کمترین تلفات |
نتیجهگیری:
نویسنده: رضا کیانی
20 بهمن ۱۴۰۳ (اصلاح شده در روز 17 تیر ماه 1404)
پس از غرق شدن ناو آبی خاکی خارک در سال 1400، نیروی دریایی ایران به یک شناور لجستیکی جدید برای مأموریتهای بلندمدت خود نیاز داشت. راهحل؟ تبدیل یک #نفتکش تجاری به یک شناور لجستیک: شناور مکران که اکنون بزرگترین شناور نیروی دریایی ایران است.
مکران میتواند ۸۰ هزار تن سوخت، ۲۰ هزار تن آب شیرین، پنج فروند #هلیکوپتر، انواع پهپاد، چند فروند قایق تندرو، و حتی یگانی از تکاوران دریایی را در درون خود حمل کند.
عملیات جنگ الکترونیک، مینروبی، شنود سیگنالهای
مخابراتی دشمن، و حمل موشکهایی مثل قدیر و ابومهدی از دیگر قابلیتهای ادعایی آن
است.
اما کارشناسان در قابلیتهای تبلیغ شده برای مکران تردید دارند چرا که این شناور:
با این محدودیتها، آیا مکران واقعاً پایگاه سیار دوربرد برای اهداف استراتژیک است یا صرفاً یک پمپبنزین شناور آسیبپذیر؟ به نظر می رسد که پاسخ دوم صحیح تر باشد. نوع تهدیداتی که در حال حاضر ایران را محاصره کرده، و همچنین تجربه جنگ 12 روزه ایران و اسرائیل نشان می دهد که این چنین پروژه های پرهزینه ای نه تنها مشکلی را از نیروهای رزمی ایران باز نمی کنند بلکه ممکن است که خودشان هم در زمان نیاز دست و پای مدافعان را ببندند. اگر زمانی سواحل ایران مورد حمله مستقیم آمریکا یا اسرائیل یا حتی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس قرار بگیرند مکران و مکرانها چه کمکی می توانند به مدافعین بکنند در حالیکه دست کم باید دو یا سه فروند شناور رزمی نقش اسکورت را برای هر فروند از این کشتی های لجستیکی بازی کنند؟
با وجود خطای استراتژیک نیروی دریایی ارتش در ساخت شناوری چون مکران گفته میشود «مکران ۲» با امکانات بیمارستانی، آسانسور بالگرد و فضای ویژه تکاوران دریایی در حال ساخت است. همچنین نیروی دریایی سپاه پاسداران نیز پروژه هایی شبیه به مکران را در دست ساخت دارد.
جمعبندی: مکران از نظر راهبردی نمادین است و از نظر عملیاتی آسیبپذیر. غیبت این شناور در جنگ با اسرائیل نشان می دهد که چگونه منابع کمیاب کشور به جای اینکه صرف دفاع هوایی از مراکز حساس کشور بشوند در چاه ویل پروژه هایی ریخته می شوند که تنها برای شوآف و تبلیغات بعضی از فرماندهان نظامی کارآیی دارند و لاغیر.