نویسنده: N. C. Bipindra
منبع: Defence Capital | ۲۹ ژوئن ۲۰۲۵
دهلی نو: در جریان عملیات «شیر خیزان» که توسط اسرائیل در تاریخ ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ آغاز شد، سامانههای پدافند هوایی ایران ترکیبی از موفقیتهای محدود و آسیبپذیریهای چشمگیر را نشان دادند. در قسمت جدید «گفتوگوهای سرمایه دفاعی»، سرلشکر وی.کی. ساکسنا، مدیرکل سابق پدافند هوایی ارتش هند، عملکرد سامانههای پدافندی ایران در برابر حملات هوایی اسرائیل را با جزئیات بررسی میکند.
شناسایی اولیه و واکنش
عملکرد سامانههای کلیدی پدافند هوایی
نتایج حملات اسرائیل
نقاط ضعف آشکارشده
روایت ایران و تلاشها برای بهبود
جمعبندی
ترکیب حملات چندبعدی اسرائیل — شامل پهپادهای رادارگریز، موشکهای هدایتشونده دقیق، و جنگ سایبریـالکترونیکی — از توان شبکه پدافند فعلی ایران فراتر بود.
سامانههای دفاعی ایران تا حدی مؤثر بودند، بهخصوص در مناطق پایینتر، اما نتوانستند زیرساختهای حساس هستهای و سپاه را محافظت کنند.
این عملیات ضعفهای ساختاری در دکترین پدافند هوایی ایران و ناتوانی آن در برابر دشمنی هماهنگ و مجهز به فناوریهای برتر را آشکار ساخت.
زمانی که اسرائیل در سال 1982 به لبنان حمله کرد سوریه تعدادی از موشکهای پدافند هوایی را که از شوروی سابق دریافت کرده بود در دره بقاع لبنان مستقر کرده بود تا جلوی فعالیت نیروی هوایی اسرائیل را بگیرد. آنچه که در جنگ 12 روزه ایران و اسرائیل شاهدش بودید پرونده ای است که اسرائیلی ها از 40 سال پیش در دست گرفته بودند. مطالعه مجدد عملیات موشک کور 19 که در طی آن نیروی هوایی اسرائیل توانست با قدرت پدافند هوایی سوریه را سرکوب کند به شما عزیزان پیشنهاد می کنم:
عملیات موش کور 19https://wars-and-history.blogsky.com/1403/02/10/post-397/%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D9%88%D8%B1-19
سند اثبات حدسیات:
در نهایت در سال ۱۹۴۶، پس از پایان جنگ جهانی دوم و دستیابی متفقین به آرشیوهای وزارت خارجه آلمان، نسخهای از پروتکل محرمانه پیدا شد. متن آن نشان میداد که آلمان و شوروی توافق کردهاند:
در طول جنگ جهانی دوم، ارتش امپراتوری ژاپن یکی از سازمانیافتهترین و پرانگیزهترین نیروهای نظامی جهان بود. با این حال، این ارتش در برابر ایالات متحده و متفقین به شکلی سریع و بعضاً فاجعهبار شکست خورد. یکی از دلایل اصلی این ناکامی، نه در فقدان تجهیزات یا روحیهی سربازان، بلکه در ساختار معیوب فرماندهی نظامی ژاپن نهفته بود؛ ساختاری که به شکل همزمان دو ستاد کل مستقل – یکی برای نیروی زمینی و دیگری برای نیروی دریایی – را بهوجود آورده بود، هرکدام با راهبرد، منافع، و اولویتهای مستقل از یکدیگر.
این دوگانگی موجب شد که ارتش و نیروی دریایی ژاپن نهتنها هماهنگ عمل نکنند، بلکه عملاً در رقابت با یکدیگر، سیاست خارجی، منابع، و عملیاتهای میدانی را دچار گسست سازند. نتیجهی این رقابت ساختاری، شکستهای سنگینی همچون سقوط سایپان، نبرد میدوی و ناکارآمدی در دفاع هماهنگ از جزایر حیاتی اقیانوس آرام بود. نبود یک زنجیره فرماندهی یکپارچه و تصمیمسازی منسجم، شاید مهمترین درس منفی جنگ برای ارتشهای مدرن به شمار رود.
امروز، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران نیز با ساختاری مواجهاند که میتواند بهگونهای مشابه، زمینهساز ناهماهنگیهای راهبردی در شرایط بحرانی شود. در رأس نیروهای مسلح ایران دو نهاد کلیدی وجود دارد: ستاد کل نیروهای مسلح که وظیفه طراحی راهبرد کلان، سازماندهی و هماهنگی ارتش، سپاه، بسیج، و نیروی انتظامی را بر عهده دارد؛ و در کنار آن، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء (ص) که بهعنوان قرارگاه عملیاتی جنگ و طراحی میدانی رزمایشها و مقابله با تهدیدات، فعالیت میکند.
گرچه در ظاهر وظایف این دو نهاد از هم تفکیک شدهاند – یکی ستادی و راهبردی، دیگری عملیاتی و میدانی – اما در عمل، موارد متعددی از همپوشانی مأموریتها، تداخل تصمیمگیری، و ابهام در سلسلهمراتب فرماندهی قابل مشاهده است. بهویژه در شرایط بحرانی یا جنگ احتمالی، این دوگانگی میتواند موجب تأخیر در تصمیمگیری، سردرگمی در میدان عملیات، و تضعیف فرماندهی مشترک بین ارتش و سپاه شود.
همانطور که تجربه ژاپن نشان داد، وجود دو مرکز فرماندهی با سلسلهمراتب موازی، میتواند در کوتاهمدت موجب انعطافپذیری شود، اما در بلندمدت، توان دفاعی یک کشور را در برابر تهدیدات ترکیبی، چریکی، سایبری یا تمامعیار تضعیف میکند. برای ایران نیز، ایجاد ساختار یکپارچه فرماندهی جنگ، مشخصسازی مرزهای اختیارات ستاد کل و قرارگاه خاتم، و پایان دادن به دوگانگی نهادی، ضرورتی راهبردی است؛ ضرورتی که نه تنها به انسجام بیشتر در میدان میانجامد، بلکه پاسخگویی، کارآمدی و بازدارندگی نظامی کشور را تقویت خواهد کرد.
ل وقتی آلمانها از یک ذهن بُرنده ترسیدند
رضا کیانی
در اوج جنگ جهانی دوم، سرویس اطلاعات آلمان نازی متوجه چیزی عجیب شد: انگار انگلستان از برنامههای مخفی آنها زودتر باخبر میشد. پروژههای سری مثل موشکهای V-2 یا رادارهای فوقپیشرفته، خیلی زود در رادیو لندن یا صفحات روزنامههای انگلیسی سوژه میشد.
نازیها به شدت دنبال «جاسوس» میگشتند. اما هیچ سندی از وجود یک نفوذی نیافتند...
تا اینکه نام یک جوان بریتانیایی به گوششان خورد: آر.وی. جونز، دانشمند جوان شاغل در نیروهای نظامی بریتانیا و یک نابغه. او نه جاسوس بود، نه به پروندههای سری آلمان دسترسی داشت. تنها کارش این بود: تحلیل دقیقِ اخبار، سخنرانیها، تبلیغات رادیویی آلمان، تغییرات در نقشهها و حتی عکسهای هوایی… و از دل این اطلاعات «علنی»، به واقعیتهای پشتپرده میرسید! راجر مَسی با همین اطلاعات باز و ذهن تیز، پیشبینی کرد آلمانها چه فناوریهایی در دست ساخت دارند — و در بسیاری موارد، درست گفته بود.
این داستان الهامبخش بعدها به الگویی برای اطلاعات منبع باز (Open-Source Intelligence) تبدیل شد — دانشی که امروز در عصر اینترنت و رسانه، قویتر از همیشه عمل میکند.
محسن رضایی در مصاحبه خود با شبکه خبر در روز 29 خرداد 1404 تهدید کرد که ایران بمب هسته ای خواهد ساخت و بر سر اسرائیل خواهد زد.

نویسنده: رضا کیانی
همانطور که قبلاً گفتهام، پیشبینی آینده کار احمقهاست؛اما خوب! من هم مثل هر ایرانی اصیل دیگری، نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم. پس ببینیم:
مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا طی یک تا دو هفته آینده آغاز میشود و ممکن است که با فشار آمریکا برای نشستن اسرائیل در کنار آمریکا همراه باشد. طرف مقابل برای حفظ جایگاه خود در یک اقتصاد رانتی ناچار به دادن باجهایی خواهد بود:
· حذف کامل برنامه هسته ای ایران (اعم از نظامی و غیرنظامی و غنی سازی و پژوهشی و دانشگاهی و غیره)
· حذف کامل برنامه موشکهای بالستیکی ایران (اعم از برد بلند و کوتاه و تاکتیکی و چند کلاهکه و نقطه زن و نقطه مرد و غیره)
· حذف کامل برنامه پشتیبانی ایران از گروه های شبه نظامی نیابتی ایران (از جمله حماس، جهاد اسلامی، حزب الله لبنان، حشد الشعبی، انصار الله و غیره)
· حذف کامل واحد برون مرزی سپاه پاسداران (معروف به سپاه قدس).
· ممکن است که حذف سپاه پاسداران (به صورت کلی) یا ادغام آن در ارتش نیز در دستور کار قرار بگیرد یا نگیرد.
همزمان با مذاکرات خارجی آفتاب تابستان داغ تر می شود. نتیجه: کوتاه تر شدن پاچه شلوارها، عقب رفتن روسریها. حال حاکمیت ناچار است به باج دادن به بدنه مذهبی متصلّب حامیان خود در داخل کشور. بازگشت ون های گشت ارشاد به خیابان، آغاز بگیر و ببند بر سر حجاب، و شعارهای تازه رسانهای برای قانونگرایی در راهاند.
دوباره فضای خیابانها ملتهب خواهد شد. آینده اما همچنان نامعلوم است: شاید خمودگی مردم در برابر فشارهای رژیم در حوزه اجتماعی و شاید هم یک انفجار اجتماعی دیگر از نوع مهسا امینی.
در مصاحبه روز 29 خرداد 1404 محسن رضایی می گوید که از اسفندماه در انتظار آغاز جنگ بوده اند؟ سوال این است که اگر این چنین است چرا هیچ آماده سازی صورت نگرفت؟ چرا ذهن مردم آماده نشد؟ چرا سوخت و غذا ذخیره نشد؟ چرا پناهگاه ساخته نشد و از همه مهمتر چرا نیروهای نظامی واطلاعاتی ما کاملا غافلگیر شدند و این همه از فرماندهان عالی رتبه و دانشمندان در طی جنگ کشته شدند؟

خواندن زندگی نامه خلبانهای آس از قسمتهای همیشه جذاب تاریخ نظامی گری است. این که این افراد به چه پیروزیهایی رسیدند، از کجا آمدند، چه کردند و چه خصوصیات اخلاقی داشتند همواره برای عموم مردم جذاب بوده است . از میان خلبانهای آس جنگ جهانی دوم اما یواخیم مارسی جزو عجیب ترین نمونه هاست. مارسی در اواسط جنگ و در حین نبردهای هوایی شمال آفریقا کشته شد. اگر تا انتهای جنگ زنده بود شاید رکورد پیروزیهای هوایی او بیشتر از هر کس دیگری میشد. زندگی نامه او را در فایل زیر بخوانید:
عقاب صحراhttps://s33.picofile.com/file/8485540850/Desert_Eagle.pdf.html
در سالهای اخیر، بهویژه در پی تحولات ژئوپلتیک و درگیریهای نظامی، گفتمان سیاسی آیتالله خامنهای شاهد نوعی تغییر مفهومی بوده است. مقایسهی سخنرانیهای گذشته با بیانیهی اخیر ایشان، پس از بمباران مراکز هسته ای ایران توسط آمریکا و پذیرفتن آتش بس توسط ایران و اسرائیل در پی جنگ 12 روزه، در نشان میدهد که مخاطبین وی از «امت اسلامی» به «ملت ایران» تبدیل شده اند.
ایدئولوژی رسمی جمهوری اسلامی پس از انقلاب ۱۳۵۷ بر امتگرایی اسلامی و صدور انقلاب استوار بود. آیتالله خامنهای نیز در دهههای گذشته بارها از «امت واحده»، «وحدت مسلمین» و «جهاد اسلامی» سخن گفته است (مصلحی و اسلامی، ۱۴۰۳)[10]. اما سخنرانی اخیر او درباره حمله مستقیم آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۶ ژوئن ۲۰۲۵، نقطهی عطفی در این روند است، که در آن «ملت ایران» بهعنوان محور اصلی گفتمان معرفی میشود.
در سخنرانی اخیر، واژههایی چون «ملت ایران»، «تمدن کهن»، «عزت ملی» و «فرهنگ ایرانی» برجسته شدهاند. در مقابل، مفاهیمی چون «امت اسلامی» یا «جهان اسلام» که در سخنرانیهای پیشین پررنگ بودند(مصلحی و اسلامی، ۱۴۰۳)[10]، حذف شدهاند و به کار گرفته نشده اند.
آیت الله خامنهای در این سخنرانی، مشروعیت اقدامات جمهوری اسلامی را از «ملت ایران» میگیرد، نه از رسالت فراملی اسلامی که تا کنون قائل به آن بودند. این تغییر در مخاطب، از «امت» به «ملت»، نشاندهندهی چرخش در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی در حال حاضر است (نامبرادرشاد، ۱۴۰۲)[11].
تحلیلهای گفتمانی نشان میدهند که از دهه ۱۳۹۰ به بعد، بهویژه پس از تحولات منطقهای و فشارهای داخلی، گفتمان رسمی جمهوری اسلامی بهتدریج از آرمانگرایی فراملی به واقعگرایی ملیمحور متمایل شده است (اشرفی و مظفری نیکو، ۱۴۰۳)[9].
افول قدرت منطقهای ایران و هزینههای بالای محور مقاومت همراه با بازده اندک آنها در راستای تأمین امنیت جمهوری اسلامی؛
افزایش نارضایتی داخلی و کاهش مشروعیت گفتمان جهادی و مبارزه در راستای پیروزی در جنگهای صلیبی بر علیه دشمن مشترک یهود-مسیحی؛
ضرورت بسیج افکار عمومی داخلی با تکیه بر غرور ملی؛
رقابت با ابرقدرتها (مثلا آمریکا) و دیگر قدرتهای منطقه ای (مثلا اسرائیل و ترکیه) در میدان ملیگرایی.
سخنرانی اخیر رهبری جمهوری اسلامی ایران بازتاب دهنده ی تغییری مهم در صورتبندی هویتی جمهوری اسلامی است: از امتی فراملی که وظیفهی جهانی دارد، به ملتی تاریخی که باید از عزت و شرف خود دفاع کند. این تغییر لزوماً بهمعنای نفی کامل ایدئولوژی اسلامی نیست، اما نشان میدهد که الگوی جدیدی از مشروعیت و روایت سیاسی در حال تثبیت شدن است—روایتی که بر «ایران» بهعنوان یک ملت مستقل و صاحبفرهنگ تأکید دارد، نه صرفاً بهعنوان پارهای از امت اسلامی.
1. [بازتاب نخستین واکنش رهبر انقلاب به آتشبس در رسانههای جهان] خبرگزاری مهر، ۱۴۰۴
2. [سخنرانیای برای دل اهل خانه] – رادیو فرانسه، ۱۴۰۴
3. [سیانان: رهبر عالی ایران پیام قاطعانهای به ترامپ داد] – کیهان، ۱۴۰۴
4. [پیام رهبر انقلاب با محور «سیلی سخت ایران به آمریکا»] – ایرنا، ۱۴۰۴
5. [از سیلی ایران به آمریکا تا فروپاشی اسرائیل] – همشهری آنلاین، ۱۴۰۴
6. مصلحی، زهرا و اسلامی، سعید. (۱۴۰۳). نظریه امت اسلامی در اندیشه سیاسی آیتالله خامنهای. فصلنامه الهیات و معارف اسلامی، شماره ۶، صص. ۲۶–۴۱. [لینک مقاله]
7. نامبرادرشاد، فرهاد. (۱۴۰۲). تأملی در جایگاه امتباوری و ملتگرایی در جمهوری اسلامی ایران. دوفصلنامه تاریخنامه انقلاب، شماره ۱۳ و ۱۴. [لینک مقاله]
8. اشرفی، اکبر و مظفری نیکو، علیرضا. (۱۴۰۳). وقتهها و مختصات گفتمان هندسه جدید قدرت در اندیشه آیتالله خامنهای. مجله ایرانی مطالعات آسیا، شماره ۱، صص. ۲۴۵–۲۷۶. [لینک مقاله]